شوهای رسانه ای فمینیست ها

اگر کمی به دور و اطرافمان نگاه کنیم و تیترهای سایت های تحلیلی و خبری را بخوانیم یا درمیان تیتر های روزنامه های جناح های مختلف سیاسی نگاهی بیندازیم می بینیم هر روز و هر هفته یکی دو فعال حقوق زن به سیاهنمایی جو موجود و دعوت زنان دیگر به سلیطگی همچون خودشان می پردازند و حتی  زنان را به تصدی پست های سنگین مانند شهردار،استاندار و حتی وزرات و ریاست جمهوری دعوت می کنند.
این زنان که اغلب در پست های تمام وقت و یا سنگین در حال فعالیت هستند در حالی  که خودشان در پست و مقام و بی قیدی کامل به سر می برند هیچ گونه اطاعت پذیری ازشوهر ندارند و در حالی که چادر بر سر کشیده اند و با این کارشان اسلام را به گند کشیده اند به مسلم ترین اعتقاد یک زن مسلمان که همانا پرهیز از سلیطگی و راضی نگاه داشتن شوهر است به هیچ عنوان اعتقاد ندارند ونه تنها خودشان به بهانه های واهی از آن سر باز می زنند بلکه به طرق مختلف زنان را به کارهای مشابه خودشان دعوت می کنند.
اکثر آنها یا شوهری بالای سرشان نیست و یا طلاق گرفته اند و یا در زندگی اصلا کاری به شوهرشان ندارند و زن و شوهر هر کدام سوی کارخودشان هستند. این ها صرفا به دلیل حفظ آبرو از نمایش وضعیت اسفبار زندگی شخصی اشان ابا می کنند و سعی می کنند حتی با رسانه ای سازی و اجرای شوهای سیاسی زندگی خودشان را بسیار ایده آل نشان دهند تا زنان دیگر ازآنها الگو برداری کنند و ننگ و سیاهی در جامعه فراگیر شود.
بعضی از آنها ممکن است همسران اشخاص سیاسی باشند مانند همسر یک کاندیدای ریاست جمهوری یا نماینده مجلس و برخی از هنرمندان زن . البته این نکته را اینجا اضافه می کنم بعضی از این افراد این گونه هستند نه همه آنها و خدای نکرده امیدوارم بیان این موضوع حمل بر توهین بر تمام این افراد نگردد. تصور کنید اگر همه زنان جامعه و یا اکثریت آنها می خواستند به این کارهای سنگین  و تمام وقت که نابود کننده زیبایی ها و  لطافت های زنانه است مشغول شوند چقدر زندگی ها باید زشت و ترسناک می شد و چقدر زندگی ها ازهم می پاشید! کما اینکه در زندگی بسیاری از افراد نامبرده بنا به دلیل وقت نداشتن برای وظایف خانوادگی و بی توجهی و بی قیدی نسبت به خانواده و عدم پایبندی به مسایل اخلاقی بنا به اقتضای فرقه ای که برای تصدی این کارها باید عضو آن شوند طلاق و ازدواج های قاطی پاتی و ازدواج مصلحتی زیاد است و تنها چیزی که وجود ندارد عشق است.
اما متاسفانه اینها چون تریبون ها و رسانه ها و سازندگان هنری را در اختیار و نفوذ خود دارند اغلب سعی می کنند با ساختن برنامه های دروغین ویا مصاحبه های مطبوعاتی یک واقعیت را معکوس نشان دهند و بر عکس سعی می کنند با موفق نشان دادن زندگی هایشان یک الگو سازی غلط برای افراد جامعه بوجود آورند.
نمونه های زیادی در دنیا برای آن وجود دارد. مثلا مصاحبه هایی که با برخی فعالان حقوق زن انجام می دهند و یا مثلا وزیر دفاع جدید آلمان که نشریات فمینیست گرای داخلی به خوبی آن را پوشش دادند در حالی که عکس هایی از او را نشان می دادند که چندین فرزند داشت و در کنار آنها لبخند می زد و در اثر کار و فعالیت زیاد توانسته بود تا به این پست برسد!
اما آیا مرحله به مرحله زندگی خشک و بی روح اینها را هم نشان می دهد؟ فساد های اخلاقی آنها،دوری از شوهر و فرزندان و اختلافات خانوادگی و آنچه در دل شوهر بیچاره اش می گذرد را هم نشان می دهند؟
آیا همه زنهای جامعه آنقدر پول دارند بدهند تا برای بچه ها دایه بگیرند و خودشان هم برای رسیدن به پست و مقام با مردان دیگر لاس بزنند و همخوابی کنند؟
اینکه زنانی مثل مرکل و اشتون در اروپا  و غرب بر افراشته می شوند تا مایه شوی سیاسی و نیزنگ برای خاورمیانه باشند و این دست نشانده ها از خود قدرت و جسارت تصمیم گیری ندارند و مردانی تصمیم ساز هستند و اینها همه نمایش است چیزی نیست که بر مردم دنیا پوشیده باشد. چیزی که نگران کننده و ناراحت کننده است بازی خوردن وفریب دیدن زنان سیاسی کشور ما تحت لقای فعالان حقوق زن است و این است که دقیقا همین الگوهای لیبرال ساخته غرب را در چشم زنان ما بزک و دوزک می کنند!
اینها در نقاط مختلف جهان برای نابودی نسل انسانها وتسلط بر مردم جهان از فمینیست ها حمایت می کنند و تازه برای همدیگر  سوژه خبری جور می کنند (مثل وزیر دفاع جدید آلمان که یک زن بود) و حتی به همدیگر کادو هم می دهند مثل آن بنیادی که جایزه بانوی محیط زیست را به معصومه ابتکار داد که از کره جنوبی بود. البته این جایزه برای حفاظت این زن از محیط زیست نبود زیرا که ناتوانی و کم توجهی ایشان به محیط زیست دیگر بر همه ثابت شده است.
همان طور که می دانیم کره جنوبی در تسلط کامل اسرائیل و سیسیتم لیبرال و سرمایه داری آمریکاست و کره شمالی در تسط روسیه است.
این بنیاد که به معصومه ابتکار جایزه داد برای محیط زیست این جایزه را نداد بلکه بیشتر برای خاطر اعمال فمینیستی و ضد خانواده مثل تشکیل مراکز مردم نهاد با گسترش فرهنگ ضد مرد وضد خانواده و شراکت در نوشتن کتاب فمینیستی بین المللی که در خصوص به قدرت رسیدن زنان بوده و یکی از نویسندگان این کتاب در جمع برترین فمینیست های دنیا معصومه ابتکار بوده است!
همان طور که گفتیم از اهداف سازمان ملل و حقوق بشر و شعار برابری فرصت ها برای زن و مرد که مطرح می شود شیوع فمینیسم و نابودی خانواده است.
اینها حتی شعورشان نمی رسد که پست های سنگین و کارهای تمام وقت یک وظیفه است نه یک حق. اما اینها عدم تصدی این پست ها توسط زنان را از بین رفتن حقوق زنان می دانند. عدم اشتغال را از بین رفتن حقوق زنان می دانند. در حالی که اشتغال یک وظیفه است نه یک حق. مرد اشتغال را برای تامین معاش خانواده می خواهد اما یک زن برای چه می خواهد؟ اگر ما زنان بی سرپرست را و یا زنانی را که شوهرشان در تامین معیشت خانواده دچار مشکل هستند جدا کنیم واقعا باقی زنان اشتغال را برای چه می خواهند در حالی که این همه پسر بیکار داریم که اشتغال وظیفه آنهاست؟ حتی اگر آن دسته از زنانی که درآمد شوهرشان پایین است قانع باشند به جای آنها می تواند یک مرد استخدام شود تا از انجام وظیفه مردانه اش بازنماند و از حجم بیکاری کاسته شود. یک پسر مجرد اگر شاغل شود مطمئنا ازدواج می کند. اما می بینیم سیل زنان در بازار کار دولتی و خصوصی هم سطح درآمد مردان را کاهش داده است و هم باعث بیکاری بیشتر مردان شده است و هم ازدواج را کاهش و طلاق را افزایش داده است!
بیایید از بحث خارج نشویم. بحث اصلی دعوت فمینیست ها از زنان برای تصدی پست های مدیریتی توسط زنان بود که اساسا با عقل و شرع در تضاد است.
برای اثبات این موضوع بیایید به این موضوع فکر کنیم که چرا خداوند هیچ زنی را به پیامبری مبعوث نکرد؟ آیا می توان گفت که خداوند با این کار در حق زنان تبعیض قائل شده است و حقوق زنان را ضایع کرده است؟
چرا هیچ امامی از میان زنان انتخاب نشد؟
خود فمینیست های اسلامی خدیجه و عایشه را از زنان باهوش و توانمند می دانند. هر چند میان این دو زن و درجات الهی آنها تفاوت از زمین تا آسمان است. اما لطفا به این سوال پاسخ دهید که چرا پیامبر در میان مسئولینی که منصوب کردند از ایشان استفاده نکردند؟
چرا مولا علی (ع) در زمان خلافت از هیچ زنی برای تصدی پست های مختلف استفاده نکردند؟ در حالی که  تغییراتی که ایشان ایجاد کردند مخالفان زیادی را بر علیه ایشان برانگیخت؟ بنابر این ایشان از بابت مخافت ها و جو موجود هیچ هراسی نداشتند و کارهایی را کردند که به مراتب در جو آن زمان سخت تر از به قدرت رساندن زنان بود.
هیچ امامی زنان را به تحصیلات زیاد و مدیریت  و زمامداری امور دعوت نکرد.
فمینیست های ایران برای رد این نظریات از بهانه مدرنیته و زمان استفاده می کنند و می گویند شرایط آن زمان مساعد این امر نبوده است در حالی که در زمان جاهلیت هم زنانی مثل خدیجه بودند که تجارت می کردند و حتی دارای مقام هایی بودند.
حتی در ایران باستان هم زنانی بودند که برای مدت کوتاهی زمام هایی را به دست گرفتند و مقام هایی را کسب کردند. پس به راحتی این نظریه که این مورد به زمان نسبت داده شود رد می شود.
لذا اگر مدل قدرتمند شدن زنان پدیده موفق و قابل ادامه ای بود توسط پیشوایان ما توصیه می شد و یا حتی نمونه ای از آن پیدا می کردیم و ادامه پیدا می کرد. پس وقتی ادامه پیدا نکرد و توصیه هم نشد نشان می دهد بعنوان حق مطرح شدن آن انحراف و بدعت است.
اما در واقع اسلام آمد و زن را از این کارها معاف کرد و تامین معیشت خانواده را به گردن مرد نهاد و طبق آیه 34 سوره نساء مردان را سرپرست زنان قرار داد. تا زن بتواند در محیط امنی که مرد از طریق انجام وظیفه اش( مراقبت از زن و اشتغال) بوجود می آورد، به تربیت نسل سالم مشغول شود و شوهر خسته اش را التیام روحی و آرامش بدهد و همزیستی اسلامی برای دوام و بقای خانواده با مشکل مواجه نشود.
کما اینکه در قرآن در سوره یوسف و نحل و سوره واقعه  بیان شده که ما پیامبران را از میان مردان انتخاب کردیم. از چند نفر از مراجع هم در خصوص اینکه چرا از میان زنان پیامبری انتخاب نشد سوال شد و پاسخ این بود که خداوند نمی خواست مسئولیت سنگین بر دوش زنان بیفتد . لذا با همین تعبیر دادن پست های سیاسی به زنان به دلیل سنگینی مسئولیت و عدم تناسب با روحیه لطیف و ظریف زنانه کاری نادرست است.
چندین بار در سایت های زنان چشمم به اظهارات شهیندخت مولاوردی معاون زنان ریاست جمهوری و چند تن از فعالان حقوق زن خورد که از امام چیزهایی را نقل می کردند که امام در اوایل انقلاب چندین ماموریت به زنان مختلفی داد و آنها را به پست هایی منصوب کرد. در پاسخ دندان شکن به این اظهارات باید گفت اولا این به صورت حکم حکومتی و مصلحت آن زمان بوده و به تعداد انگشت شمار بوده و برای مقاطع زمانی محدود و نه روندی ادامه دار. اینها طوری این مسایل را عنوان می کنند که هر کس ندادند فکر می کند امام تمام کابینه و نظام را پر از زنان کرده بود! که امروز اینها توقع دارند همه جا از زنان پر شود و اصلا به عاقبت ننگین این خواسته شان فکر نمی کنند.در ثانی اگر این طور که اینها سیاهنمایی میکنند که زنان محدودیت دارند چطور خودشان سر و کله شان درچنین پستی پیدا شده تا خیلی راحت با فرهنگ سازی های مخربشان زندگی مردم بیچاره را به آتش بکشند و نگاه جنسیتی داشته باشند؟ و خیلی راحت در فیسبوک و سایت های زنان و از بودجه های بیت المال استفاده کنند  تا اظهارات شخصی و ضد دین و ضد فرهنگ اصیل ایرانی را بیان کنند و هیچ کس با آنها کاری نداشته باشد؟ و آزادانه به بیان مخرباتشان بپردازند؟

مرکز زنان ریاست جمهوری بنای بدی بودکه در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی گذاشته شد و در زمان آقای احمدی نژاد بدتر اندر بدتر شد و به معاونت تبدیل شد و ای کاش آقای روحانی ریشه آن را می زد و با این کار خدمتی ارزنده به خانواده ایرانی اسلامی و میهن عزیزمان انجام می داد و خانواده و کشور را از نابودی حتمی نجات می داد.
مقام معظم رهبری هم در جمع بانوان فرهیخته در سال گذشته عنوان کردند" نباید به تعداد بالای مسئولین زن افتخار کرد و نباید رسیدن زنان به قدرت را افتخار دانست که این خوب نیست و انفعال در مقابل غرب است."
پس بنابر این دیگر جایی برای یاوه گویی های فعالان حقوق زن در این زمینه باقی نمی ماند.

/ 3 نظر / 6 بازدید
رویا

احمق

فائزه

من با گفته های شما موافق نیستم اما خب نظرتونه و قابل احترامه همونجوری که من توقع دارم به نظراتم احترام بذارن حتی اگه مخالفشن منم احترام میذارم با اینکه مخالفشم. به نظرم اینجوری که شما حرف می زنی زن فقط باید شور آفرین رختخواب باشه بچه بیاره و به شوهرش برسه اینا برای یه زن به نظر من خیلی پایینه نمیگم بده خوبه آدم به اینام برسه اما بودن تو اجتماع اصا چیز بدی نیس.با این حال حرفت جالبه راس می گی من بشینم تو خونه استراحت کنم بخورم بخوابم شوهرم صب تا شب سگ دو بزنه که من بخورم :) کی بدش میاد؟؟؟؟؟؟؟ به نظر من بودن تو اجتماع کار کردن به آدم هویت میده .و چیزی که آقایون رو نگران می کنه اینه که زنا به حقوق خودشون اگاه می شن و فک کنم این براشون خوشایند نیس.

آیور

یه قسمت کوچیک از این پستتونم برداشتم.