راهکار احیای مجدد خانواده و نابودی فمینیسم

مدیریت زنان

راهکار اصلی مبارزه با فمنیسم ازدواج با دختران در سنین پایین تر است. زیرا دختران هر چه سنشان بالاتر رود و بیشتر به جامعه روند هم بیشتر حالت مردانه به خود می گیرند و نیز توقعشان نیز برای ازدواج بالاتر می رود و نیز زیر فشار تجرد و جامعه و مشغله هایی که برای خود جهت گذران زندگی انتخاب کردند جذابیت زنانه خود را از دست می دهند.

دختران مجرد که زیاد تحصیل می کنند در سنین بالا خودبخود تمایلات فمنیستی پیدا می کنند و دلیلش یک اصل کلی روانشناسی است. هر انسانی به هر چیزی که نرسد آن را برای خود بد می کند. بسیاری از دختران در سنین بالا که مجرد هستند و از مردان بد می گویند برای این است که عدم وجود مرد در زندگی شان را برای خود توجیه کنند و تمایل دارند دختران کوچکتر از خود را نیز از ازدواج منصرف کنند. به همین منظور خیلی از ازدواج پسران با دختران بزرگتر از خود و ... استقبال می کنند و علیرغم این که این کار نه با علم میخواند و نه با منطق ، زیرا هم زن خیلی زود جوانی اش را از دست می دهد و هم اینکه زن رودتر بالغ شده و نیازش نیز زودتر باید پاسخ داده شود.

شعارهایی که از برخی دختران مجرد سن بالا که به اجبار فمنیست شدند شامل موارد زیر است:

1- زن آن چیزی نیست که مرد بخواهد. چرا مردان برای ما زنان تصمیم بگیرند؟

خوب شعار بالا دلیل منفور بودن هر چه بیشتر این دختران می شوند زیرا خود را به شکلی در می اورند که منفور باشند و برای توجیه کردن خود شعار بالا را به کار می برند. تناقض اصلی این شعار از اجتماعی بودن انسان سرچشمه می گیرد. انسان موجودی اجتماعی است و نظر سایر افراد در اجتماع بسیار مهم است. این که ما کار می کنیم و یا حتی لباس می پوشیم برای دیگران است و اگر هر انسانی تنها در زمین بود خود کشی می کرد. بخصوص جنس مخالف خیلی برای ادامه زندگی مهم است و نقش اساسی دارد در جهت گیری زندگی ما ، چه بخواهیم و چه نخواهیم. اگر هر زنی هر گونه که خواست باشد در مقابل که از سوی جنس مخالف ترد شد دیگر نمی تواند مسیر قبلی خود را ادامه دهد و نظر و تصمیم جنس مخالف خودبخود در زندگی انسان وارد می شود . نمیشود جلوی آن را گرفت.

2- استقلال و آزادی داریم.

این هم تنها ظاهرش می تواند زیبا باشد. زیرا تنهایی انگیزه بسیاری از کارها را از انسان می گیرد و در واقع تنهایی نقش موثری در سلب آزادی و استقلال انسان دارد. وقتی تحت تاثیر تنهایی ، انسان انگیزه جدی در زندگی خود ندارد ، خیلی از اهدافی را که ظاهرا به دنبال آنهاست نیز نهایتا به پوچی می رسند. و از طرفی بسیاری از این اهداف تنها در ذهن حصول به آنها زیباست و وقتی در عمل مهیا شوند هرگز نمی توانند جای ارضا شدن نیاز های فطری انسان را بگیرند.

3- مردان امروز مرد نیستند

این استدلال تا حدی درست است اما دلیلش چیست؟ چه عاملی نمی گذارد که مردان مرد باشند؟ چرا مردان دیروز مرد می شدند و امروز نمی شوند؟ دلیلش واضح است. این هم جهت گیری زندگی مردان تحت اثر جنس مخالف است. همانطور که گفته شد نظرات و تصمیم جنس مخالف ناخودآگاه در زندگی انسان اثر دارد و این امر برای موثر بودن زنان در مردان نیز صدق می کند.وقتی زنان امروز به مردان فرصت نمی دهند و می خواهند خود همه کاره باشند مشخص است که چنین می شود. اصولا در سیستم برابری نه مرد می تواند مرد باشد و نه زن می تواند زن باشد و فرصت مردانگی مشخص است از مردان گرفته می شود.

خیلی از دختران در سنین پایین که ازدواج کنند به ماهیت واقعی خودشان پی برده و کمتر جذب فمنیسم و یا رقابت با مردان می شوند.

اما متاسفانه به دلیل فرهنگ غلطی که در جامعه جا افتاده خیلی اوقات پسر معادل دختر در نظر گرفته می شود. یعنی از دختر نیز توقع شغل و ... می رود که بیشتر از سوی والدین این حرفها مطرح می شود زیرا پسران خود کمتر به این مسائل اهمیت می دهند و خود عامل اصلی بالا بردن سن ازدواج دختران است.

باید دانست که تمام توقعات کاذب از دختران که اسلام هیچکدام از این توقعات را برای دختران نگذاشته ، سبب شده ازدواج در سنین بالاتر صورت گیرد و نتیجه ای جز طلاق و تجرد و فساد نداشته است. با این کار فرصت تجربه زنانگی زن در بهترین دوران زندگی وی گرفته می شود و مرد هم می بایست با اکراه ازدواج کند و دل خود را به مزیت های پوشالی زن خوش  کند اما خود می داند به نیاز های فطری خود لگد زده است و برای همین خانواده سست شده و طلاق زیاد می شود. البته این مسئله برای زنان هم مطرح است و ازدواج در سن بالا و غرق شدن آنها در خیلی کارها که آنها را از ازدواج و زنانگی دور می کند در واقع لگد زدن به نیاز های روانی و فطری است و این نیازها بعد از تجرد طولانی با یک مرد ارضا نمی شود زیرا خود زن کمی مرد شده است. و دیگر کسی که بتواند او را ارضا نماید وجود ندارد.


پس بنا به دلایل گفته شده زندگی از هر دو سو جذاب نبوده و تحمل یکدیگر سخت می شود و البته خودخواهی نیز جای دگرخواهی را می گیرد. متاسفانه پدر و مادرهای امروزی از ازدواج در سن پایین تر دختران جلوگیری می کنند و خود کاسه داغ تر از آش هستند و برای دختران و پسران خود به طور غلط برنامه ریزی می کنند.

/ 2 نظر / 7 بازدید
سیدحمید

سلام عیدتون مبارک-بابخشی ازفرمایشات شماموافقم-امابه راستی توی مملکت مااگه من یه باردیگه به سنین ازدواج برمی گشتم؛تجدیدنظرمی کردم..............الحق والانصاف بیایید.........بااین اوصاف قمردرعقرب اقتصادی برای ازدواج نکردن به جووناحق بدین.........ضمن این که به قول قدیمیا که فرمودند:بهانه گیررابهانه بسیاراست!........جوونای ماهم که بهونه دستشون ؛بزرگ بزرگ دارن؛مخصوصااین روزاکه همه ی گزینه هاشون رومیزه........شاعر-نویسنده وخبرنگارآزادfebos3.blogfa.com

ریحان 17 ساله

شما احیانا توی اسفند ماه قبل از ایام فاطمیه جایی خواستگاری نرفتین؟ اسمتون که فرق داره ولی... حرف ها همون حرفای کسل کننده ومسخره است منم 15 سالم بود شعار می دادم که باید زود ازدواج کنم. خانواده م هم هر چی خواستگار بود قبول می کردن. خواستگارهای کسل کننده پیر پاتال 23 یا 24 ساله خوب من اگر بخوام توقعی توی ازدواج نداشته باشم با همسن و سال خودم یا کسی که دانشگاه تازه قبول شده ازدواج می کنم. بقیه هم برن با هم سن و سال خودشون ازدواج کنن. خوب آدم اگه بخواد با آدم بزرگتر ازدواج کنه باید هم توقع همه چی داشته باشه. چون تا فاصله پسر از دختر زیاد می شه فکر می کنه طرف بچه است دیگه می شه خرش کرد. بعد توی خواستگاری از این سخنرانی که توی این پست هست راه می اندازه. دختر باید کم سن تر از پسر باشه دختر باید کار نکنه. دختر تحصیلش هم زیاد مهم نیست. دختر باید تر و تازه بمونه. یکی نیست بگه خودت خیلی تر و تازه ای قیافه ات یا عین لبوی له شده است یاعین هویج یا شبیه آناناس گندیده. خلاصه توی این دو سال اونقدر از این خواستگارای سوژه خنده اومدن و رفتن که به غلط کردن افتادم. فکر می کنن وقتی یه دختر کم سن و چادری و از خانواده مومن و حزب الله