انواع و اقسام دختران دم بخت

بحثی که قرار بود مطرح کنم، انواع و اقسام دخترهایی هست که تا حالا دیدم!

فعلا" راجع به دخترها صحبت میکنم و مبحث زن های متآهل رو  میذارم تو یه پست مجزا

مقدمتا" عرض کنم که موارد مطروحه زیر فقط گویای بخش عمده ای از زنان و دختران این مرز و بومه، ممگنه گونه های دیگری هم باشن که به جهت قلت یا هر چیزه دیگه ای از عنوان کردنشون اینجا خودداری میکنم

    دسته اول، دخترهایی هستن که ته دلشون میخوان ازدواج کنن، با هر ازدواجی که تو فامیل و دوستاشون اتفاق میافته، دلشو قیلی ویلی میره ولی خب حجب و حیا و معذوریت های اجتماعی و اخلاقی مانع بروز شدید این علاقه میشه و این دخترهای معمولا خانواده های خوبی دارن و احساس رضایت از خانواده هاشون دارن و به شدت پایبند اخلاقیات هستن و منتظر تا مورد مناسبی پیش بیاد و معمولا" هم برای این افراد زندگی های خوبی میشه متصور بود چون گرفتار مسائل دسته های دیگه دخترا نیستن!
    دسته دوم، دخترهایی هستن که فقط میخوان شوهر کنن، فقط شوهر کردن براشون مهمه، بعضی از این انواع دختر به خاطر خسته شدن و رکود و مسالت و فرار از محیط خانوادگی، برخی برای به دست آوردن آزادی بیشتر، برخی برای ارضای نیازهای جنسی و البته بهانه های دیگه ای هم هست که خواننده های این وبلاگ بیشتر با اون آشنان!
    دسته سوم، دخترهایی که میخوان شوهر کنن ولی نه با هر شوهری و به هر قیمتی، وسواس بدی دارن و رو هر کسی ایراد میذارن تا کسی که به دلشون بشینه و شرایطش اوکی باشه، که اونم باید بشینن تا بیاد!
    دخترهایی که حس میکنن خوشگلن، یا اندام قشنگی دارن یا یه چیزایی تو این مایه ها (متاسفانه این روزها این خوشگلی و البته توهم زیبایی رو با بد ترین شکل ممکن کسب و میخرن)،‌ این ها عمدتا دنبال مرد رویاها با ظاهری جذاب و قطعا وضعیت شغلی، پولی و خانوادگی سطح بالا
    دسته چهارم، دخترهایی که دنبال نیات خاص خودشون هستن این نیات شامل چند تا چیز میشه:

    رسیدن به پول و پله طرف و تلکه کردن یه پسر از طریق مهریه و نفقه و این جور حرفا (این مورد به شدت در حال رشده، اینو از شلوغی رفت و آمد زنها و دختر ها تو دادگاه خانواده میشه فهمید)
    رسیدن به آزادی های مورد نظرشون برای نوع پوشش، کار کردن، مسافرت و ...
    ارضای نیاز جنسی و شهوانی شون
    مستقل شدن و دنبال کردن توهم استقلال
    به دنبال مردی بودن که در اختیارشون باشه و افسار زندگی رو به دست بگیرن، چون تو خونه پدر نتونستن به خوبی اون اقتدار رو حفظ کنن
    فرار از دست سخت گیری های پدر یا مادر
    و ... (البته بالغ بر 99 درصد موارد فوق توهم های احمقانه دخترانه و زنانه است و چیزی از واقعیت پیش و پس اونها نیست و متاسفانه این جور نیات عمدتا با شکست مواجه میشه و ضرر اصلی رو کسی میکنه که از اوننیات بی خبر بوده و صادقانه پا پیش گذاشته و اون همیشه پسره بیچارست)

    دسته پنجم دخترهایی هستن که هر کسی و که دلشون خواسته تجربه کردن و دهنی دهنی که شدن، دیگه حوصله شون سر رفته میخوان یه مرد رو به عنوان نه پارتنر و دوست بلکه شوهر تجربه کنن (این تجربه ها هم عمدتا به جدایی میانجامه و از همون قسم کلک ها و حیله گری های زنانه است که نیات خودشون رو پنهان کردن)
    دسته ششم هم دنبال مادر شدن و بچه دار شدن هستن و خیلی براشون مردشون مهم نیست
    دسته هفتم دنبال رسیدن به حسرت ها و عقده های خودشون، یا مادراشون هستن، این دسته احتیاج به شرح و بسط زیادی داره، مثلا ممکنه مادری از همسرش آزار ببینه یا توهم آزار دیدن داشته باشه و این عقده و توهم عقده تو ذهن دختر شکل گرفته باشه و برای انتقام بخواد بره با مردی که ذلیل باشه و گوش به فرمان ازدواج کنه یا مورد دیگه اینکه مثلا مردی از محل ثروت زنی ثروت مند شده باشه و این عقده تو دل دختری شکل گرفته باشه که باید حق ضایع شده مادرم رو از شوهرم بگیرم و نذارم عین مادرم استثمار بشم (این زندگی ها هم برای مرد جهنمه و برای زن سلطه گری و حیله گری مضاعف)
    دسته هشتم زن هایی هستن که دنبال زندگی کردنن و دوست هم ندارن دهنی هر کس و نا کسی بشن، البته اعتقاد به ازدواج سنتی هم ندارن و خودشون میخوان انتخاب کننده باشن
    دسته نهم زن هایی هستن که عمدتا شمالی ها اینطورن، چند وجهی و چند رو دارن، قبل و بعد از عقد .. کلا دنبال به کار بردن حیله های پست و مزورانه هستن، از طرفی در باغ سبز نشون میدن و خودشون رو قانع و زن زندگی معرفی میکنن و از طرفی بعد از عقد دنبال یه برده و نوکر بی جیره و مواجب میگردن
    دسته ای (دهم) از زنها اعتقاد  دارن باید تو زندگیشون اونها هم تلاش کنن و با مشارکت زندگی بسازن، بر عکس یه عده که اعتقاد دارن مرده دندش نرم باید همه هزینه ها رو تقبل کنه و همین که من میرم تو خونش باشد کلی هم خرج من کنه!!
    دسته یازدهم زن ها اعتقاد دارن باید که تا قبل از عقد خیلی چیزا رو باید مخفی کنن و بعد زا عقد به مرور به همسراشون بگن
    دسته دوازدهم، دخترهایی هستن که ملاک های کاملا" رادیکال دارن، مثلا حتما از یه قومیت یا یه شغل باشه و از این دست و ...

البته یک دسته خیلی خیلی خیلی کم و رو به انقراض هم هستند که دنبال زندگی کردنن و دوست هم ندارن دهنی هر کس و نا کسی بشن و اعتقاد به ازدواج سنتی  دارن و میخوان خودشون هم در انتخاب و یا" تایید انتخاب" دخیل باشن!!


این دسته بندی ها قطعا ادامه خواهد داشت ولی چیزی که هست، متاسفانه واقعیت تلخ این دسته بندی وجود داره هر چند یه عده نخوان زیر بار برن، شواهد و مستندات بر تائید این موضوع هم به قدری واضح و مبرهنه که نیاز به اثبات نداره!
همین چند دسته بندی فعلا به ذهنم رسید اگه چیزی بود حتما اضافه میکنم!
نکته خیلی مهمی که تو این تقسیم بندی هست،‌توهم هاییه که زنها از دسته مرتبط با خودشون دارن، مهم نیست شما چی فکر میکنین مهم اینه که شما چی هستین!
*جهاز و مهر زن، مهر است ای دوست

محبت مغز باشد، مابقی پوست

درآن خانه که نبُوَد مهربانی

جهنم دان و نامش زندگانی!

 

برگرفته از وبلاگ وقتی که مرد شدم

/ 4 نظر / 38 بازدید
رضا

علت اصلی ازدواج دختران نیاز به یک بالاسره که ازشون محافظت کنه و نیاز هاشون رو تامین کنه که الان این فاکتور رو می خوان جور دیگه ای پاسخ بدن که دیگه نیاز به ازدواج نداشته باشن.

رضا

بالا رفتن سن ازدواج و تحصیل و اشتغال زن 1066- بالا رفتن سن ازدواج و نیز مستمراً کوتاهتر شدن عمر مفید زناشوئی ها به بهانه تحصیل و تورم و امثالهم فقط و فقط گریز از ازدواج به معنای گریز از ولایت زناشوئی بخصوص از جانب زن است که همواره مترصد یافتن یک شوهر میلیاردر احمق و سلطه پذیر و بازیچه هستند. یعنی ارزش تحصیل و اشتغال برای زن فقط به قصد ولایت ناپذیری از شوهر است که اصل این ولایت ناپذیری عدم پذیرش غیرت شوهر است که به معنای عدم پذیرش عصمت است. یکی از موارد اتهام بنده در دادگاه، تهمت به همه زنان جامعه بود از طریق طرح چنین حقایقی! ولی خود زنها بیش از هر کسی بر درستی این حقیقت قلباً اذعان دارند! 1067- یکی از دلایل رد این حقیقت از جانب زنان اینست که : « ما به چنین نیت پلیدی به سوی تحصیل در دانشگاه و اشتغال نمی رویم بلکه منظورمان بالا بردن سطح علمی خود و خانواده مان است و نیز کمک اقتصادی به شوهرانمان است و ...» می بینیم که این ادعائی سراسر خداپسندانه و الهی و بلکه ایثارگرانه است. ولی عجبا که نتیجه کار در عمل کاملاً وارونه از آب در می آید آیا چنین نیست؟ از کتاب " بود و نبود " استاد عل

همین

آقا به نظر من باید یه دسته هم زن هایی باشه که دنبال زندگی کردنن و دوست هم ندارن دهنی هر کس و نا کسی بشن و اعتقاد به ازدواج سنتی هم دارن و میخوان خودشون هم در انتخاب و یا" تایید انتخاب" دخیل باشن!! درسته؟؟ همین[گل]

همین

دومین دلیل به کنار اما خب برا اولیش اگر خوبها کم هم نباشند بقیه میشن بد مطلق! [مغرور] مطلق هم غیر ممکن عست! نه؟! حالابا اجازه ی اونجا یواشکی و ریز اضافش کن...نمیشههههه؟؟!![سوال]