عقدنامه های امروزی قرار داد ی یک طرفه و به ضرر مردان
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: عقدنامه های جدید ،دانستنی های ازدواج ،مجازات زنا ،دانستنی های ازدواج برای پسران

قبل از خواندن مطلب ذیل از مخاطب درخواست می شود به سوال زیر پاسخ دهد:

آیا اگر جلوی شما قرار داد یکطرفه ای را بگذارند و بدون هیچ تضمینی بخواهند که بدون بهره مندی از هیچ حق و هیچ سودی زیر بار کلی تعهد بروید،واکنش شما چیست؟ آیا می پذیرید؟

آیا این طور نیست که قانونگذار با رویکردی فمینیستی مردان را در این دریای متلاطم زندگی امروزی با این دخترهای غیر قابل اطمینان تنها گذارده است و مسئولیت های سنگین بدون هیچ اختیاری را بر گردن آنها نهاده؟ آیا این روح شما را آزرده نمیکند و همیشه احساس پوچی و بدبختی نمی کنید؟

آیا قبول دارید که با این مهریه های مرسوم عملا حق طلاق بعنوان یک اهرم فشار جزء حقوق شما مردان نیست و بیهوده بابت چیز نداشته باید سرکوب شوید؟

آیا می دانید که زن تنها وظیفه ای که به سبب ازدواج بر گردنش می افتد تمکین است و در صورت انجام ندادن آن  اثبات عدم تمکین برای مرد به بسیار مشکل است و قانون گذار هیچ گونه ضمانت اجرایی برای آن در نظر نگرفته است و دست زن برای خیانت و نشوز کاملا باز است؟

آیا می دانید که زوجه خیلی راحت می تواند هوسبازی کرده و با ارتباط با غیر و خیانت به شما حتی شما را بکشد و پس از چند سال زندان بابت معاونت در قتل به زندگی عادی خود برگردد؟

 

آیا می دانید که مجازات سنگسار برای گناه زنا از قانون مجازات حذف شده است و عملا اثبات نشدنی است؟ و بعلاوه مجازاتی که برای زنا در نظر گرفته شده صرفا حد شرعی است و هیچ مجازاتی برای خیانت مرد یا زن خیانتکار وجود ندارد؟

در بسیاری از کشورهای اروپایی خیانت زوجین مساوی با سالها زندان، محرومیت از حقوق مدنی و قانونی مانند نصف اموال، ممنوعیت در استخدام دولتی،آبروریزی و هزاران پیامد دیگر است؟

آیا می دانستید برابری حقوقی که بین زن و مرد در اروپا و غرب وجود دارد تنها محدود به برابری حقوق نبوده و برابری در وظایف را نیز شامل می شود و یک زن اروپایی در موقع طلاق باید نصف دارایی اش را به شوهرش بدهد و در مخارج زندگی سهیم است؟

 حال آنکه قانون در کشور ما چنین چیزی را برای زنان شاغل پیش بینی نکرده است و هر پولی هم که زن خرج کند قانونا می تواند همراه با مهریه و نفقه و اجرالمثل و ... در دادگاه از شوهرش بازستاند؟

 

آیا می دانید به محض جاری شدن عقد زوجه مالک مهریه است و می تواند آن را طلب کند و تا زمانی که باکره است می تواند تا زمانی که آخرین دینار مهریه او را نپرداخته اید از آمدن به خانه شما سرباز زند و همین تمکین بدون ضمانت اجرایی هم از گردن وی ساقط است؟

 

اگر به عقدنامه های جدید نگاهی انداخته باشید، حتما مشاهده نموده اید که 13 شرط ضمن عقد به نفع زنان در آن درج شده که عاقد محضرخانه در هنگام برگزاری مراسم عقد، آن را جلوی داماد عاشق گذاشته تا امضا کند. داماد جاهل نیز بی خبر از قوانین و مقررات کشور وقتی برای اولین بار به شروط ضمن عقد برمی خورد مجبور می شود آنها را امضا کند. بی خبر از آنکه هر یک از شروطی که امضا نموده، می تواند توسط همسرش بر علیه وی استفاده شود.

نکته جالب توجه در شروط ضمن عقد آن است که در پایین هر شرط، بخشی خالی گذاشته شده است تا زوجه بتواند بعدا موارد جدیدی نیز اضافه کند. و جالب تر آنکه این مسئله آنقدر برای قانونگذار مهم بوده است که حاضر نشده که کل شروط را در یک صفحه طراحی کرده و در انتها یک امضا از داماد و عروس بگیرد. بلکه هر شرط به صورت مستقل در یک صفحه به طور کامل (یا بخشی از صفحه عقدنامه) ذکر گردیده است و عروس و داماد مجبور هستند چند برابر وقتی که برای خطبه خواندن و امضای سند ازدواج وقت گذاشته اند، صرف امضا و اثر انگشت شروط ضمن عقد نمایند.

فعالان حقوق زن چه از زنان و چه از مردان، علت این مصوبه را حمایت از زنان عنوان کرده اند و معتقد هستند که زنان به دلیل «ضعیف بودنشان» می بایست مورد حمایت قرار گیرند. لذا علارغم آنکه در قانون، لحاظ کردن شروط ضمن عقد پذیرفته شده است ولی مقنن خود وارد این مسئله شده و تصمیم می گیرد شروطی را در سندهای ازدواج لحاظ کند.

اینکه تصمیم مقنن از سوی کدام جریان فکری به قوه قضائیه و دولت ارائه شده و با فشار یا لابی چه جریان فرهنگی-فکری طراحی و اجرایی شده است مسائلی است که می توان با رصد اخبار و فعالیت های گروه های فمینیستی که بسیاری از آنها با بودجه دولتی و بسیاری دیگر با حمایت کشورهای خارجی فعالیت می نمایند تحلیل کرد و به ارزیابی درستی از علل و چرایی پشت پرده این مصوبه دست یافت.

امروز به لطف سیاست های فمینیستی که طی سی سال گذشته در حاکمیت جمهوری اسلامی با فشار جبهه اصلاح طلب و انفعال کامل جریان اصولگرا در جریان بوده است شاهد سست شدن بیش از پیش بنیان خانواده در جامعه ایرانی و افزایش جرائم، آمار طلاق، خودکشی، جنایت، دزدی و به طور کلی حرکت جامعه به سمت و سوی بی دینی هستیم. امروز در شهر تهران حداقل از هر 3 ازدواج یکی به طلاق می رسد و یکی نیز به طلاق عاطفی دچار می شود. بنا به اخبار منتشره، بین 70 تا 90 درصد درخواست های طلاق از سوی زنان است و باور چنین چیزی که حق طلاق در اختیار مرد است یک اشتباه محض است. 80 درصد طلاق ها نیز با عنایت به محرز شدن شروط ضمن عقد رخ می دهد(1). امروز در شهر های کشور، روز بروز بر تعداد جوانانی که به زندگی مجردی روی می آورند افزوده می شود و کشور در حال تجربه رکورد بی سابقه دختران و زنان مجرد و بیوه است. اینها همه نتیجه سیاست های فمینیستی ای است که کشور را طی دهه های اخیر به چالش کشیده است. سیاست هایی که نه از جانب اسرائیل و آمریکا، بلکه با همراهی مسئولان تراز بالای کشور همراه بوده است. یکی از این طرح ها که منجر به باج دهی بی سابقه به زنان شده است مصوبه لحاظ شدن شروط ضمن عقد در سندهای ازدواج است.

شروط ضمن عقد


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
رقابت پسران با دختران در کنکور ظلم به پسرهاست
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: رقابت دختران و پسران ،دختران و پسران ،سهمیه دانشگاه ،مدرک کارشناسی

پسران بخاطر خدمت سربازی دو سال از دختران همسن خود در اخذ مدرک تحصیلی عقب هستند. این سوای 6 سال دیرتر به سن بلوغ رسیدن آنهاست.همه اینها را در کنار سیاست های فمینیستی اتخاذ شده و خیانت مسئولینی که تمام وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی و نیمه دولتی را پر از کارمندان و مدیران سطح میانی زن کرده اند و مسبب مشکلات عدیده و غیر قابل جبران در کشور شده اند بگذارید تا به عمق فاجعه پی ببرید.

در حقیقت سن زیستی پسران از دختران همسن به میزان 6 سال به طور متوسط کمتر است. همین دلیل هم ازدواج های  دختران با سنین بالاتر از پسران را کاملا مطرود می کند.

 

خبرنامه دانشجویان ایران مطلبی را در تاریخ 24 دی 1393 منتشر کرد که  آن را

در اینجا می آوریم:

 

این مصاحبه با دکتر محمد جواد غفرانی صورت گرفته وی استاد برجسته دانشگاه و پژوهشگر مطرح قرآنی است:

 

به نظر شما دخترانی که مدرک کار‌شناسی گرفته‌اند آیا حاضرند با پسران با مدرک پایین‌تر ازدواج کنند؟
خیر، بحث فقط مدرک کار‌شناسی نیست بلکه وقتی مدرک و قد و سن دختر بیشتر از مرد است هم ازدواجشان ناموفق خواهد بود و هم اگر ازدواج کنند مشکلات لاینحلی پیدا می‌کنند هر چند که برای پسران خیلی خوشایند است که با دختران بزرگ‌تر از سن خودشان ارتباط پیدا کنند.

چرا؟
چون حس و محبت مادرانه را از آن‌ها دریافت می‌کنند. اما به زودی این‌ها هم مشکل پیدا می‌کنند؛ ضمن اینکه خانواده‌های این‌ها نیز راضی نمی‌شوند که دخترِ فوق لیسانس، دکتر و مهندسشان با یک دیپلمه یا کاردانی ازدواج کند. نه خانواده‌ها می‌گذارند، نه خود دختر‌ها می‌گذارند و نه در آینده‌شان تاثیر مثبتی می‌گذارد. حتما مشکلات عدیده‌ای را برایشان فراهم می‌کند. اما در حال حاضر کارشناسانی داریم که در سطح بالای کشور، که متاسفانه در صدا و سیما مطرح می‌کنند که هیچ اشکالی ندارد که دختر سنش بیشتر باشد در حالی که خیلی ایراد دارد و نشان می‌دهد که آن‌ها اولا تجربه ندارند و ثانیا اینکه توطئه‌ای پشت سر این قضیه است.

می‌خواهید این قضیه را یک مقدار باز‌تر کنید و دلایل آن را ذکر کنید؟
ببینید ما اولین وامی که از بانک جهانی در دوران جنگ گرفتیم ۱۲ شرط داشت که یک خطیب نماز جمعه‌ای این ۱۲ شرط را بیان کرد و من از آنجا شنیدم و جای دیگری گفته نشد که گفتند ما واممان ۱۲ شرط دارد و یک شرط آن این بود که دانش سرا‌ها حذف شوند، یکی حذف تربیت معلم، دیگری تعداد مجلات و روزنامه‌ها بیش از ۸۰۰ تا و یکی هم اینکه سهمیه کنکور باید برداشته می‌شد. در قبل از انقلاب و اوایل انقلاب در هر رشته‌ای مثلا کشاورزی ۵۰ تا پسر و ۱۰ تا دختر جذب می‌کردند.

تعیین رشته‌ها سهمیه جنسیتی داشت؛ و یکی از شرط‌های آن وام این بود که این سهمیه بندی در کنکور را حذف کنیم به طوری که در آن زمان برنامه اخبار شبانه را قطع کردند و به عنوان یک خبر فوری اعلام کردند که شنوندگان و بینندگان عزیز سهمیه کنکور برداشته شد. نتیجه‌اش این شد که ۷۰ درصد دانشگاه‌ها را دختران و ۳۰ درصد را پسران اشغال کردند؛ یعنی این‌ها یک چیز واضح و طبیعی را آمدند و کلک زدند به طوری که شما ببینید یک دختر کلاس پیش دانشگاهی با یک پسر کلاس پیش دانشگاهی که سنشان یکی است، هم تراز نیستند؛ زیرا دختر شش سال زود‌تر به بلوغ رسیده است یعنی شش سال بیشتر می‌فهمد و عاقل‌تر است. بنابراین این‌ها نباید در کنکور با هم رقابت کنند؛ چرا که ظلم به پسرهاست.

اینکه دختران بیشتر در کنکور قبول می‌شوند به دلیل این نیست که آن‌ها زرنگ ترند، نه، آن‌ها شش سال بزرگترند و هم سن و هم تراز نیستند؛ حافظه‌ای که یک دختر دارد هیچ وقت یک پسر ندارد. در حالی که این‌ها آمدند و از این کلک و جهل مردم استفاده کردند و همه هم اتفاقا خوشحال شدند که الحمدلله دختران همه به دانشگاه می‌روند. نتیجه‌اش این شد که بیش از ۷۰ درصد دانشجویان ما در طول سال‌های بعد از جنگ دختر و ۳۰ درصد پسر هستند و اینکه فارغ التحصیلان دانشگاهی دختران از پسران جلو‌تر هستند و همین امر سبب می‌شود که در ازدواج اختلال به وجود بیاید.

چطور؟
اولا اینکه سن ازدواج بالا برود، دوم آنکه دوام ازدواج کاهش می‌یابد و خلاصه ازدواج کردن به تاخیر می‌افتد، البته کلک‌ها و توطئه‌های دیگری هم دارند که این تنها یکی از توطئه‌هایشان بود. در واقع توطئه این‌ها را آیه ۱۰۲ سوره مبارکه بقره افشا کرده است که می‌فرماید: شیاطین کافر و کافران شیطان «یتعلمون»، در مراکز آموزشی و رسانه تعلیم می‌دهند، چه چیزی را تعلیم می‌دهند؟ «ما یفرقون به بین المرء و زوجه»، اینکه خانواده را متلاشی کند نه اینکه زن و مرد‌ها را از هم جدا کند نه، زن و شوهر‌ها را از هم جدا کند.

الان شما می‌بینید که دانشجویان دختر و پسر، مهمان داران، کارمندان بانک، پزشکان و پرستاران زن و مرد بهترین ارتباط را با هم دارند؛ من در یک مرکز پزشکی بودم و دیدم که خانم‌ها و آقایان با هم رابطه‌ای بسیار مودب و محترمانه دارند؛ اما به محض اینکه این‌ها زن و شوهر می‌شوند با هم مشکل پیدا می‌کنند،  فحاشی کردن، بی‌ادبی کردن، توقع داشتن یعنی به زیبایی و موذی‌گری‌ترین روش‌ها آمدند چیزهایی را به این‌ها یاد داده‌اند که زن و شوهر‌ها را از هم جدا کند که این مواردی هم که یاد داده‌اند هم در قرآن به ما گفته شده؛ آنجایی که زن و شوهر‌ها نمی‌توانند همدیگر را تحمل کنند و هر بیگانه‌ای را می‌توانند تحمل کنند جز همسر خودشان را و با هر کسی خوش برخوردند جز همسر خودشان، باید دید چه ویروسی در ذهن این‌ها رفته است.

چرا این اتفاق افتاد؟
ما یک مسئولانی خائن، مزدور و منحرفی داشتیم که با امام(ره) زاویه داشتند، به طوری که به صراحت به امام خمینی(ره) نامه نوشتند که مرگ بر آمریکا نگوییم؛ حتی تفسیر سوره حمد امام(ره) را از برنامه‌های تلویزیون تعطیل و حذف کردند؛ خیلی جالب است که رهبر انقلاب، مفسر عالیقدر، داشتند در تلویزیون برای مردم تفسیر سوره حمد می‌گفتند که دستور دادند نگذارید دیگر پخش شود و آنقدر زورشان زیاد بود که توانستند جلوی پخش آن را بگیرند. الان هم ۹۰ درصد مشکلات ما زیر سر همین چند نفر است، زیر سر این خانواده! خودشان و بچه‌هایشان مانند اختاپوسی به جان کشور افتاده‌اند که خود را همه کاره انقلاب می‌دانند.

 برای دیدن ادامه مطلب بر روی لینک آن در پایین کادر کلیک نمایید.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
روش خواستگاری و اداره کردن زندگی (مخصوص پسران مجرد)
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: موش ،فمینیسم ،دفع موش ،روش خواستگاری

ما همیشه در این وبلاگ گفته ایم که  فمینیست ها چنان می کنند و چنین هستند. درست است که توقع ما از  حاکمیت این است که حساب فمینیست ها را برسد و این قدر در مقابل آنها کرنش نکند.
اما این دلیل نمی شود که خودمان منفعل و نا امید باشیم. فمینیست ها هر کاری کنند فطرت زن و مرد را نمی توانند عوض کنند. آنها می توانند با وضع قوانین برای شما مشکل ساز شوند و با یک احساسات زنانه یک اشتباه شما را به آتشی شعله ور تبدیل کنند. اکنون زندگی های شما در کنار انبار باروت است.
در گذشته مردان فرصت این را داشتند که خطاهای خود را جبران کنند. اما امروز شما این فرصت را ندارید. باید دقیق و حساب شده عمل کنید. امروز واقعا می توان گفت حفظ یک زندگی برای یک مرد ایرانی به منزله تمام عمر جهاد فی سبیل الله است و این اصلا یک اغراق نیست.
اما همیشه احتیاط شرط عقل است. ایستادگی و پایمردی هم لازم است. سخت کوشی هم لازم است. می خواهید با دختری ازدواج کنید که کار نکند و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد و در ضمن مومن باشد و حداقل اگر زیبا نیست ترسناک هم نباشد.
این حق شماست. اما چقدر در این راه ایستادگی میکنید؟
چقدر تلاش می کنید؟
آیا با اولین شنیدن پاسخ منفی خودتان را می بازید؟ اصلا درست نیست!
اگر صد دختر هم به شما پاسخ منفی داد خودتان را نبازید. همین طور که آنها برای حقوق نامشروع خودشان سخت کوشی میکنند شما چرا قدرت جنگندگیتان را از دست داده اید؟
به خواستگاری بروید. حرف دلتان را بزنید. بگویید من میخواهم همسرم خانه دار باشد و قصد ادامه تحصیل هم نداشته باشد. وضعیت مالی من چنین است و حد توان من این است. اگر جواب منفی هم بشنوید شما موفق هستید به 2 دلیل:

1- اندکی در روحیه دختر سلطه جو و قدرت طلب خدشه وارد کرده اید و او حس میکند هنوز مردان آگاهی هستند که با کار و تحصیل افراطی زنان مخالف اند.
اگر مردها عاقل شوند و موضع خودشان را حفظ کنند کافی است چند مرتبه دیگر برایش خواستگار بیاید و همین خواسته ها را مطرح کند. آنوقت این دختر است که مجبور به تسلیم می شود نه پسر. متاسفانه امروز این دخترها هستند که تعیین میکنند من می خواهم کار کنم و به تحصیلاتم ادامه دهم.
و این پسرها هستند که چاره ای نمی بینند و فکر میکنند دیگر دختری وجود ندارد که قبول کند که کار نکند و خانه دار باشد. در اینجا دقیقا خود مردان مقصر اند.

2- شما از یک خطر مهیب نجات پیدا کرده اید و جواب منفی شنیده اید. بروید و خودتان را یک کباب چنجه مهمان کنید و یک دوغ آبعلی هم روی آن سر بکشید و یک نفس عمیق کشیده و خدا را شکر کنید.
خودتان را نبازید. آرزوی هر زنی است که روزی در آغوش قدرتمند و متواضع یک مرد قرار بگیرد.
یکی از ویژگی های اساسی مردان که اتفاقا زنان آن را خیلی دوست دارند ایستادگی بر سر مواضع و خواسته ها و نا امید نشدن و کوتاه نیامدن است.
اعتماد به نفس داشته باشید. البته این با غرور بی جا و تعصب های احمقانه متفاوت است اشتباه نکنید.

قبل از همه اینها باید از دختر مورد نظر شتاخت کافی داشته باشید.
ریسک کردن در زندگی خوب است اما در انتخاب همسر ریسک نکنید.
فراموش نکنید که همسر خیلی زیبا برای نگاه دیگران ساخته شده است و این شما را رنج خواهد داد و مطئنا اینکه زندگی شما در ریسک و خطر بالاتری قرار میگیرد.
فراموش نکنید شما دنبال یک شریک جنسی صرف نیستید. شما دنبال همسر هستید. لطفا این تفاوت را با تمام وجود حس کنید و سپس انتخاب کنید.

یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید با آلت راست شده به خواستگاری نروید. این یک نکته خیلی مهم و کلیدی است. اول با خودتان و امیالتان کنار بیایید و سپس ازدواج کنید.
حتی اگر توانش را دارید پیش از ازدواج دایم ازدواج موقت کنید.
عقد و عروسی را با هم بگیرید. و  دوره محرمیت را تا حد اطمینان طولانی کنید. ساختن زن در این دوره یک سیاست حساب شده لازم دارد. بخوبی با طرف آشنا شوید. ترس از اینکه ممکن است وی را از دست دهید را فراموش کنید. اگر او رفتنی باشد بالاخره می رود. دست خودتان را با عقد کردن نبندید.
گول ظاهر و حجاب و خانواده و متانت و این حرفها را نخورید. اگر عقد کنید و مشکلی پیش بیاید قبل از رفتن به خانه مشترک و عروسی شما به شدت از لحاظ قانونی در موضع ضعف هستید. کلی اختیار به دختر داده اید و کلی ضمانت مالی ، اما خودتان از هیچ حق و اختیاری بهره مند نیستید!

پس از اینکه اساس زندگی را درست بنا کردید مرحله بعدی زندگی است. در این مرحله شما باید یاد بگیرید بدون پرخاش و با سیاست انگلیسی ( حق به جانب،قاطع و با روی خوش و با این پیشفرض که همان چیزی که می خواهید می شود) زندگی را به پیش ببرید.
البته این سیاست انگلیسی برای چهارچوب های اساسی زندگی است ( منظور آیتم ها و مواردی است که جدی بوده و ممکن است زندگی شما تهدید و حریم شما نقض شود) اما بر سر مواضع کوچک و کم ارزش با زنها مشاجره نکنید. نباید احساس کنند که هیچ چیز مطابق خواسته آنها نیست.
خوشبختانه زنها را از این طریق می شود خوب کنترل و به خود علاقه مند کرد. این یک هنر مردانه است.
امروزه فمینیست ها مکانیزم های تخریبگر زندگی مشترک را تشدبد و اضافه کرده اند و همیشه سعی می کنند دقیقا مانند موش وارد زندگی شما شوند.
شما باید مانع از ورود آنها شوید.
به همه مسایل زندگی امنیتی نگاه کنید. خواسته های شما از همسرتان باید بر اساس احترام و مهربانی و برانگیختن احساسات و رمانتیک بازی باشد.
جز این باشد به همه چیز گند میزنید.
شوخ طبع باشید اما سبک سر نباشید. خیلی از پرخاش های زنانه را با شوخی از خود رد کنید البته به نحوی که زیاده روی نشود و او فکر نکند حرفهایش برای شما بی ارزش است. با او بجث نکنید و فحش ندهید و دست درازی نکنید اینکار ارزش شما را از بین می برد. او کودک نیست که از کتک خوردن یا داد زدن بترسد. اگر کار به جایی برسد که به این رفتار شما پاسخ متقابل بدهد باید به شما تسلیت گفت. دیگر زندگی شما در و پیکر نخواهد داشت! نگذارید کار به آنجا برسد.
امروزه اینترنت، تلوزیون و روزنامه ها و شبکه های اجتماعی و آرایشگاه ها و حتی مجالس مذهبی، وایبر و واتس اپ پر از هجویات بیهوده و مخرب فمینیستی است.
زنها سریعا به اینها واکنش نشان می دهند. مطالب فمینیستی با تبحر بالا و کاملا بر اساس اصول روانشناسی نوشته شده اند و شدید روی زنان اثر می گذارند.
و مطالب غیر منطقی و مخربی را به خورد زنان می دهند.
اگر با همسرتان رفیق باشید او این چیز ها را از شما مخفی نمی کند.
شما با دیدن این مطالب سریعا از خود واکنش نشان ندهید. خونسردی خودتان را حفظ کرده و با برنامه ریزی سعی کنید در قالب یک طنز و یا جوک مثالی از نقض آن شبهه فمینیستی بزنید و سعی کنید خلاف آن را با خونسردی به زن عملا ثابت کنید. این بهترین راه مبارزه با این توطئه هاست.
البته هر از چند گاهی اخم و جدیت را هم چاشنی کنید. زنها این را دوست دارند. آنها دوست دارند که از اخم کردن شوهرشان حساب ببرند.
اخم های شما مانند اشک های زنان کارآمد است.
به شرطی به جا از آن استفاده کنید و زیاد از آن استفاده نکنید.
همسر شما باید بفهمد که وقتی اخم میکنید موضوع جدی است. باید ضربان قلبش تغییر کند و سعی کند خطای خود را برطرف کند. این برای مقاطع و خطوط قرمز زندگی است نه هر چیز بی ارزش. حواستان باشد.

feminism

 

بد نیست از این شعر مولوی هم درس بگیریم:

صد هزاران دام و دانه است ای خدا
ما چون مرغانِ حریصِ بی‌نوا

دَم به دَم ما بسته‌ی دامِ نویم
هر یکی گر باز و سیمرغی شویم

می‌رَهانی هر دَمی ما را و باز
سویِ دامی می‌رویم ای بی‌نیاز!

ما در این انبار، گندم می‌کُنیم
گندم جمعْ‌آمده، گُم می‌کُنیم

می‌نیندیشیم آخِر ما به هوش
کین خَلَل در گندم است از مکرِ موش

موش، تا انبارِ ما حُفره زده‌ست
وز فَنَش انبارِ ما ویران شده‌ست

اوّل ای جان! دفعِ شَرِّ موش کن
وآنگهان در جمع گندم جوش کن

برگرفته از کتاب:
مولوی، جلال الدین محمد بن محمد؛ مثنوی معنوی؛ بر اساس نسخه‌ی رینولد نیکلسون؛ به تحقیق کریم زمانی؛ چاپ چهارم؛ تهران: نشر نامک 1387.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
استفاده از مشاوره ازدواج، حماقت است
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مشاوره پیش از ازدواج ،مشاوره ازدواج ،سازمان بهزیستی ،مشاوره خانواده

مشاوره

هم وطنان عزیز
دوستان گرامی
این مطلب را بخوانید و آویزه گوشتان کنید. و لطفا به همه افرادی که می شناسید اطلاع رسانی کنید. اخیرا یک عده افراد نادان و دارای اطلاعات ناچیز که اسم خودشان را روانشناس یا مشاور گذاشته اند با نفوذ در سیستم های آموزشی، ان جی او ها و سمن ها،ادارات و سازمانها و وزارتخانه ها پیدا شده اند که با توجه به رشته تحصیلی بی ارزش و احمقانه ای که دارند بیکار و بدون درآمد هستند.
اینها برای اینکه برای خودشان درآمد و پولسازی داشته باشند با چسباندن خود به این سازمانها و مراکز سعی میکنند تا به کسب درآمد بپردازند.
اغلب آنها یا ایمان ناقصی دارند و یا خود بیمار روانی هستند و همچنین بیشتر از شیوه های فرافکنانه،فریب، به نشر افکار مخرب و انگیزه های  مخالف با فرهنگ و مذهب و اغلب بر اساس آموزه ای غلط غربی رای و نظر می دهند.
متاسفانه اگر ایرادی و موضوع خاصی وجود هم نداشته باشد یا در طرفین القا می شود  و یا اینکه چشم و گوش زوجین به موضوع باز شده و زمینه ساز شکل نگرفتن زندگی و یا اختلاف و طلاق می شود.
ممکن است مشکلی باشد که از طرف زوج یا زوجه به هیچ عنوان مشکل و ایراد قلمداد نشود. اما وقتی به وی آموخته شود که این هم یک مشکل است یعنی ما راه های مختلف برای آموزش طلاق را به زوجین داده ایم.
گاهی اینها افراد را به مراکز و کارهایی تشویق می کنند که آنان را بیهوده و برای یک دلیل بی ارزش به سمت طلاق و یا شکل نگرفتن زندگی تشویق میکنند.
بعنوان مثال یک آقا و یک خانم به مراکزی هدایت می شوند و در یکی از آنها ایرادی ولو قابل رفع در زندگی مشترک رویت می شود و این منجر به شکل نگرفتن زندگی مشترک می گردد.
بعنوان مثال یکی از دوستان ما با یک خانم به یکی از مشاوره ها مراجعه می کند. مشاوره آنها را به آزمایش های ژنتیک و باروری هدایت می کند.
طی آزمایش ها مشخص می شود دختر خانم نمی توانند باردار شوند و موضوع به شکلی بزرگ می شود که سبب ورود خانواده ها به ماجرا و شکل نگرفتن این زندگی می شود.
این در حالیست که دختر خانم پس از مدتی با شخص دیگری ازدواج کرده و حتی صاحب فرزند هم می شود!
با توجه به علاقه شدیدی که بین این دو جوان وجود داشته متاسفانه خطر از هم پاشیدن زندگی کنونی و یا انحراف در آنها وجود دارد. و ناراضایتی در زندگی کنونی آنها مشهود بوده و آثار پشیمانی در آنها دیده می شود.  و در واقع به جز این دو نفر زندگی دو نفر دیگر هم به بازی گرفته شده است.
یا شخص دیگری وجود داشته که در نتیجه اختلاف با همسر به پدر زوجه توهین می کند. زوجه که علاقه زیادی به پدر خود داشته بدون اطلاع شوهر خود به یکی از مشاوره ها مراجعه می کند.
بنا به احساسات زنانه خود مطلب را به شکل بزرگنمایی شده تحویل مشاور می دهد. مشاور به دادن روحیه کاذب که تو زیبا هستی و تو شاغلی و تو توانمندی و نیازی نداری که وی را تحمل کنی یک طرفه زوجه را اغفال کرده و کار آنها به جدایی می کشد.
پس از طلاق  فیل زوجه یاد هندوستان میکند که به زندگی خود باز گردد اما با مخالفت زوج مواجه شده  و هر دو زندگی شان ازهم می پاشد!
دوستان  مراجعه به مشاور چه در مرحله طلاق و چه در مرحله تشکیل زندگی یک راه اشتباه است. زوجینی که مبادرت به ازدواج میکنند باید دارای شعور و ادراک و قوه تشخیص لازم بوده و باید قدرت تصمیم گیری و حل مشکلات را داشته باشند.
مراجعه به مشاور نوعی نقص در شخصیت محسوب می گردد و عدم استقلال فکری و عدم تکامل فکری و سپردن زندگی به دست شخص یا اشخاص غریبه است و به هیچ عنوان تضمین کننده آینده و زندگی نیست.
البته این به جز مشاوره های حقوقی و یا فنی است. چرا که در مشاوره های حقوقی و فنی هدف فرد مشخص است و مشاور راهکارهای قانونی و یا فنی آن را به شما رهنمون می شود.
ولی در مشاوره های ازدواج و خانوادگی شما در تعیین هدف و پایه های زندگی مشاوره می گیرید که کاری عقلانی نیست شخصی که قدرت تعیین هدف و برنامه برای خود ندارد اصلا شایسته ازدواج کردن نیست.
لذا به هیچ عنوان به اطلاعیه های بهزیستی یا برنامه ها، سریال های سیما ، میزگردها، جلسات اولیا و مربیان و سمن ها و انجمن های مردم نهادی که شما را به سمت مشاوره های خانوادگی یا اجتماعی سوق می دهند اعتنا نکنید.
البته این افراد موذی و متقلب اخیرا در تلاش برای تصویب قوانینی برای اجبار این مشاوره ها هستند. و البته دولت و سیستم حاکمیتی در مقابل این افراد به خود حالت به شدت منفعلی گرفته است و ممکن است چنین قوانینی تصویب شود که شما را مجبور به حضور در این مشاوره ها کنند.
اگر چنین چیزی شد فراموش نکنید که در هر صورت تصمیم گیرنده خود شما هستید و چیزهایی که یک فردی تحت عنوان یک مشاور به شما می گوید لزوما صحیح و درست نیست و شما ملزم به انجام آن نیستید.
مگر اینکه این موجودات پلید در آینده در پی اجباری سازی نظرات مشاورین نیز باشند.
البته دیر یا زود مضرات این کار در جامعه آشکار می شود و حاکمیت و دولت مجبور می شوند به عقب باز گردند و این قوانین و تبصره ها را مجددا حذف کنند.
اما مطمئنا تا آن روز قربانیان زیادی در جامعه پدیدار شده اند و زندگی های زیادی در نطفه خفه شده و یا از هم پاشیده اند.


دیده شده که برخی کارشناسان از روی جهالت و نفهمی می گویند دلیل بالا رفتن آمار طلاق این است که  مساله عدم شناخت زوجین نسبت به همدیگر باعث بروز طلاق است. این مطلب غلط و بیجا تنهاو تنها توسط کارشناسانی مطرح می شود که می خواستند وضع جامعه به شرایط کراهت بار امروز برسد. اما این واقعیت نداردودروغ محض است. اینها برای سرپوش گذاشتن بر واقعیت این حرفها را می زنند.
در گذشته حتی گاهی دختر و پسر همدیگر را نمی دیدند. اما در زندگی نسبت به هم شناخت پیدا می کردند(با اینکه سطح سواد و اطلاعات پایین تری هم نسبت به امروزی ها داشتند!). آنها در طول زندگی علاقه پیدا می کردند و مشترکات را شکل می دادند.
مشترکات ساختنی است نه پیدا کردنی!
بدست آوردن شناخت برای ادامه زندگی است نه برای تشخیص امکان یا عدم امکان زندگی.
هنر زندگی کردن یعنی اینکه با شناختی که در طول زندگی حاصل می شود یاد بگیریم و تلاش کنیم تا با همدیگر زندگی کنیم و راه سازش را یاد بگیریم.
نه اینکه اگر دیدیم تفاهم نداریم از هم جدا شویم. هیچ دو انسانی بر روی کره زمین تفاهم نخواهند داشت. امکان ندارد در همه چیز با هم کنار آمد.
این چیزی است که دقیقا وجود دارد.
نویسنده این مطلب به هیچ عنوان مخالف مشورت گرفتن زوجین از بزرگان فامیل و ریش سفیدها نمی باشد البته به شرطی که فقط در حد مشورت باشد و تصمیم نهایی به اختیار خود زوجین گذشته شود.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
← صفحه بعد
 
 
 
 
http://casino.us.org