دلیل عقب ماندگی کشورهای اسلامی اسلام نیست اسلام نمایی و دین فروشیست

امروزه از سوی بسیاری از سایت های به اصطلاح مذهبی جمله"دلیل عقب ماندگی کشورهای اسلامی " و یا "چگونگی پیشرفته شدن کشورهای اسلامی " مرتب نوشته شده و بر آن تاکید می شود و مرتب گذشته تمدن های اسلامی مورد تف و لعن قرار می گیرد. حرفهایی در این وبلاگها نوشته می شود که به هیچ وجه قابل قبول نیست. در این جا چه از منظر ماتریالیستی و چه از منظر دینی تمام حرفهای این سایتها به چالش کشیده می شود و قطعا جواب قانع کننده ای در پی نخواهد بود.

از اواخر زمان قاجار و نیز اوایل زمان رضا شاه نویسندگانی که به سبک ادبیات مدرن اروپا رمان و کتاب می نوشتند پیدا شدند. این نویسندگان عمدتا در فرانسه تحصیل کرده بودند و یا در مدارس فرانسوی زبان درس خوانده و یا مدتها در اروپا زندگی کرده بودند. در همین زمان بود که بد نشان دادن اسلام شروع شد و ایران قبل از اسلام بسیار شکوفا معرفی میشد. البته شکوفای واقعی ، بلکه به گونه ای شبیه به تمدن غرب نشان داده می شد و به گونه ای هر چیزی که شبیه به معیارها و ملاک ها و شرایط غرب بود به منزله شکوفایی در نظر گرفته شد. خود باختگی و غربزدگی نیز از همین زمان به طور جدی در ایران شکل گرفت. و ایران طبق همان ملاک شکوفا بودن غرب ، با سرعت خوبی به سمت آن شکوفایی حر کت می کرد. البته جمعیت روحانیت با روند سازگار نبود. تا این که در سال های اخیر و نیز دوره ای در در زمان محمد رضا شاه عده کمی از روحانیون هم به همین طرز تفکر پیوستند که کاملا متضاد با تفکرات روحانیونی مثل شیخ فضل الله نوری و ... بود. کاش عداه ای می فهمیدند و درک می کردند که همه چیز را نمی شود با دو دو تا چهار تا و با زبان ناقص بشر بیان کرد. نمیشود ماهیت اسلام و نیز احکام اسلام را با منطق دودو تا چهارتایی بیان کرد و به همین دلیل است که باید اسلام را در درون خودمان پیدا کنیم و نه از بیرون.

به موازات اینکه ایران قبل از اسلام به دروغ شبیه به جهان غرب توصیف میشد ، کم کم با خارج رفتن عده ای از افرادی که خود را نماینده اسلام می دانستند ، صدر اسلام نیز خیلی مطابق با معیارها و ملاکهای غرب توصیف شد بدون توجه به تفاوت بنیادین شیوه علم اندوزی در صدر اسلام با دنیای امروز و نیز نادیده گرفتن تفاوت فاحش تکنولوژی سنتی اسلامی و تکنولوژی مدرن غربی. وجه مشترک هر دو ، چه ناسیونالیست های ایرانی و چه اسلام گراهای غربگرا ، بد گفتن از گذشته و ساختن تاریخ خیالی در برهه ای از زمان مطابق با ملاکها و توهمات خود بود. اما در کار هر دو که یک ماهیت دارند برخی اشتباهات ناشیانه هست که جای سوال دارد:

1- چرا در هر دو صحبت از زمانی است که امکان تحریف و دروغ گفتن در مورد آن خیلی آسان هست.

2- چرا در هر دو تمدن ایران و نیز اسلام زیر سوال می رود و تنها وقتی سالم به نظر می رسد که در دوره ای خاص طبق ملاکهای غرب عمل می کردند؟

3- مدارکی هست که ادعای هر دو قشر را در مورد شرایط زمان خاص را زیر سوال می برد.

در مورد ناسیونالیست های ایرانی بحثی نیست. بحث اصلی با گروهی است که در صدد امیختن مکاتب فکری غربی با اسلام هستند. در این مورد نکته بسیار مهم این است که آیا هدف مسلمانان در صدر اسلام و بعد از آن چه بوده و چرا آنان با توجه به این که در علم و دانش و هنر فعال بودند روند غرب را طی نکردند؟ چیزی که مسلم است این است که غرب به دلیل ارمان های اجتماعی خاص به سمت تکنولوژی مدرن رفت و آیا باید دید چقدر از این آرمانها با اسلام و ادیان قبل از اسلام که از نظر قرآن تمامی ادیان همان اسلام اند تطابق دارد.

تضاد های اساسی در ادعاهای عده ای از افرادی که در برابر تمدن غرب احساس کمبود می کنند و خیلی زود سر تسلیم در برابر آن فرود می اورند وجود دارد.

1- اول این که آیا تمام متفکرین غربی روند غرب را ستودند؟ به وضوح داریم متفکرین بزرگ و فلاسفه بزرگ غربی و حتی عده ای از دانشمندان و فلاسفه مطرح مثل اینشتین و هاید گر و ... که روند تمدن غرب را ستایش نکرده و از ادامه ان ابراز نگرانی جدی کرده اند. کسانی که در بطن این تمدن بودند و با آن بزرگ شدند.

2- تضاد اخلاقیات به تدریج شکل گرفته از زمان رنسانس تا به امروز با متن صریح قرآن : خوب قرآن تحریف نشده و شکی نیز در آن نیست. امروزه روز به وضوح بین بسیاری از اخلاقیاتی که در دوران رنسانس به تدریج شکل گرفتند و متن صریح قرآن تضاد اساسی وجود دارد که از جمله آن می توان به مسئله زنان و مردان در قرآن  و نیزفمنیسم و یا برخی احکام مجازات در قرآن و نیز پارهای دیگر اشاره کرد. چیزهایی که فرهنگ امروز حاکم بر جهان را تشکیل می دهند و افراد سر پیچی کننده از انها را بی فرهنگ می نامند که اوج کفر بشر امروز است.

3- پررنگ بودن مکتب نهیلیسم در فلسفه غرب بعد از رنسانس: عمده فلاسفه بزرگ غربی در دوران رنسانس نهیلیسم بودند. و پوچی ذات زندگی امروز را با دلایل قاطع به تصویر کشاندند. چطور می شود چیزی که به ظاهر پیشرفت است و البته هدف اسلام ، به پوچی می رسد؟

4- وجود باور آخرزمان در تمام ادیان : مسلم هست که آخر زمان در اسلام و تمام ادیان مطرح هست از جمله در اسلام که خیلی هم پررنگ است. چطور مسیر پیشرفت واقعی در نهایت نیاز به ناجی دارد؟ جالب اینجاست در تمام این سایتها تاکید شده که اتفاقا مذهب در اروپا نقش پررنگی در رنسانس داشت و تنها دوری از خرافات مذهبی در رنسانس اتفاق افتاد و نه مذهب و اتفاقا مذهب واقعی در اروپا پررنگ شد. خوب با توجه به پررنگ شدن مذهب و نیز پیشرفت دیگر چه نیازی به ناجی است؟ ناجی برای این می اید که با اسلحه های پیشرفته به جنگ اروپاییان و یا صهیونیست ها برویم؟ آیا ناجی برای این می خواهد بیاید؟ این اسلحه هایی که به قول خودشان کافران ساختند آیا تنها با ظهور ناجی ، مسلمانان می توانند بسازند؟ و یا مسلمانان قبل از ظهور بسازند و به جنگ کافران بروند و تنها ناجی بیاید که او هم مشارکت داشته باشد و یا رهبری کند؟ پس طبق این استدلال کافرانه و متکبرانه ، عملا هیچکدام از مسلمانان نیاز به ناجی ندارند ، بلکه تنها هدف پاکسازی زمین از کافرانی است که در برهه از زمان روی این زمین زندگی می کردند!!!! دو شبهه اساسی دیگر این جا مطرح است:

1- نهایتا هدف چیست؟ همانطور که می دانیم قائده تکنولوژی مدرن ته ندارد و می تواند تا بی نهایت پیش رود ، تکلیف پس از ظهور چه می شود؟ اگر مسلمانان بخواهند با همین روند آغاز شده در رنسانس پیش روند که دیگر باید تا ابد در این دنیا بمانند ، انگاه تکلیف قیامت و مرگ و ... چه می شود؟

2- چرا جهانی که خرافات مذهبی را کنار گذاشت و مذهب اصیل و زهد اساسی را پیشه کرد(زیرا در این سایتها اتفاقا رنسانس را بر مبنای زهد دانست) همیشه در طول تاریخ خود تا این حد کثیف بوده و هست و روز به روز هم کثیف تر می شود؟ چرا جهان به اصطلاح پیشرفته و آرمانی اسلام امروز تا این حد کثیف است؟ و آیا ما در جهت زهد در حال پیش رفتن هستیم؟ خواسته های دنیوی ما از 30 سال پیش تا کنون چند برابر شده است؟

5- البته این افراد به این راحتی کم نمی اورند چون مثلا احکام قرآن را قابل تغییر با زمان معرفی می کنند. از جمله در مورد زن و مرد. با این وجود جای سوال اساسی می ماند که اسلام چه دینی است که احکامی و آیاتی را در کتاب غیر قابل تحریف خود می اورد که در آینده نه چندان دور این آیات کارا نبوده و اتفاقا هدف خود اسلام نیز ایجاد شرایط کارا نبودن برخی آیات است!!!!! به عنوان مثال آیات قرآن را در مورد زنان را عمدتا قابل تغییر با زمان معرفی می کنند و البته همه می دانیم که شرایط زنان به واسطه رنسانس و انقلاب صنعتی تغییر اساسی کرد ، چون زنان در قبل از انقلاب صنعتی هم اشتغال داشتند اما چرا بحث برابری مطرح نبود؟ بحث برابری بعد از انقلاب صنعتی به وجود آمد که دلایل آن سبک زندگی یکسان زن و مرد و نیز ایجاد غرور شیطانی و نیز کفران شیطانی نسبت به خلقت خود بود. خوب از طرفی می گویند که اسلام و صدر اسلام داشت همان مسیر رنسانس را پیش می گرفت اما موفق نشد(که خود عدم موفقیت در ادامه مسیر رنسانس نیز خود شبهات بسیاری دارد) ، خوب مسیر رنسانس زندگی زنان را به گونه ای کرد که آیات قرآن و نیز احکام اسلام در مورد آن صدق نمی کند (همان مسئله زمان و با زمان پیش رفتن ) خوب اسلام در مسیر مطلوب خود ، ایات تحریف نشده اش دیگر صدق نمی کند و آیا این با عقل سازگار است؟ چگونه می شود کسی یا چیزی شرایطی را فراهم کند که دیگر عقاید خودش در ان صدق نکند؟ !!! اگر منتظر فرصت بوده تا عقاید خود را در زمان مناسب بیان کند ، خوب پس برای چه 1400 سال پیش آمده؟ چرا از همان زمان شرایط امروز را به شدت پیگیری نکرد تا شرایط مطلوب و آرمانی امروز پدید اید و همه می دانیم که زمان ایجاد شرایط امروز در مقابل عمر اسلام ،  بسیار کمتر  است.

6- امی بودن پیامبر ، این مطلب نیز با صراحت در قرآن آمده که بگو ما پیرو این مرد امی هستیم. خوب است که این مطلب را قرآن صراحتا بیان کرده ، وگرنه با صراحت پیامبر را نخبه تحصیل کرده از فلان دانشگاه غربی و ... معرفی می کردند. البته کسی در علم پیامبر شکی ندارد اما باید حساب علم از سواد را جدا دانست تا امی بودن پیامبر و در عین حال عالم بودن وی را فهمید در حالی که نخبه بودن خیلی از افراد امروز که جاهل اند را نیز فهمید. که متاسفانه این تحریفات در مورد امامان و ... صورت گرفته است.

7- تمدن یونانی: تمام افراد ائم از ناسیونالیست های ایرانی و نیز به اصطلاح مسلمانان غربگرا ، (البته امروزه تفکر غربگرا بر اغلب مسلمانان حاکم شده است) از دوره ای سخن می گویند که طبق ملاکهای امروز غرب ، کاملا پیشرفته بودند و طبق این ملاکها بسیار ممتاز بودند اما تنزل کردند و غربی ها از آن تمدن پیشین شکست خورد اسلام و ایران  الگو گرفتند و به امروز رسیدند. خوب با توجه به وجود تمدن یونانی که اصلا ریشه تمدن امروزه اروپاست تمام این استدلالهای یاد شده باطل می شود. تمدن یونانی مادر تمدن امروز غرب هست. و بسیار شبیه به تمدن امروز غرب و نیز تمدن روم قدیم و البته بعد از ظهور مسیحیت این تمدن کمی به تعدیل شد و با خروج تدریجی مسیحیت و سکولار شدن ، دوباره آن تمدن یونانی در غرب زنده شد و امروز بر تمام جهان حاکم است. پس تمدن امروز غرب الگویی از تمدن صدر اسلام و یا ایران پیش از اسلام نیست بلکه ریشه اش به هزاران سال قبل از پیامبر  و نیز زمان زندگی خود پیامبر است و البته در زمان فلاسفه و دانشمندان یونانی مانند ارسطو و زنون و فیثاغورس و ... پیامبران در حال آمدن بودند و اگر این دو بر هم منطبق بودند (پیامبران و دانشمندان یونانی) نیازی به آمدن پیامبر نبود و البته ماهیت عملکرد این دو بسیار متفاوت است.

از کسانی که آشکارا به اسلام ناسزا می گویند نباید تا آن حد ترسید که افرادی که  در صدد مسخ کردن و حذف معنا از اسلام هستند. تمام مکاتب انحرافی مخلوط شده با اسلام از جمله فمینیسم نتیجه مسخ کردن اسلام است. منشاء شرایط امروز جامعه که علیرغم ادعاهای سر به فلک کشیده در شکوفایی طبق همان الگوی ماتریالیستی غرب ، همین نداشتن معنایی از اسلام است. امروزه اگر معنویتمان را از دست دادیم و به مادیات همان غرب هم نرسیدیم به دلیل چیست؟ متاسفانه مرتب عده ای گفتند با ورود اسلام واقعی به موفقیت های مادی غرب می رسیم و معنویت را نیز حفظ می کنیم اما مرتب برعکس این ادعا را دیدیم. و تقریبا اعتماد تمام افراد منصف از دست رفته است. امروزه اگر علیرغم آن همه ادعا در مسائل معنوی و اخلاقی و عفت عمومی  امروزه از خود غربی ها عقب ماندیم برای این که این گونه تفاوت های ماهیت تمدن غرب و اسلام را نادیده گرفته و آنها را یکسان دانستیم. برای این که گفتند اروپا از زمان کنار گذاشتن مذهب رنسانس نکرد بلکه فقط خرافات مذهبی را کنار گذاشت در صورتی که خود غربی ها با صراحت از سکولار بودن خود سخن می گویند. و هیچ ادعای دین و مذهب ندارند اما ما آنها را مذهبی می پنداریم و مقدس. با وجود نداشتن ادعا در مذهب باز شاید از لحاظ مذهبی از امروز ما و نه دیروز ما جلوترند.

این مدعیان دروغین کاش حداقل نظر برخی متفکرین غربی را در مورد تمدن اسلامی اصیل صدر اسلام را بدانند در مورد همین گذشته نه چندان دور تمدن اسلامی که این به ظاهر مسلمانان مرتب تف و لعنش می کنند. لینیکی از این مورد (تمجید از تمدن اسلامی و نشان دادن ماهیت منفی تمدن غرب ) در انتهای مطلب گذاشته شده تا بخوانید. متاسفانه حتی در این سایتها زهد نیز به معنای سابق اشتباه معرفی شده و طبق عقاید ایشان حتما به معنای زور زدن در هوا و هوس و خفه کردن خود در این راه است. اگر این لینک را بخوانید ، دید باز تری از تمدن اسلامی می یابیم و دیگر ان را مورد تف و لعن قرار نمی دهیم و در صدد مسخ آن نیستیم. در این لینک می بینید که تمام چیزهایی که زمانی ارزش برای انسان بودند و اکنون هستند روز به روز در حال بی ارزش شدن هستند و این کار توسط ماشین صورت می گیرد. ارزشهای مادی مثل زور بازو ، هوش زیاد و یا حافظه زیاد و یا حوصله زیاد و یا دقت زیاد و ... که همه این ها دارند روز به روز بی ارزش می شوند که البته این ها نزد قرآن و اسلام از ابتدا بی ارزش بودند زیرا ارزش نزد قرآن تنها تقوا معرفی شده است اما معضل اصلی روند ماشینی شدن زندگی ، مسخ شدن خود انسان هست.از بین رفتن تمام ارزش های معنوی و امتیازاتی که قبلا داشت. از قبیل همان تقوا ، هر چند که نمی تواند تقوا را از بین ببرد اما سعی در بی ارزش نشان دادن آن دارد.

لینک:http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/3814/5001/43650

 

نمودی از تمدن غربی:

 

تصویر زیر متعلق به سال 1958 میلادی یا همان سال 1337 هجری شمسی است. تصویری از غرب متمدن و کشور بلژیک مهد تمدن و فمنیسم که هم اکنون دارای رییس جمهور همجنسگراست. همانطور که در این تصویر نمایش داده شده است باغ وحش انسانی اسباب سرگرمی را فراهم کرده است. دختر بچه سیاه پوست در داخل قفس!!! مسلم هست که تمدنی که زمانی از کشتن انسانها تحت عنوان گلادیاتور استفاده می کرده و دوباره به همان تمدن باستانی اش برگشته همچنین باشد. نژادهای سیاه و بربر در این باغ وحش ها در داخل قفس گماشته می شدند.متاسفانه اغلب در این باغ وحش ها از کودکان استفاده میشده است. و بدبخت کسانی که در هر زمان به اینها نگاه می کنند و سعی در تقلید از اینان دارند. اگر در تاریخ این تصویر دچار تردید هستید می توانید عبارت (Human zoo belgium 1958) را در موتورهای جستجوگر حتی بدون 1958 جستجو نمایید.

/ 0 نظر / 19 بازدید