روش خواستگاری و اداره کردن زندگی (مخصوص پسران مجرد)

ما همیشه در این وبلاگ گفته ایم که  فمینیست ها چنان می کنند و چنین هستند. درست است که توقع ما از  حاکمیت این است که حساب فمینیست ها را برسد و این قدر در مقابل آنها کرنش نکند.
اما این دلیل نمی شود که خودمان منفعل و نا امید باشیم. فمینیست ها هر کاری کنند فطرت زن و مرد را نمی توانند عوض کنند. آنها می توانند با وضع قوانین برای شما مشکل ساز شوند و با یک احساسات زنانه یک اشتباه شما را به آتشی شعله ور تبدیل کنند. اکنون زندگی های شما در کنار انبار باروت است.
در گذشته مردان فرصت این را داشتند که خطاهای خود را جبران کنند. اما امروز شما این فرصت را ندارید. باید دقیق و حساب شده عمل کنید. امروز واقعا می توان گفت حفظ یک زندگی برای یک مرد ایرانی به منزله تمام عمر جهاد فی سبیل الله است و این اصلا یک اغراق نیست.
اما همیشه احتیاط شرط عقل است. ایستادگی و پایمردی هم لازم است. سخت کوشی هم لازم است. می خواهید با دختری ازدواج کنید که کار نکند و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد و در ضمن مومن باشد و حداقل اگر زیبا نیست ترسناک هم نباشد.
این حق شماست. اما چقدر در این راه ایستادگی میکنید؟
چقدر تلاش می کنید؟
آیا با اولین شنیدن پاسخ منفی خودتان را می بازید؟ اصلا درست نیست!
اگر صد دختر هم به شما پاسخ منفی داد خودتان را نبازید. همین طور که آنها برای حقوق نامشروع خودشان سخت کوشی میکنند شما چرا قدرت جنگندگیتان را از دست داده اید؟
به خواستگاری بروید. حرف دلتان را بزنید. بگویید من میخواهم همسرم خانه دار باشد و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد. وضعیت مالی من چنین است و حد توان من این است. اگر جواب منفی هم بشنوید شما موفق هستید به 2 دلیل:

1- اندکی در روحیه دختر سلطه جو و قدرت طلب خدشه وارد کرده اید و او حس میکند هنوز مردان آگاهی هستند که با کار و تحصیل افراطی زنان مخالف اند.
اگر مردها عاقل شوند و موضع خودشان را حفظ کنند کافی است چند مرتبه دیگر برایش خواستگار بیاید و همین خواسته ها را مطرح کند. آنوقت این دختر است که مجبور به تسلیم می شود نه پسر. متاسفانه امروز این دخترها هستند که تعیین میکنند من می خواهم کار کنم و به تحصیلاتم ادامه دهم.
و این پسرها هستند که چاره ای نمی بینند و فکر میکنند دیگر دختری وجود ندارد که قبول کند که کار نکند و خانه دار باشد. در اینجا دقیقا خود مردان مقصر اند.

2- شما از یک خطر مهیب نجات پیدا کرده اید و جواب منفی شنیده اید. بروید و خودتان را یک کباب چنجه مهمان کنید و یک دوغ آبعلی هم روی آن سر بکشید و یک نفس عمیق کشیده و خدا را شکر کنید.
خودتان را نبازید. آرزوی هر زنی است که روزی در آغوش قدرتمند و متواضع یک مرد قرار بگیرد.
یکی از ویژگی های اساسی مردان که اتفاقا زنان آن را خیلی دوست دارند ایستادگی بر سر مواضع و خواسته ها و نا امید نشدن و کوتاه نیامدن است.
اعتماد به نفس داشته باشید. البته این با غرور بی جا و تعصب های احمقانه متفاوت است اشتباه نکنید.

قبل از همه اینها باید از دختر مورد نظر شتاخت کافی داشته باشید.
ریسک کردن در زندگی خوب است اما در انتخاب همسر ریسک نکنید.
فراموش نکنید که همسر خیلی زیبا برای نگاه دیگران ساخته شده است و این شما را رنج خواهد داد و مطئنا اینکه زندگی شما در ریسک و خطر بالاتری قرار میگیرد.
فراموش نکنید شما دنبال یک شریک جنسی صرف نیستید. شما دنبال همسر هستید. لطفا این تفاوت را با تمام وجود حس کنید و سپس انتخاب کنید.

یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید با آلت راست شده به خواستگاری نروید. این یک نکته خیلی مهم و کلیدی است. اول با خودتان و امیالتان کنار بیایید و سپس ازدواج کنید.
حتی اگر توانش را دارید پیش از ازدواج دایم ازدواج موقت کنید.
عقد و عروسی را با هم بگیرید. و  دوره محرمیت را تا حد اطمینان طولانی کنید. ساختن زن در این دوره یک سیاست حساب شده لازم دارد. بخوبی با طرف آشنا شوید. ترس از اینکه ممکن است وی را از دست دهید را فراموش کنید. اگر او رفتنی باشد بالاخره می رود. دست خودتان را با عقد کردن نبندید.
گول ظاهر و حجاب و خانواده و متانت و این حرفها را نخورید. اگر عقد کنید و مشکلی پیش بیاید قبل از رفتن به خانه مشترک و عروسی شما به شدت از لحاظ قانونی در موضع ضعف هستید. کلی اختیار به دختر داده اید و کلی ضمانت مالی ، اما خودتان از هیچ حق و اختیاری بهره مند نیستید!

پس از اینکه اساس زندگی را درست بنا کردید مرحله بعدی زندگی است. در این مرحله شما باید یاد بگیرید بدون پرخاش و با سیاست انگلیسی ( حق به جانب،قاطع و با روی خوش و با این پیشفرض که همان چیزی که می خواهید می شود) زندگی را به پیش ببرید.
البته این سیاست انگلیسی برای چهارچوب های اساسی زندگی است ( منظور آیتم ها و مواردی است که جدی بوده و ممکن است زندگی شما تهدید و حریم شما نقض شود) اما بر سر مواضع کوچک و کم ارزش با زنها مشاجره نکنید. نباید احساس کنند که هیچ چیز مطابق خواسته آنها نیست.
خوشبختانه زنها را از این طریق می شود خوب کنترل و به خود علاقه مند کرد. این یک هنر مردانه است.
امروزه فمینیست ها مکانیزم های تخریبگر زندگی مشترک را تشدبد و اضافه کرده اند و همیشه سعی می کنند دقیقا مانند موش وارد زندگی شما شوند.
شما باید مانع از ورود آنها شوید.
به همه مسایل زندگی امنیتی نگاه کنید. خواسته های شما از همسرتان باید بر اساس احترام و مهربانی و برانگیختن احساسات و رمانتیک بازی باشد.
جز این باشد به همه چیز گند میزنید.
شوخ طبع باشید اما سبک سر نباشید. خیلی از پرخاش های زنانه را با شوخی از خود رد کنید البته به نحوی که زیاده روی نشود و او فکر نکند حرفهایش برای شما بی ارزش است. با او بجث نکنید و فحش ندهید و دست درازی نکنید اینکار ارزش شما را از بین می برد. او کودک نیست که از کتک خوردن یا داد زدن بترسد. اگر کار به جایی برسد که به این رفتار شما پاسخ متقابل بدهد باید به شما تسلیت گفت. دیگر زندگی شما در و پیکر نخواهد داشت! نگذارید کار به آنجا برسد.
امروزه اینترنت، تلوزیون و روزنامه ها و شبکه های اجتماعی و آرایشگاه ها و حتی مجالس مذهبی، وایبر و واتس اپ پر از هجویات بیهوده و مخرب فمینیستی است.
زنها سریعا به اینها واکنش نشان می دهند. مطالب فمینیستی با تبحر بالا و کاملا بر اساس اصول روانشناسی نوشته شده اند و شدید روی زنان اثر می گذارند.
و مطالب غیر منطقی و مخربی را به خورد زنان می دهند.
اگر با همسرتان رفیق باشید او این چیز ها را از شما مخفی نمی کند.
شما با دیدن این مطالب سریعا از خود واکنش نشان ندهید. خونسردی خودتان را حفظ کرده و با برنامه ریزی سعی کنید در قالب یک طنز و یا جوک مثالی از نقض آن شبهه فمینیستی بزنید و سعی کنید خلاف آن را با خونسردی به زن عملا ثابت کنید. این بهترین راه مبارزه با این توطئه هاست.
البته هر از چند گاهی اخم و جدیت را هم چاشنی کنید. زنها این را دوست دارند. آنها دوست دارند که از اخم کردن شوهرشان حساب ببرند.
اخم های شما مانند اشک های زنان کارآمد است.
به شرطی به جا از آن استفاده کنید و زیاد از آن استفاده نکنید.
همسر شما باید بفهمد که وقتی اخم میکنید موضوع جدی است. باید ضربان قلبش تغییر کند و سعی کند خطای خود را برطرف کند. این برای مقاطع و خطوط قرمز زندگی است نه هر چیز بی ارزش. حواستان باشد.

 

بد نیست از این شعر مولوی هم درس بگیریم:

صد هزاران دام و دانه است ای خدا
ما چون مرغانِ حریصِ بی‌نوا

دَم به دَم ما بسته‌ی دامِ نویم
هر یکی گر باز و سیمرغی شویم

می‌رَهانی هر دَمی ما را و باز
سویِ دامی می‌رویم ای بی‌نیاز!

ما در این انبار، گندم می‌کُنیم
گندم جمعْ‌آمده، گُم می‌کُنیم

می‌نیندیشیم آخِر ما به هوش
کین خَلَل در گندم است از مکرِ موش

موش، تا انبارِ ما حُفره زده‌ست
وز فَنَش انبارِ ما ویران شده‌ست

اوّل ای جان! دفعِ شَرِّ موش کن
وآنگهان در جمع گندم جوش کن

برگرفته از کتاب:
مولوی، جلال الدین محمد بن محمد؛ مثنوی معنوی؛ بر اساس نسخه‌ی رینولد نیکلسون؛ به تحقیق کریم زمانی؛ چاپ چهارم؛ تهران: نشر نامک 1387.

/ 1 نظر / 6 بازدید
تف بر فمینیست

مطلبت خیلی زیباست عین حقیقت....ولی مشکل اینجاست که همه این عبارتو تو مخ پسر ها کردن که:((زن مظهر ناز است و مرد مظهر نیاز!!!!!))باور داشتن همین جمله است که خیلی جاها پسرا فک میکنن باید تسلیم بشن!