رقابت پسران با دختران در کنکور ظلم به پسرهاست

اگر بین تحصیلات دانشگاهی دانشجویان دختر به ویژه در تحصیلات تکمیلی با بالارفتن سن ازدواج آنان ارتباط معناداری وجود دارد یعنی در هر صورت یکی از این دو امر باید قربانی دیگری شود یا راهکار میانه‌ای هم وجود دارد؟
بله، راهکار دیگری وجود دارد و آن همین بحثی است که من با تعدادی از دکتر‌ها و پژوهشگران داشتم که این سئوال را برایشان مطرح کردم که آیا خداوند انسان را پُر آفریده است؟ که از نظر قرآن ما پر آفریده شده‌ایم یعنی در‌‌ همان شب اول بعثت در غار حرا پنج آیه بر پیامبر رحمت(ص) نازل شد که: «اقرا باسم ربک الذی خلق» و در آیه پنجم می‌فرماید: «علم الانسان ما لم یعلم»، یعنی هر چه انسان نمی‌دانست به او یاد داد. به همین خاطر هیچ کس نیست که هیچ چیزی نداند، بنابراین اگر ما می‌دانیم پس مشکلمان چیست؟!  مشکلمان این است که یادمان رفته. حالا باید یک نفر بیاید و به ما یادآوری کند بنابراین خداوند در قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرماید:‌ ای پیامبر(ص) تو چه کاره‌ای؟ «فذکر انما انت مذکر» تو فقط یادآوری می‌کنی. بر همین اساس خانم‌های ما در وجودشان همه چیز هست و نیازی به این مدرک دانشگاهی ندارند؛ یعنی زن اگر در مسیر مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها باشد، می‌تواند حتی محدثه باشد، مقامی که برای پیامبر(ص) جایی گفته نشده است، پیامبر(ص) بودند اما محدثه نیستند و جایی برایشان به کار نرفته است اما مادرمان حضرت زهرا(س) محدثه هستند.

وقتی بزرگان می‌آمدند خدمت امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام، می‌گفتند صبر کنید ببینم مادرمان در کتاب ما چه نوشته است و این طور کتاب جامع مادرشان فاطمه زهرا(س) را می‌آوردند و حکمشان را استخراج می‌کردند. در حال حاضر از این کتاب حضرت زهرا(س) ۴۰۰ جمله در اختیار مراجع ما است که به آن اصول اربعه می‌گویند؛ یعنی اصول ۴۰۰ گانه که از آن کتاب برای ما گفته شده؛ اما همه کتاب برای ما گفته نشده است و باید منتظر ظهور آخرین حجت خدا باشیم تا ببینیم در آن کتاب سبک زندگی ما را چگونه تعیین کرده‌اند.

با توجه به بیشتر شدن سهم دختران در ورود به دانشگاه، چرا پدیده پیر دختران تحصیل کرده روز به روز بیشتر می‌شود؟
وقتی دختران مدرک دانشگاهی گرفتند بلافاصله به سمت بازار کار تمایل پیدا می‌کنند و وقتی هم که سرکار می‌روند و حقوق می‌گیرند می‌گویند برای چه ازدواج کنیم، و مادر هم می‌گوید برو دانشگاه بعد هم سرکار که در آینده برای خریدن یک جوراب دستت را به سوی شوهرت دراز نکنی! یعنی آمده‌اند با یک تبلیغات خیلی موذیانه و ظریفی گفتند که وقتی زن دستش را جلوی مرد دراز کند این نشانه ذلت است، بنابراین دختران هم سرکار می‌روند، پول در می‌آورند، خانه و ماشین می‌خرند و دیگر همه چیز دارد پس دیگر چه نیازی به ازدواج دارد. یا می‌آید در بازار آزاد نیازهای دیگرش را به طور نامشروع ارضا می‌کند یا اینکه نیاز‌هایش را سرکوب می‌کند که در آیه ۱۸۷ سوره بقره آمده است که به خودش خیانت می‌کند و نیازهای دیگرش را سرکوب می‌کند و خودش را وقف جامعه می‌کند.

شما در دوران تحصیلتان فراوان مدیر و ناظم و معلمی داشتید که ظاهرا خانم‌های متدینی هم بودند اما ازدواج نکرده بودند و خودشان را وقف بچه‌های مردم کرده‌اند که چقدر هم برای بهشت کیسه دوخته‌اند! و تصورشان این است که حالا که من خودم را وقف بچه مردم کرده‌ام باید به بهشت بروم در حالی که خداوند چه نقشی و چه تکلیفی از او خواسته است؟! روز قیامت آن تکلیف را از او می‌خواهند. در دعای ۲۰ صحیفه سجادیه، دعای مکارم الاخلاق سطر سوم امام سجاد علیه السلام می‌فرمایند «خدایا مرا به کاری بگمار که مرا برایش آفریدی و فردا از من سئوال می‌کنی». بنابراین از یک زن نمی‌پرسند که چند دانش آموز و دانشجو بزرگ کردی، چقدر عمل جراحی کردی، چقدر ماشین ساختی و چقدر رانندگی کردی بلکه می‌پرسند آیا مردی را آسمانی کردی یا نه؟

تکالیف شرعی، از زن چه می خواهند؟
از زن، زوجیت می‌خواهند. چقدر آرامش بخشیدی یا چقدر باعث هیجان شدی؟ الان این همه زن بدحجاب و بی‌حجاب مرد‌ها و پسران را هیجان زده می‌کنند. خانواده‌ها را متلاشی می‌کنند. این‌ها که به جامعه آرامش معنوی و روحانی نمی‌دهند.

پس ببینید در مورد ورود دختران به دانشگاه خیلی همه چیز موذیانه و ریز حساب شده است؛ تا طرف مدرک می‌گیرد، طبیعتا به سمت بازار کار کشیده می‌شود و بعد از آن وقتی می‌خواهد استخدام شود می‌بیند که هر چقدر خوشگل‌تر و آرایش کرده‌تر باشد بهتر گزینش می‌شود و به عنوان یک منشی در گزینشش تاثیر دارد بنابراین می‌بینید که خیلی قشنگ مانند یک زنجیر به سمت ابتذال کشیده می‌شوند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند که یا ازدواج نکنند یا وقتی ازدواج می‌کنند زندگی‌هایشان پر حاشیه باشد و اینکه اگر ازدواج می‌کنند منجر به بچه نشود و اگر شد تنها یک فرزند داشته باشند، یعنی دشمن با این قضیه اهداف بسیاری را دنبال می‌کند. یکی دو تا نیست و آنقدر اهداف پیچیده است که مانند مسلسل پشت سر هم تحقق پیدا می‌کنند.

ازدواج دانشجویی می‌تواند میزان آسیب‌های مربوط به افزایش سن ازدواج دختران را کمتر کند؟
ما فقط یک ازدواج اسلامی داریم، و دیگر ازدواج دانشجویی، کارمندی و کارگری و غیره نداریم؛ ازدواج دو مدل بیشتر نیست، یا ازدواج اسلامی است یا ازدواج بر اساس القائات روان‌شناسی است. چون روان‌شناس نمی‌تواند خیرخواه بشر باشد و روان‌شناس و جامعه‌شناس دو اسم‌‌ همان اشاعره هستند و اشاعره معتقد به جبر بودند. به طوری که ابن زیاد ملعون به حضرت زینب سلام الله علیها گفت: دیدی برادرت را خدا کشت؟ حضرت فرمود تو کشتی، ابن زیاد گفت: نه خدا کشت؛ یعنی جبر و اشاعره بودند این‌ها که بعد اشاعره روان‌شناس و جامعه‌شناس شدند.

چرا چنین ادعایی می کنید؟
روان‌شناس می‌گوید انسان محصول وراثت است و جامعه‌شناس می‌گوید انسان محصول محیط است. از دیگر سو ۱۶ سال به خاطر‌‌ همان وامی که ما گرفتیم، در تمام تیرهای چراغ برق ایران بنر زدند که «معتاد مجرم نیست و فقط بیمار است». اما پیامبران چه گفتند؟ فرمودند این‌ها مجرم هستند چون اراده دارند، بیمار هم هستند و رعایت حالشان را کنید؛ اما مجرم هم هستند چون اراده دارند. در دانشگاه، ما می‌گوییم که انسان محصول وراثت و محیط است و برایش چهار تا روایت هم مطرح می‌کنند که ببینید روان‌شناسان و جامعه‌شناسان درست می‌گویند بنابراین آمده‌اند و این مبانی را مانند ازدواج دانشجویی در ذهن‌های ما کار گذاشتند.

به نظر شما حال این ازدواج به اصطلاح دانشجویی می‌تواند میزان آسیب‌های مربوط به افزایش سن ازدواج دختران را کمتر کند؟
اگر من برای گوشی تلفن همراهم از شما شارژر می‌خواستم شما چه می‌پرسیدید؟! می‌گفتید گوشی شما چیست؟ یعنی مدل گوشی من را می‌پرسیدید که به شارژر گوشی شما وصل می‌شود یا نه؟! پس بدون خود‌شناسی نمی‌شود همسر‌شناسی کرد.

ازدواج دانشجویی وقتی بر مبنای روان‌شناسی است و همه‌اش می‌گویند برو و طرفت را بشناس، این گونه می‌شود. یعنی اگر شما گرانبها‌ترین و زیبا‌ترین شارژر را به من بدهید وقتی به گوشی من نخورد من یا پس می‌دهم که می‌شود طلاق یا نگهش می‌دارم و به دردم نمی‌خورد که می‌شود قهر. شما یک کتاب خریده‌اید و می‌بینید اگر بخواهید بروید و آن را پس بدهید پول کرایه بنزین تان بیشتر از پول کتاب می‌شود، دیگر قید پولش را می‌زنید و گوشه‌ای می‌اندازید اما یک موقع است که قیمتش خیلی بالاست و شما می‌روید و آن را پس می‌دهید، پولش را می‌گیرید و چیز دیگری می‌خرید. بر همین اساس ازدواج دانشجویی که بر مبنای خود‌شناسی نباشد حتما پرحاشیه و پر عارضه است.

کفویت در موضوع تحصیل برای ازدواج چقدر باید برای دختران و خانواده‌های آن‌ها اهمیت داشته باشد؟
همین کفویت کی احراز می‌شود؟ وقتی که من خودم را بشناسم؛ فکر کنید من الان پزشک هستم شما از من چه می‌پرسید؟ می‌گویید تخصصتان چیست؟ بنابراین اگر من دندانپزشک باشم به دردِ بیماری دل درد نمی‌خورم. یا اگر پزشک عمومی هستم به درد بیماران مبتلا به ناراحتی‌های مغز و اعصاب نمی‌خورم. پس هر کس که پزشک بود هر کاری که نمی‌تواند بکند و در همین رابطه هر بیماری با هر دکتری کفویت و سنخیت ندارد.

در دانشگاه دختر و پسر از هم خوششان می‌آید گمان می‌کنند که با هم تفاهم دارند اما وقتی که وارد زندگی می‌شوند و این ماسک‌ها کنار می‌رود و صورت‌ها خودش را نشان می‌دهد با هم دعوا می‌کنند و به جان هم می‌افتند؛ و این گونه می‌شود که ۴۵ درصد ازدواج‌ها در‌‌ همان سال اول به طلاق منجر می‌شود. شما اگر بروید از دوستانتان که دانشجو هستند بپرسید آنهایی که نامزد هستند در همین دوران آن قدر پیامک‌های بداخلاقانه و بد لحن و با کلمات زشت به هم می‌گویند که حد و اندازه ندارد آن هم در دوران نامزدی که هنوز به عقد یکدیگر هم در نیامده‌اند. چرا؟ چون فقط از همدیگر خوششان آمد. به نظر شما چند درصد دانشجویان ایران از رشته‌ای که درس می‌خوانند راضی هستند؟

۴۰ درصد
کم هستند یا زیاد؟

کم...
چرا؟ چون وقتی که می‌خواهند رشته انتخاب کنند آن مسئول سازمان سنجش می‌گوید رشته‌ای انتخاب کنید که به آن علاقه دارید ولی یادش می‌رود که بگوید علاقه انسان چند ماه بیشتر دوام ندارد و علائق انسان دائمی نیست. شما علاقه‌تان به غذا‌ها، میوه‌ها، آدم‌ها، کار‌ها و ورزش‌ها تغییر می‌کند به طوری که هر چند ماه یک دفعه انسان علائقش تغییر می‌کند؛ بنابراین این دانشجویانی که بر اساس علاقه ازدواج می‌کنند خیلی زود وقتی چشمشان به یکی دیگر می‌افتد می‌گویند عجب غلطی کردم، پدر و مادرم گفتند کاش حرفشان را گوش داده بودم.

پس اگر به کسی علاقه‌ای هم وجود نداشته باشد چگونه می‌توان ازدواج کرد؟
بر اساس تکلیف و کفویت. زیرا من نمی‌روم در مغازه شارژی را که خوشم بیاید بخرم، حالا چون از این رنگ شارژر خوشم آمده است این را بدهید، شارژر که ربطی به رنگ ندارد، بلکه باید به گوشی شما بخورد، پس رنگش مهم نیست. یا فرض کنید الان می‌خواهید با گوشی کس دیگری با آتش نشانی تماس بگیرید آیا مدل گوشی آن شخص مهم است؟! بلکه مهم آن است که کارتان راه بیفتد.

ازدواج که کار راه انداختن نیست...
بله ازدواج اسلامی همین است که می‌خواهم کارم راه بیفتد. یک نردبان می‌خواهم. همسر برای من یک نردبان بیشتر نیست. از نظر قرآن همسر فقط یک نردبان است. حالا این نردبان دو طرف دارد، می‌تواند آسیه از نردبان بالا برود و خودش را به خدا برساند؛ به جهنم که فرعون نیامد! اما همسر لوط از نردبان همسر لوط پایین و به جهنم رفت. زن و شوهر فقط برای هم نردبان هستند، همین. بنابراین ازدواج‌ها چهار حالت دارد، یا زن برنده می‌شود مانند حضرت آسیه، یا مرد برنده می‌شود مانند امام حسن مجتبی علیه السلام، یا هر دو می‌بازند مانند ابولهب و همسرش یا اینکه مانند پدر و مادر نازنینمان حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه(س) هر دو برنده می‌شوند.

پس می‌بینید که اگر ازدواج ما اسلامی نباشد هر کجایش را نگاه کنید ایراد است. اما اگر بیایید از منظر قرآن و اسلام ازدواج یا‌‌ همان اسم درست ترش نکاح را نگاه کنید، اول زوجیت را بفهمیم بعد ازدواج و زوجیت در طبیعت و آفرینش را بفهمیم و سپس ازدواج در انسان و بعد نکاح را بفهمیم می‌بینیم که چقدر شیرین است.

اگر نتوان به لحاظ سیستمی و فرهنگی مسئله تاثیر تحصیلات دانشگاهی با افزایش سن ازدواج دختران را حل کرد، افزایش روزن افزون درصد ورودی‌های خانم به دانشگاه‌ها چه بحران‌های را برای آینده ایجاد خواهد کرد؟
روی این مسئله کار نکنید چون جواب نمی‌گیرید. یعنی در حال حاضر هیچ نهاد و ارگانی و هیچ مقام و شخصی حاضر نیست نظرش را در این مورد بدهد، پس روی این مسئله کار نکنید و بیایید روی خود‌شناسی کار کنید. اگر دختر‌ها خوب خود‌شناسی را پیدا کنند دیگر نیازی به مدرک ندارند.

یعنی شما مخالف تحصیل خانم‌ها در دانشگاه هستید؟
ابدا، تحصیل خوب است اما مدرک نیاز ندارید، این‌هایی که دانشگاه می‌آیند دنبال علم و معرفت هستند یا دنبال مدرک؟ دختر‌ها به شوخی می‌گویند که ما می‌خواهیم چیزی یاد بگیریم والا بهترین استاد‌ها در بهترین دانشگاه‌ها بهترین درس‌ها را بدهند اما بگویند مدرک نمی‌دهیم هیچ کس نمی‌آید. یا مثال دیگری بزنم، اگر همین حالا رادیو تلویزیون اعلام کنند که دو هفته مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل است، آیا دانشجو و استادی هست که خوشحال نشود؟ خیر همه خوشحال می‌شوند و فقط مادران ناراضی می‌شوند. یا اینکه بگویند نصف کتاب‌های درسی در امتحان نمی‌آید همه خوشحال می‌شوند و مادران هم دعایشان می‌کنند پس معلوم می‌شود که دنبال علم و معرفت نیستند و فقط به دنبال مدرک هستند.

/ 3 نظر / 6 بازدید
تف بر فمینیست

مثل همیشه عالیییییییی.

حسن

داداش چرا به فساد خانوم های وکیل اشاره نمی کنی؟ چرا خانوم دکتر ها را نمی گویی؟ این وضعیت فساد اخلاقی زنان تحصیل کرده داره پدر جامعه را در می آورد بعد همین خانوم ها با پررویی می گویند زنان خانه دار بیشتر خیانت می کنند!!!!!!!! تو فامیلام یه فرزند شهید داریم که رفت با زن شوهر دار رابطه کرد اون زن پزشک بود

حسن

سلام حاجی من و شما عین هم فکر می کنیم خیلی خوشحالم بازم مطلب بزن در عصر غیبت من و شما و همفکرانمون باید روشن حرف بزنیم من دانشگاه تهران درس خواندم از نظر اخلاقی دانشکده هنر و پزشکی فاسدترین ها بودند بعد می گفتند بچه های علوم پایه فاسدن و خرابند در حالی که اینا کمتر فاسد بودن