تجلیل های اشتباه از زنان

مطلب زیر برگرفته از سایت دفتر مشق روزهای زندگی و به قلم مهندس هاشمی است که خواندن آن به خوانندگان توصیه میشود:{دفتر مشق روزهای زندگی}

در میان اخبار رسانه ها و خبرگزاری ها و روزنامه ها، نوشته ها و مطالب زیادی درباره اهمیت و جایگاه زن با رویکرد دینی و علمی دیده می شود. بسیاری از این نوشته ها به استناد کتب تالیف شده مذهبی و نظر برخی از روحانیون سرشناس به نگارش در آمده است. خواننده با خواندن این نوشته ها تحت تاثیر برخی از آیات، روایات و حکایات قرار گرفته و بدون توجه به اقتضائات امروز جامعه به یک نتیجه واحد می رسد، و آن اینکه زن سالاری یک ارزش پسندیده انسانی و الهی است! لیکن اینگونه نوشته ها، نگاه جامعی به خانواده نداشته و بدون توجه به تحولات عصر جدید جهانی و اقتضائات نو، هیچ نگاهی به جنسیت مرد نداشته و می کوشد تا با تفسیر زنانه دین خود را از معرض هجوم زنان طلبکار امروز دور کنند همانطور که بعضی در زمان قدرت شوروی با ارائه تفاسیر کومونیستی از اسلام اینگونه عمل میکردند. نویسندگان اینگونه نوشته ها که به نظر می رسد به گونه هایی از زن‌گرایی و باستان گرایی دینی مبتلا هستند، بدون توجه به عقل، قرآن و توصیه های دلسوزانه محققین و پژوهشگران با بیان ناقص و ارائه سلیقه ای آیات و احادیث، دانسته یا ندانسته، در آتش فمینیزم(فمینیسم) می دمند و نام و قلم خود را برای طرح و برنامه های کلان فراماسونری، رایگان یا با هزینه خرج می کنند.
عدم توجه به جنسیت مرد و تجلیل و تعظیم افراطی از جنسیت زن، تعادل نظام خانواده را بر هم می زند و در بلند مدت باعث ارتقای سطح فکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی زنان و دختران در جامعه و خانواده در عصر جدید می شود و در عین حال موجب تنزل سطح مردان و پسران در هوشمندی و خرد، تحصیلات، درآمد و اشتغال شده و پیش زمینه های افسردگی، اعتیاد، زندگی مجردی و خودکشی را ایجاد می کند.
نظام خانوادگی اسلام و روش و منش پیشوایان دین بر ارائه الگوی کاملی از نقش زن و مرد در جامعه بوده و با توجه به زمانه و جامعه، به هر دو جنسیت توجه شده است. لیکن آنچه ما در سال های اخیر در سخنان و برنامه های روحانیت مشاهده نمودیم، توجه افراطی به جنس زن و عدم توجه به جنس مرد بوده است. نگاهی به شدت ناقص که به اسم «اخلاق خانواده» به خورد پسران و مردان جوان داده می شود. افراط گرایی یا ناآگاهی برخی از اشخاص در همراه شدن با موج رسانه ای فمینیست ها در تعریف و تمجدید از زنان، مصداق آب به آسیاب دشمن ریختن و تیشه زدن به ریشه خود است. اینکه برخی از افراد مسئول در زمانه ما، خودشان در یک «سیستم مرد سالار» پیشرفت کرده اند و در این سیستم موفق به تشکیل زندگی، پیشرفت و کسب موفقیت شده اند ولی برای نسل فرزندان خود، «مدل زن سالار» را پیشنهاد می کنند می تواند دلایل متعددی داشته باشد. اما شاید عمده ترین دلیل این موضوع، تلاش برای خودنمایی و محبوبیت افزایی و همراه شدن با جامعه ای است که فکر می کند زن سالاری، نشانه روشنفکری و پیشرفت است و مرد سالاری، به معنای عقبگرد از ارزش های نوین است.
از طرفی واگذاری امور به فمینیست ها نیز امری خطرناک است که متاسفانه در عصر امروز و با تبلیغات کلان رسانه های مبلغ فمینیزم در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ است. زنان(فمینیست) بر خلاف مردان ثابت کرده اند که به شدت جنسیتی فکر کرده و در رفتار خود با مردان دچار تبعیض می شوند. به عنوان مثال در مراسم ها و نمایشگاهای زنانه، هیچ جا و فرصت حضوری برای مردان در نظر گرفته نمی شود در حالی که مردان در مراسم هایشان همواره جا و فرصت حضوری را برای زنان در نظر می گیرند. یا نمونه عینی تر آن در پیگیری حقوق است. مردان همواره طرفدار حقوق زنان بوده و از آنها حمایت می کنند ولی زنان مسئول در کشور ما یا توجهی به جنسیت مرد نداشته و یا در موضع گیری و قانونگذاری دچار تبعیض های غیر انسانی می شوند. مسئولین کشور ما نیز به شدت در برابر این موضوع دچار وادادگی و عدم برنامه ریزی مشخص هستند و به جای تدبر و بصیرت، در اظهار نظر و اعمال خود با این موج همراهی می کنند. به عنوان نمونه سالهاست که سربازان نظام وظیفه از کمترین حقوق دریافتی و مزایا برخوردار هستند ولی مجلس و دولت کمترین توجهی برای حذف خدمت اجباری سربازی یا حرفه ای سازی آن ندارند که همین باعث ضربات سنگینی روحی و مادی به پسران جوان می شود ولی در عین حال بودجه های کلانی در اختیار زنان گذاشته می شود و به عنوان مثال زندانیان زن با بودجه تخصیص یافته آزاد می شوند یا دیه زنان با بودجه بیت المال دو برابر می شود تا با دیه مردان همسان شود. حال سوالی که در اذهان جامعه ایجاد می شود این است که چگونه حاکمیت برای طرح های حامی جنس زن بودجه های کلانی در اختیار دارد و آن را وظیفه اسلامی خویش می داند ولی پرداخت کامل حقوق سربازان و مشکلات پسران و مردان را دغدغه و وظیفه خویش نمی داند؟
 
تکمیلی اول:   
پس از نگارش این مطلب با خبری در خبرگزاری مهر مواجه شدم که از قول آیت الله سبحانی بیان داشته بود:"یکی از مراجع تقلید شیعیان با بیان اینکه متأسفانه تولید جمعیت در استان‌های شیعه نشین بسیار کاهش یافته در حالیکه در استان‌های حاشیه‌ای این گونه نیست، تأکید کرد: اگر این مسئله تحدید جمعیت تداوم یابد، نظام اسلامی به خطر می‌افتد"(1). این خبر نیز به گونه ای موید نظر من است. اینکه دلایل مختلفی هست که بسیاری از پسرها تن به ازدواج نمی دهند و خانواده های تشکیل شده نیز بچه های کمتری به دنیا می آورند ولی مسلما یکی از دلایل آن تغییر تعریف و جایگاه زن و مرد در زمانه فعلی در مقایسه با بیست سال پیش است. همچنین تفاوت دید دو مذهب تشیع و اهل سنت به ازدواج و زن نیز در این موضوع دخیل است. لذا باید در بسیاری از نظرها تجدیدنظر کرد.

تکمیلی دوم:  
یکی از دوستان با رد نظر من گفت زن ها به دلیل آنکه توانایی و قدرت بیشتری برای خراب کردن جامعه و زنان و مردان سالم برخوردار هستند می بایست بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. مثلا بسیاری از زنان در زندان به اعتیاد و ایدز دچار می شوند که می توانند آن را به جامعه نیز انتقال دهند. من اندکی فکر کردم دیدم هدف خوبی است ولی این هدف محقق نشده است و حمایت های گسترده دولت و حکومت از زن نتایج شگرف دیگری برای جامعه به ارمغان آورده است. چه کسی می دانست که تایید کردن حق اشتغال زن در کشور جهان سوم ما که درگیر بسیاری از مشکلات اقتصادی همچون بیکاری و تحریم می باشد باعث بیکاری قشر گسترده ای از مردان و کم درآمد شدن شمار دیگری از آنها به دلیل حضور افسارگسیخته نیروی کار اقتصادی ارزان زن در جامعه می شد. و همین مسئله در فروپاشی نهاد خانواده نیز موثر واقع شود. لذا ما نباید همیشه با فکر ابزاری نتیجه گیری کنیم . بلکه می بایست واقعیت ها را ببینیم و بر اساس آنها تحلیل نماییم.

/ 2 نظر / 6 بازدید
صادق

ممنونم نه فقط بخاطر اینکه وبلاگی با مطالب مفید دارید ممنونم بخاطر اینکه محتوای مفید "تولید" می کنید