استفاده از مشاوره ازدواج، حماقت است

مشاوره

هم وطنان عزیز
دوستان گرامی
این مطلب را بخوانید و آویزه گوشتان کنید. و لطفا به همه افرادی که می شناسید اطلاع رسانی کنید. اخیرا یک عده افراد نادان و دارای اطلاعات ناچیز که اسم خودشان را روانشناس یا مشاور گذاشته اند با نفوذ در سیستم های آموزشی، ان جی او ها و سمن ها،ادارات و سازمانها و وزارتخانه ها پیدا شده اند که با توجه به رشته تحصیلی بی ارزش و احمقانه ای که دارند بیکار و بدون درآمد هستند.
اینها برای اینکه برای خودشان درآمد و پولسازی داشته باشند با چسباندن خود به این سازمانها و مراکز سعی میکنند تا به کسب درآمد بپردازند.
اغلب آنها یا ایمان ناقصی دارند و یا خود بیمار روانی هستند و همچنین بیشتر از شیوه های فرافکنانه،فریب، به نشر افکار مخرب و انگیزه های  مخالف با فرهنگ و مذهب و اغلب بر اساس آموزه ای غلط غربی رای و نظر می دهند.
متاسفانه اگر ایرادی و موضوع خاصی وجود هم نداشته باشد یا در طرفین القا می شود  و یا اینکه چشم و گوش زوجین به موضوع باز شده و زمینه ساز شکل نگرفتن زندگی و یا اختلاف و طلاق می شود.
ممکن است مشکلی باشد که از طرف زوج یا زوجه به هیچ عنوان مشکل و ایراد قلمداد نشود. اما وقتی به وی آموخته شود که این هم یک مشکل است یعنی ما راه های مختلف برای آموزش طلاق را به زوجین داده ایم.
گاهی اینها افراد را به مراکز و کارهایی تشویق می کنند که آنان را بیهوده و برای یک دلیل بی ارزش به سمت طلاق و یا شکل نگرفتن زندگی تشویق میکنند.
بعنوان مثال یک آقا و یک خانم به مراکزی هدایت می شوند و در یکی از آنها ایرادی ولو قابل رفع در زندگی مشترک رویت می شود و این منجر به شکل نگرفتن زندگی مشترک می گردد.
بعنوان مثال یکی از دوستان ما با یک خانم به یکی از مشاوره ها مراجعه می کند. مشاوره آنها را به آزمایش های ژنتیک و باروری هدایت می کند.
طی آزمایش ها مشخص می شود دختر خانم نمی توانند باردار شوند و موضوع به شکلی بزرگ می شود که سبب ورود خانواده ها به ماجرا و شکل نگرفتن این زندگی می شود.
این در حالیست که دختر خانم پس از مدتی با شخص دیگری ازدواج کرده و حتی صاحب فرزند هم می شود!
با توجه به علاقه شدیدی که بین این دو جوان وجود داشته متاسفانه خطر از هم پاشیدن زندگی کنونی و یا انحراف در آنها وجود دارد. و ناراضایتی در زندگی کنونی آنها مشهود بوده و آثار پشیمانی در آنها دیده می شود.  و در واقع به جز این دو نفر زندگی دو نفر دیگر هم به بازی گرفته شده است.
یا شخص دیگری وجود داشته که در نتیجه اختلاف با همسر به پدر زوجه توهین می کند. زوجه که علاقه زیادی به پدر خود داشته بدون اطلاع شوهر خود به یکی از مشاوره ها مراجعه می کند.
بنا به احساسات زنانه خود مطلب را به شکل بزرگنمایی شده تحویل مشاور می دهد. مشاور به دادن روحیه کاذب که تو زیبا هستی و تو شاغلی و تو توانمندی و نیازی نداری که وی را تحمل کنی یک طرفه زوجه را اغفال کرده و کار آنها به جدایی می کشد.
پس از طلاق  فیل زوجه یاد هندوستان میکند که به زندگی خود باز گردد اما با مخالفت زوج مواجه شده  و هر دو زندگی شان ازهم می پاشد!
دوستان  مراجعه به مشاور چه در مرحله طلاق و چه در مرحله تشکیل زندگی یک راه اشتباه است. زوجینی که مبادرت به ازدواج میکنند باید دارای شعور و ادراک و قوه تشخیص لازم بوده و باید قدرت تصمیم گیری و حل مشکلات را داشته باشند.
مراجعه به مشاور نوعی نقص در شخصیت محسوب می گردد و عدم استقلال فکری و عدم تکامل فکری و سپردن زندگی به دست شخص یا اشخاص غریبه است و به هیچ عنوان تضمین کننده آینده و زندگی نیست.
البته این به جز مشاوره های حقوقی و یا فنی است. چرا که در مشاوره های حقوقی و فنی هدف فرد مشخص است و مشاور راهکارهای قانونی و یا فنی آن را به شما رهنمون می شود.
ولی در مشاوره های ازدواج و خانوادگی شما در تعیین هدف و پایه های زندگی مشاوره می گیرید که کاری عقلانی نیست شخصی که قدرت تعیین هدف و برنامه برای خود ندارد اصلا شایسته ازدواج کردن نیست.
لذا به هیچ عنوان به اطلاعیه های بهزیستی یا برنامه ها، سریال های سیما ، میزگردها، جلسات اولیا و مربیان و سمن ها و انجمن های مردم نهادی که شما را به سمت مشاوره های خانوادگی یا اجتماعی سوق می دهند اعتنا نکنید.
البته این افراد موذی و متقلب اخیرا در تلاش برای تصویب قوانینی برای اجبار این مشاوره ها هستند. و البته دولت و سیستم حاکمیتی در مقابل این افراد به خود حالت به شدت منفعلی گرفته است و ممکن است چنین قوانینی تصویب شود که شما را مجبور به حضور در این مشاوره ها کنند.
اگر چنین چیزی شد فراموش نکنید که در هر صورت تصمیم گیرنده خود شما هستید و چیزهایی که یک فردی تحت عنوان یک مشاور به شما می گوید لزوما صحیح و درست نیست و شما ملزم به انجام آن نیستید.
مگر اینکه این موجودات پلید در آینده در پی اجباری سازی نظرات مشاورین نیز باشند.
البته دیر یا زود مضرات این کار در جامعه آشکار می شود و حاکمیت و دولت مجبور می شوند به عقب باز گردند و این قوانین و تبصره ها را مجددا حذف کنند.
اما مطمئنا تا آن روز قربانیان زیادی در جامعه پدیدار شده اند و زندگی های زیادی در نطفه خفه شده و یا از هم پاشیده اند.


دیده شده که برخی کارشناسان از روی جهالت و نفهمی می گویند دلیل بالا رفتن آمار طلاق این است که  مساله عدم شناخت زوجین نسبت به همدیگر باعث بروز طلاق است. این مطلب غلط و بیجا تنهاو تنها توسط کارشناسانی مطرح می شود که می خواستند وضع جامعه به شرایط کراهت بار امروز برسد. اما این واقعیت نداردودروغ محض است. اینها برای سرپوش گذاشتن بر واقعیت این حرفها را می زنند.
در گذشته حتی گاهی دختر و پسر همدیگر را نمی دیدند. اما در زندگی نسبت به هم شناخت پیدا می کردند(با اینکه سطح سواد و اطلاعات پایین تری هم نسبت به امروزی ها داشتند!). آنها در طول زندگی علاقه پیدا می کردند و مشترکات را شکل می دادند.
مشترکات ساختنی است نه پیدا کردنی!
بدست آوردن شناخت برای ادامه زندگی است نه برای تشخیص امکان یا عدم امکان زندگی.
هنر زندگی کردن یعنی اینکه با شناختی که در طول زندگی حاصل می شود یاد بگیریم و تلاش کنیم تا با همدیگر زندگی کنیم و راه سازش را یاد بگیریم.
نه اینکه اگر دیدیم تفاهم نداریم از هم جدا شویم. هیچ دو انسانی بر روی کره زمین تفاهم نخواهند داشت. امکان ندارد در همه چیز با هم کنار آمد.
این چیزی است که دقیقا وجود دارد.
نویسنده این مطلب به هیچ عنوان مخالف مشورت گرفتن زوجین از بزرگان فامیل و ریش سفیدها نمی باشد البته به شرطی که فقط در حد مشورت باشد و تصمیم نهایی به اختیار خود زوجین گذشته شود.

/ 5 نظر / 20 بازدید
رضا

احسن من تو دانشگاه تهران بودم بعضی از دوستان نتمزد داشتند رفتند مشاوره برای اینکه راهنمایی بشن!!!! بعد دیدیم از هم جدا شدن الان خیلی ها از مشاورها گله دارند نمی دونم چه بساطی هست که هرکس سرشو میندازه میره مطب مشاوره راه می اندازه

ارژنگ

سلام یه چیزی میگم توروخدا تو قسمت نظرات قرار بده من دنبال کار می گردم یه روز تو یه شرکتی رفتم بر ای مصاحبه یه خانوم چادری نجیب!!!اونجا مسوول مصاحبه بود آخر مصاحبه رو کرد به من گفت به دلیل معافیت پزشکی امکان استخدام ممکن نیست می خواستم بلند شم یه دفعه یواش گفت ارژنگ جون اکه امشب بیای خونه من به من حال بدی مشکلت رو حل می کنم گفتم منظور از حال چیه؟ گفت با آلتهامون حال کنیم!!!!!!!!!! من سریع اومدم بیرون تا دردسر درست نکرده تازه اونطور که فهمیدم اون خانوم شعل رده بالا داشت و انواع کتاب مفاتیح ارتباط با خدا و .... رو میزش داشت میلاد جان این نظر من رو توروخدا بذار وضع خیلی بغرنجه

اسمان

چی بگم ولی نباید به هر مشاوره ای اطمینان کرد هستند مشاوران مذهبی که باید از اونا مشاوره گرفت من شخصا تجربه کردم یکیشون واقعا زندگی پسرمو از هم پاشید ای کاش به راهنمایی مشاور مذهبی که تو حوزه بود و خودم شخصا رفتم عمل میکردم الان نه پسرم درگیر بودنه خودم نه بقیه اکثر مشاوران چون کتاب های درسیشون غربی نگاه درست به زندگی مشترک و خانواده ندارن چه برسه یه مذهب

سید

مطلب بسیار خوبی بود. بسیار سپاسگزارم. خدا شما رو از ما نگیره.

بی نام

موردی بوده که آقای مشاور به هر دو گفته شما بدرد هم نمی خورید و برای اینکه در آینده شانس ازدواج داشته باشید خوبه که حتما طلاق بگیریدو... وقتی این دختر و پسر از هم طلاق می گیرند شوهر سابق اطلاع پیدا می کنه که خانم سابقش شده منشی این آقای مشاور... ظاهرا دختره یک بر رویی هم داشته و زیبا بوده.