رذایل اخلاقی برخی زنان در ایران امروز
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: حقوق بشر زنان ایرانی ،ظلم تاریخی بر زنان ،حقوق زنان ،حقوق بشر در ایران

 

در زمانی که صحبت از حقوق زن توسط سودجویان سرمایه دار در همه جا پیچیده بود، سیاستمداران داخلی ما تازه از خواب بیدار شدند و تصمیم گرفتند تا برای جلوگیری از اعتراض های داخلی و بین المللی توجه زنان ایرانی را جلب کنند. با این تصمیم احکام اسلامی از آن زمان تا به حال در هر ثانیه در حال بازسازی فمینیستیست! محققان و دانشمندان به اصطلاح اسلامی در حال بررسی خلل های متناقض با فمینیسم در متون و تفاسیر اسلامی هستند تا آن خلل ها را ترمیم کرده و مانع از فرار زنان ایرانی از اسلام (تشیع) باشند! این پویانمایی اسلامی ضربه ی شدیدی به مسلمانان وارد نمود که هیچ متریالیست غربی تصورش را هم نمی کرد! علاوه بر اینکه زنان از زنانگی بیزار شده و به محدوده ی مردانگی تجاوز کردند از همه مهمتر نقش رسانه ها بود که با صحبت از کرامت زن و ارزش زن مکملی را به دختران جوان ایرانی (که زمان تجربه اندوزی و یادگیریشان بود) تزریق کرد که همراه با تصورات القائی قبلی آن ها از ظلم تاریخی مردان به زنان! یک ذهنیت ابر مردستیزانه در آن ها به وجود آورد.

دختران و زنان امروزی چه تصوری از مردان دارند؟

آن ها مرد را یک ظالم تصور می کنند که هیچ ارزشی و فایده ای برای بشریت ندارد. زن ارزش های زیادی دارد، همچنین مظلوم واقع شده است در حالی که مرد کرامت و ارزشی در حد زن ندارد چرا که اگر بود می گفتند. .......

نتیجه ی این تصورات کذب چیست؟

زنان آنقدر به خود بالیدند تا شیفته ی خود شدند و متنفر از مردان به نظرشان به درد نخور! مردان هم شهوتشان به سمت پرستش زنان و جبران آن ظلم تاریخی میل کرد و برده شدند. بیشتر زنان ایرانی همانند معشوقه های الهه، زیبارو، بی وفا و سخن تلخ گوی دیوان های شعرای غنایی ما شدند؛ همان ویژگی های رذلی که در زنان امروزی ایرانی بروز کرده است: کم طاقت، خودشیفته، پرتوقع، زهر زبان، عقده ای، بی منطق، خودخواه، نازپرورده، جنسیت پرست، خائن و هزاران هزار دیگر! عقده ی زنان و دختران امروزی کاذب است، یعنی آن ها عقده ی زنان نیاکان خود را در دل دارند که ماجرای آن ها را از رسانه ها شنیده اند وگرنه دختران امروزی به مراتب مرفه تر از پسران بزرگ می شوند و بدی ندیده اند تا در دلشان بماند. متاسفانه این عقده مثل غده ی سرطانی سال به سال رشد می کند و وضعیت خطرناکی را اکنون به وجود آورده است! زنان به قدری انتقام جو و مردستیز شده اند که اگر قدرت به دست آن ها بیفتد مردان را قتل عام خواهند کرد!

در حال حاضر برای جبران این خسارت تنها کاری که می توان برای مقابله با این ذهنیت کرد آن است که در کنار ارزش های زنان سخن از ارزش های مردان هم بکنند و در کنار اخبار جرم های مردان، جرم های زنان را هم نشان دهند و جانبدارانه سانسور نکنند. پدران باید در تربیت فرزندان دختر خود دقت به خرج دهند و دخترانشان را لوس بار نیاورند. در این شرایط اصلا جایز نیست مردم به خصوص پسران کورکورانه رسانه ها تقلید کنند.

لازم است معاونت زنان که در اجلاس زنان شرکت میکند تبیین کند که زنان ایرانی بر خلاف زنان اروپایی نفقه می گیرند. زنان ایرانی دارای حقوقی هستند که زنان اروپایی به خواب هم ندیده اند و اگر زنان اروپایی چنین حقوقی می داشتند هرگز فمینیسم بوجود نمی آمد. زنان اروپایی با مردان دارای وظایف برابر تعریف شده در قانون هستند در حالی که قانون ما هیچ وظیفه ای را متوجه زن نکرده است. باید بگویند که مردی که در ایران نفقه ندهد زندانی می شود و همسرش می تواند از او جدا شود!

باید می گفتند که با داشتن مهریه های نجومی اکنون حق طلاق با این اهرم فشار دست زنان است نه دست مردان. باید این ها را روشن می کردند!

نه اینکه بروند بگویند 70 درصد دانشگاه ها را به دختران دادیم و در بازار کار هم همین تناسب را برقرار می کنیم آن هم برای جنسیتی که مسئولیت مالی ندارد.

تصور غربی ها از حقوق زن در ایران چیزی شبیه کشورهای عقب مانده آفریقایی است.

متاسفانه زنان ایرانی به دلیل سیاهنمایی های معاونت زنان ریاست جمهوری و فراکسیون زنان مجلس و NGO های فمینیستی در داخل و خارج در حس بدی به سر می برند و حقوقی را که از آن بهره مند هستند ناچیز می پندارند!

گناه این دروغ بزرگ و این پنهان کاری و این جو منفی بیهوده بنا بر تعمد بر گردن معاونت زنان است که در سفرش در روز جهانی زن به جای مطرح کردن واقعیات کاری کرد تا بر خلاف بیانات مقام معظم رهبری که ما در زمینه حقوق بشر و حقوق زن از غرب طلبکاریم،برعکس غرب از ما طلبکار شده است!

غربی که زنان را مورد انواع و اقسام سوء استفاده های مادی و جنسی قرار می دهد و یک سانسورگر حرفه ای است خنده دار است که برای ما از حقوق زن صحبت کند و تعیین تکلیف کند!

بخصوص صدور قطعنامه پارلمان اروپا در زمینه حقوق بشر در ایران درست بعد از این سفر مشکوک به نظر می رسد!!!

این احتمال وجود دارد که فمینیست های ایران در این هاگیرواگیر مذاکرات هسته ای قصد دارند با استفاده از گزارشات غلط و تحریک جو بین الملل به باجخواهی های خود در ایران بپردازند و به اهداف مخرب خود برسند!

متاسفانه بعضی روحانیون، کارشناسان اسلامی و مذهبی هایی که اکثرا هم در دستگاه های تصمیم گیری و حکومتی کار می کنند با اسلام مدرن خود که با قوانین بین الملل در ظاهر همخوانی دارد اسلام را سروته کرده اند.

حقوق بشر زنان ایرانی،ظلم تاریخی بر زنان،حقوق زنان،حقوق بشر در ایران


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
بابا آب داد،بابا نان داد،یادش بخیر؛بابا مهریه نداد رفت زندان!
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: بابا آب داد ،بابا نان داد ،حس نوستالژیک ،دیو فمینیسم

یادش بخیر، چه حس نوستالژیکی با دیدن این تصویر از کتاب درسیمان برایمان ایجاد می شود!
چه زود دیو فمینیسم بابا را از کتاب های درسی بیرون کرد!

به نظر شما بابا از تو کتاب درسی کجا رفته؟ چرا رفته؟

نکنه مهریه نداده رفته زندان؟!!!
حالا فمینیسم می خواهد بابا اصلا نباشد!
بابا از خانواده هم می ورد!
بابا از دنیا هم می رود!
بابا دیگر نه نان می دهد نه آب!
بابا دیگر بابا نخواهد بود!
و اگر این روند ادامه پیدا کند، باید مانند غرب شاهد کودکان بی بابا بود!
کودکانی که فمینیسم سند یتیمیشان را از قبل امضا کرده است!
حتی برخی کودکان اصلا مجوز تولد نخواهند داشت تا دنبال بابایشان بگردند!
بابا به تاریخ می پیوندد!
مثل همین کتاب درسی...


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
پرهیز از تقلید کورکورانه
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: تقلید کورکورانه ،مدیریت جمعیت ،مقررات ملی ساحتمان ،معاون محیط زیست ریاست جمهوری

در مطلب قبلی { مدیریت جمعیت لازمه افزایش جمعیت} اشاره کردیم دلیل آپارتمان سازی در کشور های غربی و برخی کشورها مانند ژاپن این است که کشورهای آنها دارای وسعت جغرافیایی و منابع محدود و ناچیز است. بنابر این در کشور ما نیازی به ساخت و ساز آپارتمان به شکل گسترده نیست. از طرفی آپارتمان های ساخته شده دارای تراکم بالا و بی نظمی فراوان است و حتی با معیار های سبک زندگی ایرانی و اسلامی ما همخوانی ندارد. همه اینها به دلیل تقلید کورکورانه از غرب است تقلیدی که صرفا ادا در آوردن است و بدون دانستن  و یا در نظر گرفتن حکمت پیدایش یک چیز. بخش اعظم مشکلات آن عدم خلاقیت است. عدم خلاقیت از این جهت که حتی در صنعت و فرهنگ فقط کپی برداری می کنیم. بدون هیچ گونه تغییری که یک تکنولوژی را با سبک زندگی ما همخوانی بدهد. فارغ از توجه به عواقب یک چیز به سرعت آن را وارد زندگی هایمان می کنیم و خیلی زود عواقب منفی آن را به مزایای محدود آن می بخشیم!

دانشگاه های ما با سبک غربی اداره می شوند. مدارس ما سبک غربی دارند. درس حرفه و فن دختران و پسران یکیست. در مدرسه همان طور که برای پسران اشتغال بعنوان یک اصل مطرح می شود متاسفانه توسط معلمین برای دختران هم رفتن به دانشگاه و اشتغال بعنوان ضرورت مطرح می شود. بعد کشور به دلیل محدودیت زمان و توان زنان برای تولید نسل و به دلیل بیکاری مردان که ناشی از ورود زنان به بازار کار است و عدم مسئولیت قانونی برای تامین مالی خانواده توسط زنان شاغل ، دچار کمبود ازدواج،افزایش طلاق و کاهش موالید و در نتیجه رشد منفی جمعیت می شود. زنان روحیه زنانه شان را از دست می دهند چون در مدارس به آنها یاد داده شده که باید مرد باشید.

کسی که سیستم آموزشی ما را دقیقا منطبق با غرب اعمال می کند اصلا به واقعیت های جامعه توجهی ندارد! در نتیجه این همه مشکل پدیدار می شود. نه سیستم قانون گذاری خودش را با سیستم زندگی و آموزش منطبق می کند و نه آموزش خودش را با سبک زندگی وفق می دهد. این وسط مردم گیر میکنند در این تضاد ها و هیچ کس هم گوشش بدهکار نیست. از طرفی چون زنان به یک سری چیزهایی رسیده اند که نباید می رسیدند امروزه برخی افراد متاثر از فمینیست های احمق چیزهای جدیدی را بعنوان حقوق زن مطرح می کنند. در حالی که هیچ دانشی از آن ندارند. فقط فکر می کنند چون مثل یک زن غربی دارند کار می کنند ، دیگر شوهر در قبال آنها دارای هیچ حقی نیست و باید مثل یک زن غربی آزادی ها و بی قیدی هایی هم داشته باشند و شعار برابر ی زن و مرد را سر می دهند. آنها اصلا توجهی به بی مسئولیتیشان در تامین مالی خانواده ندارند. خبر هم ندارند فمینیست های از خدا بی خبر قانونی تصویب کرده اند تا هر پولی که در خانه شوهر خرج می کنند با مهریه و نفقه یک جا از حلقوم مرد بیچاره بیرون بکشند! تازه به فرض هم که بدانند، بدشان نمی آید که مهریه و نفقه سرجایش باشد و هم از توبره بخورند هم از آخور! آنها اصلا نمی گویند ما اگر هم کار نکنیم واجب النفقه هستیم. چه از جانب پدرمان و چه از جانب شوهرمان. هیچ کس هم غیرتش قبول نمی کند که ما تنها باشیم. بر خلاف مرد که از سن قانونی به بعد نان خور اضافی تلقی می شود و حتی بدون اشتغال نمی تواند به ازدواج فکر کند! آنها نمی دانند که یک زن اروپایی درست مانند یک پسر از سن قانونی به بعد دیگر خودش باید خودش را تامین مالی کند. نه پدر و نه شوهر در اروپا وظیفه ای برای حفاظت و تامین مالی زن ندارند. زنان اروپایی وظایفشان با مردان یکسان است اما از حقوق برابر برخودار نیستند. اما در ایران زنان وظایفی ندارند اما حقوق برابر می خواهند.

مقصر اینجا این فمینیست های ملعون هستند! اما مقصر اصلی مسئولینی هستند که به زنان مدیریت و پست و مقام می دهند و حتی مسئولین زن را از میان فمینیست ها انتخاب می کنند و حتی اگر زنانی که مسئول می شوند و ناحق پست هایی را تصرف می کنند فمینیست هم نباشند کمال هم نشین در آنها اثر می کند و آنها هم فمینیست می شوند.

تازه فمینیست هم نباشند در موقع مصاحبه با روزنامه ها و مطبوعات اینترنتی و کاغذی فمینیستانده می شوند. یعنی مصاحبه کننده با طرح سوالات به شکل خاص و گذاشتن حرف در دهن فرد،  شخص مصاحبه شونده را در تنگنایی قرار می دهند که طرف مجبور شود پاسخ مطابق با خواسته آنها که همان اهداف فمینیستی است را بیان کند!

این مطالب را بیان کردم تا نشان دهم به جز موارد خاص، اشتغال برای زنان در جامعه ما یک اصل و ضرورت نیست و بیشتر جنبه  تفننی دارد. لذا بهتر است اولویت اشتغال با توجه به ضرورت آن به مردان داده شود و نیمی از ترافیک بیهوده شهر ها بخاطر حذف اشتغال های تفننی زنان کاسته شود و از بیکاری مردان کم شود. سطح درآمد مردان بالا رود و مجددا خانواده احیا شود.

در مطلب قبلی در هفتمین مورد در مورد لزوم استاندارد سازی ساختمانها صحبت کردیم و قرار شد در این مطلب به آن اشاره داشته باشیم. از آنجایی که این موضوع یک موضوع تخصصی است و این وبگاه حیطه بحث تخصصی را ندارد به شکل اجمالی مطالبی را در خصوص آن بیان می کنم.

اولا وقتی صحبت از استاندارد می شود لزوما استاندارد های اروپایی صرف نیست. متاسفانه برخی مسئولین ما در مقابل استاندارد مثل انسانهای کور رفتار می کنند. یعنی اصلا دلیل و حکمت یک استاندارد را نمی دانند و مانند مطالب گفته شده صرفا تقلید می کنند.

و تازه اصلا الزامات همان استاندارد ها را هم بطور صحیح رعایت و اجرا نمی کنند.

ریشه همه اینها بر میگردد به جهالت و انجام تقلید از غرب بدون دانستن دلیل و هدف انجام آن کار توسط غربی ها.

توضیح اینکه خود تدوین استاندارد ها در غرب همیشه به روز می شود. به روز شدن استاندارد ها 2 دلیل اصلی دارد

1- . اینکه خود استاندارد وحی نیست و ممکن است خطا داشته باشد. لذا به مرور اصلاح می شود.

2- اینکه شرایط و امکانات کشورهای تدوین کننده استاندارد تغییر می کند و استاندارد ها به روز می شوند. (لزوم تدوین استاندارد ها به شکل بومی و با شرایط و امکانات موجود):

برای توضیح این مورد برای افرادی که فنی نیستند باید عرض کنم هر استانداردی دارای یک سری پیش فرض ها و شرایط است.

بعنوان مثال سازنده اتوبوس یا خودرو موظف می شود خودری یورو n تولید کند! اما سوخت مصرفی که ما در کشور استفاده می کنیم در واقع آن استاندارد را به گند می کشد!

معاون محیط زیست ریاست جمهوری طبق معمول با کم سوادی تمام می گوید سوخت را با فلان استاندارد تولید کنید، اما خودرو های تولیدی اصلا استحقاق سوخت های با آن کیفیت را ندارند!

اتوبوس اسکانیا ادعا می کند که استاندارد ها را رعایت کرده است. شاید هم درست بگوید. اما آیا استانداردی که در اروپا تدوین شده است با ویژگی های اقلیمی و وضعیت جاده های ما همخوانی دارد؟ آیا سایر موارد مثل اتوبان و جاده و آسفالت و غیره استاندارد است؟ آیا هیچ موردی از قلم نیفتاده است؟

شرکت سایپا زمانی که سری های اولیه پراید را تولید می کرد متوجه شد که این خودرو در نواحی مرطوب مثل جنوب کشور و یا شمال کشور دچار نقص فنی می شود. کاری نداریم که پراید اصلا استاندارد هست یا نه. اما سازنده با تغییراتی که در ساخت خودرو داد بومی سازی کرد و خودرو را طوری تغییر داد تا دیگر دچار آن مشکل نشود.

اغلب پزشکان ما برای زنان  استفاده از کلم و بخصوص کلم بروکلی را توصیه می کنند. حتی میزان مصرف آن را هم را هم به میزان مصرف زنان اروپایی و برنامه های روزانه ای که یک پزشک اروپایی تجویز می کند در نظر می گیرند.

در حالی که این کار اشتباه است. پزشکان ما باید میزان و برنامه های غذایی را مطابق ویژگی های محیطی و بومی کشور خودمان طراحی و تنظیم کنند و در مورد آن پژوهش های بیشتری انجام دهند. تقلید کورکورانه اصلا خوب نیست.

استفاده از کلم بروکلی به میزانی که یک زن اروپایی از آن استفاده می کند به هیچ وجه مناسب زن ایرانی نیست. چرا که در دراز مدت ممکن است برای او عوارض جبران ناپذیری ایجاد کند.

زیرا برخلاف خاک اروپا و در نتیجه  منابع گیاهی و غذایی اروپا که غنی از ید است ، خاک ما و کشور ما و سبزیجات ما و حتی آبزیان ما میزان ید کمتری دارند و ما از لحاظ ید کشور فقیری هستیم. همان طور که هر پزشکی می داند استفاده از کلم به دفع ید از بدن کمک می کند. حالا آیا درست است که یک زن ایرانی که  ید کمتری نسبت به یک زن اروپایی دریافت می کند به اندازه یک زن اروپایی از کلم استفاده کند و عوارض کاهش ید در سالهای کهنسالی او بروز کند و او را دچار بیماری و مشکل کند؟

اصلا چرا راه دور برویم . همین استاندارد های ساختمان و مقررات و مباحث مختلف مربوط به ساختمان که تدوین شده است آیا انصافا درست اجرا می شود؟

چند درصد از ساختمان های کشور شرایط این استاندارد را دارند؟ آیا عایق کاری حرارتی و رطوبتی در ساختمانها در حد استاندارد است؟

آیا سیستم های حرارتی و برودتی ساختمانها دارای استانارد های روز دنیا هستند و راندمان کافی دارند؟

اغلب خانه های ما حتی ساختمانهایی که نوساز هستند به لحاظ عایق کاری رطوبتی و حرارتی و حتی صوتی اصلا شریط مناسبی ندارند!

به دلیل تراکم بالای ساختمانها و فضای ناکافی بین آنها امکان استفاده از موتورخانه وجود ندارد. موتورخانه های قدیمی با راندمان پایین کار می کنند. دولت حاضر نیست از ساخت و ساز بی رویه آپارتمان های متراکم، کوچک،بدون موتور خانه و سیستم تهویه مناسب جلوگیری کند. بخاری های گازی راندمان به شدت پایینی دارند. آبگرمکن های دیواری اصلا کیفیت مطلوبی ندارند. خود انشعابات گاز شهری دارای نشتی فراوان هستند و سوخت زیادی را هدر می دهند. حتی از اتصالات استاندارد در آنها استفاده نشده است و بسیار خطرناک است.

بعد رسانه ملی به چین می رود و دمای 22 یا 23 درجه را که در خانه شهروندان چینی تنظیم شده و با سنسور کنترل می شود نشان می دهد و عنوان می کند مصرف گاز در کشور چندین برابر متوسط استاندارد در جهان است. یعنی همه چیز را گردن مردم می اندازند. مردمی که خیلی هایشان به نان شب هم محتاجند. دولت برای فشار آوردن به مردم قیمت انرژی را بالا می برد. بدون اینکه به وسع مردم توجه کند. در بسیاری از ساختمانها امکان نصب موتور خانه و سیستم های گرمایشی هوشمند وجود ندارد. اغلب بودجه آن راندارند. در ثانی تولیدات داخلی برای آنها دارای کیفیت و راندمان مناسب نیست. شرکت گاز  پوستر آموزشی در مترو نصب می کند و در یک نظر غیرکارشناسی دمای آسایش اتاق را 18 درجه اعلام می کند و یک کاریکاتور از یک مرد را در کنار آن قرار می دهد که در کنار بخاری نشسته و عرق کرده و دارد خودش را باد می زند و در واقع مغلطه که  می کند به کنار به شعور مخاطب هم توهین می کند. هیچ فرد متخصصی هم صدایش در نمی آید و اعتراضی نمی کند. در پاسخ به این نظر غیرکارشناسانه شرکت گاز باید گفت دمای استاندارد برای محیط های عمومی به لحظ اینکه افراد دارای لباس های اداری و پوشیده هستند 18 درجه است. این دما برای محیط خانه و اتاق های منزل که افراد می خواهند راحت باشند و با لباس های راحت داخل خانه اندکی آسوده باشند و اسمش هم هست دمای آسایش 21 الی 24 درجه است. چون اینجا دیگر فرد شلوار ضخیم و لباس ضخیم اداری به تن ندارد.

متاسفانه برخی کارشناسان هم توقع دارند مردم در منزل لباس های گرم بپوشند. یعنی حتی دوست ندارند مردم در آسایش به سر ببرند.

اگر با کمبود گاز مواجهیم کمتر صادر کنید. اگر نیاز به صادرات گاز است بیشتر تولید کنید. اگر به تولید بیشتر نیاز است استخدام کنید. این همه جوان جویای کار. این همه سرمایه ملی چگونه است که برای گاز صادراتی نگرانی از مصرف بالا ندارید؟ اما برای مردمی که از سرمایه ملی شان استفاده می کنند و به دلیل بی مبالاتی مسئولین از امکانات لازم برخوردار نیستند و از بی کیفیت ترین محصولاتی که در انحصار ساخت عده ای خاص است استفاده می کنند نگران مصرف زیاد هستید و هزینه انرژی را بالا می برید و حتی دمای 21 درجه خانه را به 18 درجه اتاق های عمومی تقلیل می دهید؟

اینها درد جامعه ماست و تازه بخشی از این درد هاست. در یکی از مطالب بعدی به  نامگذاری سال 1393 توسط مقام معظم رهبری و شعار سال می پردازیم و تولیدات داخلی را با آن قیاس می کنیم!


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
مدیریت جمعیت لازمه افزایش جمعیت...
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مدیریت جمعیت ،تمرکز زدایی ،اشتغالهای تفننی ،منابع آب و انرژی

در کشور ما دارای مشکلات عدیده ای هستیم که به تنها به دلیل نبود مدیریت صحیح ، یا عدم بینش صحیح  و یا سودجویی و فساد برخی مسئولین است. تقریبا در هر زمینه ای می توان برای آن مثال زد.
موارد آنقدر زیاد است که اگر بنا باشد از آن نام برده شود یک نوشته بی پایان ایجاد می گردد!
برای اجمال به بیان چند مورد از آن موارد می پردازیم و تشخیص موارد مشابه را به مخاطب واگذار می کنیم!
به عنوان مثال در زمینه جمعیت و آپارتمان سازی ما مانند سایر جهاتی که از آن ضربه دیده ایم به تقلید کورکورانه و بدون دانستن حکمت از غرب پرداخته ایم.
شما اگر به اروپا بروید آپارتمان زیاد می بینید. از آنجایی که اغلب کشورهای اروپایی کشورهای صنعتی و   پیشرفته هستند ما فکر می کنیم برای پیشرفت باید از آنها تقلید کنیم و شروع می کنیم فقط ادای آنها را در آوردن.این تقلید در تمام اشکال زندگی ما تعمیم پیدا می کند حتی جنبه های فرهنگی زندگی ما. برخی مردم و مسئولین فکر می کنند ما برای مدرن شدن و رسیدن به غرب ناگزیر از تقلید از آنها در جمیع جهات هستیم. در واقع ماجرایی که در سریال کلاه پهلوی در جریان بود در تمام زمینه های زندگی ما در جریان است. در کلاه پهلوی عده ای فکر می کردند که دلیل عقب ماندگی ما شریعت  و حجاب و شکل معماری و سبک زندگی ماست. لذا طوری به آنها القا شد که برای پیشرفت در هر زمینه ای باید یک غربی تمام عیار شد.
این یک دیدگاه کاملا اشتباه است. می شود حجاب داشت، می شود زن و مرد در نقش های سنتی خودشان باشند. می شود در ساخت و معماری شهرها از معماری بومی و سنتی خود استفاده کرد و تجهیزات مدرن را در قالب آنها گنجاند و حتی خود آن تجهیزات را بری مبنای سبک زندگی خود ایجاد کرد.
ساختمان،خودرو،صنعت،جاده ها،کامپیوتر و ارتباطات و تکنولوژی هیچ کدام سبب نمی شود ما ارزش های سنتی خود را به دلیل داشتن آنها کنار بگذاریم. اساسا سبک زندگی چیزی مستقل از مدرن شدن است.
وقتی ما مفهوم و دلیل بوجود آمدن امکانات مدرن را بدانیم هیچ گاه به بهانه آنها سعی نمی کنیم ادای غربی ها را در بیاوریم و حکایت آن کبکی را پیدا کنیم که راه رفتن خود را در اثر تقلید فراموش کرد!
مثلا من ساختمان سازی را مثال می زنم و مخاطب می تواند این دیدگاه را به موضوعات مختلف تعمیم دهد.
در اینجا ما از خودمان سوال می کنیم ساختن آپارتمان ها  و برج های مرتفع چه دلیل و توجیهی دارد؟
بدیهی است که کشورهای اروپایی  وسعت جغرافیایی کم و شهرهای پر جمعیت و با تراکم جمعیتی بالا دارند. یعنی کشورشان از نظر وسعت کوچک است و منابع خاکی محدودی دارند و حتی منابع خدادادی کمی دارند. در این کشورها ناگزیرند از آپارتمان استفاده کنند. اما در کشوری مثلا مثل آمریکا به جز در چند شهر و چند ایالت خاص که بیشتر جنبه تجاری دارند برج های بلند وجود دارد مانند نیویورک. اما در وشنگتن که پایتخت سیاسی است چندان خبری از ساختمانهای بلند نیست. چون آمریکا کشور پهناوری است. در واقع هر چیزی در جای خود قرار می گیرد.
ایران هم کشور پهناوری است. در واقع نیازی نیست که در تهران به این بزرگی این همه آپارتمان گران قیمت و با تراکم و فشردگی بالا و با ابعاد کوچک ساخته شود. به سادگی می شد با یک کنترل جمعیت از تمرکز جمعیت در شهر جلوگیری کرد!
در بسیاری از کشورها پایتخت سیاسی از پایتخت اقتصادی و پایتخت صنعتی جداست. اما تمامی اینها در تهران خلاصه شده است!
در واقع بحث انتقال پایتخت به جای دیگری از کشور در صورتی که بخواهد باز هم به همین شکل انجام شود با شکست مواجه خواهد شد حال هر چقدر هم که می خواهد هزینه و یا زمان نیاز داشته باشد  و اصلا شدنی باشد یا ناشدنی باشد.
کاری که باید در تهران صورت می گرفت در مرحله اول کنترل جمعیت بود! و در مرحله دوم تفکیک پایتخت های کشور در جاهای مختلف. به نظر می رسد به جای انتقال کامل پایتخت ، بخش هایی از آن مثلا پایتخت سیاسی و صنعتی کشور به جای دیگری منقل شود و یا حالا هر تفکیک دیگری که سود مند باشد.
مسئولین ما از بحث کنترل جمعیت تنها کنترل میزان موالید را بلدند، در صورتی که بخشی از کنترل جمعیت کنترل توزیعی جمعیت است.
می شد با سیاست هایی از تجمع جمعیت در تهران یا شهرهای بزرگ جلوگیری کرد! ببنید برای این کار باید یک سری تمرکز ها از بخشی از شهر برداشته شود و اتفاقا بخشی از چیزها تمرکز پیدا کند تا از رفت و آمد های مکرر جلوگیری شود و سازمان ها و اداره جات مرتبط با هم به شکلی در شهر توزیع پیدا کنند تا هم ترافیک بالا نرود و هم رفت و آمد با ساده ترین راه و کمترین هزینه صورت بگیرد.
ساده ترین کاری که می شد در این زمینه کرد جلوگیری از تمرکز وازرتخانه ها و شرکت های زیر مجمموعه و سازمانهای تابعه تماما در نقاط مرکزی و شمالی شهر است.
در واقع این ها می توانست در حاشیه شهر توزیع شود و یا حتی برخی از آنها به بیرون از شهر منتقل شود. حتی برای دفاتر مهندسی و یا دفاتر مرکزی شرکتهای خصوصی واقعا تمرکز شدیدی در نقاط مرکزی و شمالی شهر تهران وجود دارد. دولت و شهرداری و سازمانهای ذیربط باید از دادن مجوز برای دفاتر بسیاری از شرکت ها در نقاط شمالی شهر جلوگیری می کرند و آنها را در شهر و یا حتی بیرون شهر توزیع می کردند. آنوقت برای رفتن به سرکار در صبح ها حجم میلیونی از افراد جامعه نیازی نبود از جنوب شهر و یا حاشیه شهر به سمت مرکز و یا شمال شهر گسیل شوند و ترافیک بالا برود و عصر ها هم در موقع برگشت همین افتضاح صورت بگیرد. این توزیع حتی می توانست برای بسیاری از سازمان ها حتی در گستره کشور یا یا استان های دیگر انجام بگیرد و تمرکز زدایی شود.
با این کار دولت و سازمانها از ترافیک زیاد و تمرکز شدید می توانستند جلوگیری کنند. نباید شهرداری اجازه دهد آپارتمان ها اینقدر بی نظم و فشرده و به هم چسبیده و با هر تعداد واحد تشکیل شود.
در واقع وقتی در زمان راهپیمایی با بالگرد فیلمبرداری و عکس برداری از جمعیت صورت می گیرد کافی است کمی به نحوه چیدمان افتضاح ساختمانها و بی نظمی آنها و تعداد زیاد و متراکم آنها دقت کنیم تا حالمان به هم بخورد. دقیقا مثل مخروبه می ماند! در واقع شهرداری باید به این چیزها دقت می کرد.اما متاسفانه نه تنها در جهت حل این مشکل ها قدمی برداشته  نمی شود بلکه همچنان برای سود بردن یک عده دلال و سود جو هر روز آپارتمان های جدید بدون رعایت استانداردهای مناسب ساخته می شوند و صدها دفتر شرکت های خصوصی با تعدادی پرسنل که جذب می کنند سبب شلوغی بیشتر شهر می شوند!
شما تصور کنید وقتی در این همه آپارتمان متراکم در شهر با تعداد واحد های زیاد در اول صبح بخواهند همه برای کار از ساختمان بیرون بیایند. هر خانواده هم یکی دو خودرو در پارکنیگ یا مقابل درب آپارتمان داشته باشد چه جمعیتی در خیابان های اطراف جمع می شود؟ حالا اضافه کنید افرادی را که از خارج شهر و یا حاشیه شهر می خواهند به دفاتر اداری اطراف ساختمان های مسکونی بروند!
ساختمانهایی که همگی به هم مشرف هستند و باعث از بین رفتن حیا و چشم چرانی و فساد اخلاقی شده اند!
متاسفانه این موارد همه در حد شعار باقی می ماند!
تنها راه نجات از این وضعیت در موارد ذیل نهفته است. با توجه به نیاز به رشد مثبت جمعیت و جلوگیری از پیری نسل ،بدون در نظر گرفتن موارد ذیل این مورد با موفقیت همراه نخواهد بود.


1- تمرکز زدایی از تجمع اداره جات و سازمانها و توزیع آنها در حاشیه شهر و حتی استان
2- جلوگیری از تمرکز زیاد ساختمانهای مرتفع به هم چسبیده بدون در نظر گرفتن خیابان و جاده مناسب در اطراف آنها .حتی از دیگاه پدافند غیر عامل هم این تمرکز اصلا مناسب نیست!
3- اصلاح ساختمانهای تاسیس شده با توجه به ویژگی های سنتی و مذهبی و تخریب بسیاری از آنها برای ایجاد که پلات پلن مناسب و چیدمان مناسب در سطح شهر که این مورد از رسیدگی به بافت های فرسوده کم اهمیت تر نیست!
4- توزیع مراکز خدماتی و بهداشتی و آموزشی دولتی و غیر دولتی در حاشیه شهرها همانند اداره جات و سازمانها
5- جلوگیری از اشتغالهای تفننی بخصوص برای زنان و دخترانی که نیازی به اشتغال ندارند هم تا حد بسیار زیادی موثر است. زیرا هم می تواند سبب افزایش اشتغال مردان شود و از بیکاری کاسته شود و هم لااقل نیمی از جمعیت گسیل شده در سطح شهر که بیهوده به این سو و آن سو می روند و ترافیک شهر را زیاد می کنند کاسته شود...
6- در نظر گرفتن منابع لازم آب و انرژی برای جمعیت. در واقع تراکم جمعیت و عدم در نظر گرفتن برنامه مناسب برای توزیع جمعیت و توزیع منابع لازم برای جمعیت و عدم پیش بینی های توسعه ای برای افزایش جمعیت و مدیریت بحران می تواند مشکلات عدیده ای ایجاد کند. بعنوان مثال آبرسانی در ساختمانهای مرتفع و متراکم و قطر مناسب لوله و شاهلوله ها با توجه به دبی و جریان مورد نیاز و در نظر گرفتن منبع مصرفی و تامین آب  و انرژی متناسب با آن بدون این پیش بینی ها با دادن مجوز های فراوان و بدون برنامه برای ساخت و ساز می تواند مشکلات غیر قابل حلی بوجود آورد و منجر به هزینه های زیاد و کمر شکنی در آینده بشود که سود آن را امروزه بساز و بفروش ها و دلال ها به جیب می زنند و مردم و دولت در آینده باید بهای آن را بپردازند!
7- در نظر گرفتن سیستم های گرمایش و سرمایش مناسب و با راندمان بالا. عایق کاری مناسب رطوبتی و حرارتی برای ساختمانها. (در مطلب بعدی روی این آیتم بحث بیشتری می شود!)


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
← صفحه بعد