دست های امام زمان (عج)
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: دست های امام زمان ،امام زمان ،کشکول ،مشت امام زمان

یکی از رفقا تعریف می کرد:
کوچیک که بودم یه روز با دوستم رفتیم به مغازه خشکبارفروشی پدرم در بازار. پدرم کلی دوستم رو تحویل گرفت و بهش گفت یک مشت آجیل برای خودت بردار. دوستم قبول نکرد. از پدرم اصرار و از اون انکار. تا اینکه پدرم, خودش یک مشت آجیل برداشت و ریخت تو جیبها و مشت دوستم.
از دوستم پرسیدم:تو که اهل تعارف نبودی, چرا هرچه پدرم اصرار کرد, همون اول, خودت برنداشتی؟
دوستم خیلی قشنگ جواب داد:آخه مشتهای بابات بزرگتره...


خدایا ، اقرار می کنم که مشت من کوچیکه, ظرف عقلم خیلی محدوده و دیوار فهمم کوتاست...
پس به لطف و کرمت ازت می خوام که با مشت و ید باکفایت امام زمانم(عج), از هر چی که خیر و صلاحمه و عقلم بهش قد نمی ده, از اون خوبها و درشتهاش, کشکول گدایی خودم ودوستانم و همه مسلمونهای حاجتمند و گرفتار رو پر کنی.... آمین

یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَآ إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِین.

 

مطالب مرتبط:

- آیا مولایمان صاحب الزمان حجاب را دوست دارد یا نه؟ {لینک+}

- شاید کسی را فراموش کرده ایم {لینک}


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
درد و دل های پسران مجرد در فضای مجازی
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: درد دل ،درد و دل ،مشکل ازدواج ،پسران مجرد

 

خدایا من زن میخوام دلم گرفته، بعضی وقتها آنقدر دلم میگره و تحت فشار می افتم که دلم می خواد با تمام وجود گریه کنم دیگه خسته شدم از این همه فشار، از این همه سنت و فرهنگ غلط، از این همه بی توجهی اطرافیان و مسئولان، البته حق هم دارند، خودشان خرشان از پل گذشته و احتیاجات روحی و جسمی شون برطرف شده، چرا دیگه خودشون رو بخاطره ما به زحمت بندازند؟! منم خودم وقتی می خواستم کنکور بدم، مدام به خودم می گفتم بذار کنکورم که تمام شد، تجربیاتم رو در اختیار بقیه میذارم و کمکشون میکنم راحت تر درس بخونند، ولی کو! اصلا حتی دریغ از یه کار کوچیک که براشون کرده باشم، پس بیخودی نباید از بقیه انتظار کمک و توجه داشته باشم، خیلی انتظار بیجاییه!!!!!!!!!!!!!!! ولی واقعا دیگه مستاصل شدم ، نمیدونم چه کنم.

آه!!!!!!!!!!!!!!!!!! به خدا این چیزایی که تو تلویزیون نشون میدن واقعیت نداره ولی آخه مگه احساسات، منطق حالیش میشه؟!!!!!! امان از دست این بزرگترهای نادان و ظاهربین ! حتی مارا هم مثل خودشون کردند، آخه یکی نیست به اینا بگه: باباجون! اگه این احساسات و غرایز از راه درست و عاقلانه و طبق دستورالعمل خدا و پیغمبر اجرا نشه، بدبختی میاره، افسردگی میاره، هزارجور بیماری روحی و جسمی و انحرافات میاره!! خیر ! اصلا گوششون بدهکار نیست که نیست!!! واقعا برای خودمون متاسفم، با این که دین و راهکارهای کاملا عملی اون را داریم، دنبال بیراهه و به اصطلاح، راه چاره میگردیم!!! آخه من دردمو به کی بگم ایها لناس! آخوندامون هم که کاری نمی کنند، فقط یه سری حدیث را تکرارمکررات میکنند، فکر می کنند هنر کردند و مشکل حل شد!

دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون، تو زندگی چقدر غمه، دلم گرفته از همه میگند ما دختر دست گلمونو که تو پنبه بزرگش کردم، بده به یه پسر آسمون جل بی همه چیز بیکار!؟ مگه بچمونو از سر راه اوردیم؟ بله! بچتونو از سر راه نیاوردید، خیلی هم پاش زحمت کشیدید، حاضر هم نیستید به پسری مثل من بدیدش، ولی حاضرید بدیدش دست پسرای خیابونی!، حاضرید ولش کنید به حال خودش تا از روی نیاز به ابراز و دریافت احساسات و عواطف، نا خودآگاه به هزار چیز نکبت و کوفت و زهرمار مثل، خودآراییی برای جلب توجه دیگران و جوونایی مثل من ، خودارضایی، دوستیهای خیابونی و... تن بده، بعدم که من بخوام برم خواستگاری با هزارجور مانع تراشی و سخت گیری های پوچ و بی دلیل مانع ارضای صحیح تمایلاتشون بشد! طوری که نیست! بکنید! نتیجش هم همین میشه که الآن دارید می بیند، همین قیافه های عجق وجق تو خیابونا، دخترهای مجرد با سن بالا و...، بازم احتیاج هست بگم!؟

تا اسم زن و ازدواج رو میاریم ، بیکاری حالا ازدواج کنی!؟ برو حال کن، فکر میکنی جایی خبریه؟! نه بابا!، اونایی هم که گرفتند پشیمونند، حالا بیکارید، دغدغه ندارید، بعدا که ازدواج کنی حسرت الآنتو میخوری، به غلط کردن می افتیا! آره! به غلط کردن می افتیم، اونم چه غلط کردنی! همینه که این همه جوون بیکار داریم، چون که انگیزه ای برای کار کردن نیست، اگه هم کسی سر سوزنی داشته باشه با این حرفای شما همش در نطفه خفه میشه میره پی کارش. آه!!!!!!!!!!!!!!! شما با این سیاست های تربیتی تون و دولت هم با بی توجهی به این فرهنگ سازی های مدرک گرایی مدرن، ما را به خودتون وابسته میکنید، خوب استعمار میکنید، بعد هم که احتیاج به ازدواج، هم دم ، همصحبت و شریکی برای غم و شادیهامون میخوایم، مار را به حال خودمون رها میکنید، ما هم که مستعمره ی شما و کاملا وابسته، کاری از دستمون بر نمیاد، از اون طرف هم که خونواده ی عروس، میگه مهریه فلان مقدار، خونه نمیدین کجا، ماشین کجا و...................... خلاصه اگه خیلی دوستت هم داشته باشند، برا احتیاط،- بلاخره دخترشونو از سر راه که نیووردند!، به قول خودشون با مهریه ی سنگین آنچنان دستی تو پوست گردو می کنند که واقعا آدم می مونه چی بگه!!!!!!!!!!!!!!!!!

آه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 89/12/6-9:15PM بعضی وقتا خیلی دلم میگیره، فکر می کنم اگه زن داشتم باهاش دردودل میکردم، بهم توجه میکرد، ناراحتی هامو بهش میگفتم، بهم take it easy;)میگفت: منم میگرفتمش تو آغوشمو بهش میگفتم، میدونستی من خوشبخت ترین مرد دنیام؟ چون یه همچین همسری مثل تو دارم! ولی فکر نمیکنم این چیزا عملی بشه، اینا مال فیلماست! آدم زنرا برا چی میخواد؟ برا همراهی تو زندگیش، برا این که توسختی و آسونی، غم و شادی باهاش باشه، نه بعد از این که همه ی سختی ها را پشت سر گذاشت، همه چیز بدست آورد، حالا بره زن بگیره!، دیگه این زن به چه دردی میخوره؟!، فقط میشه یه نون خور اضافه، زن وقتی زنه که تو سختی ها با کسی همراه بشه،اونم بخاطره خود فرد نه بخاطره مال و اموال خودش یا باباش! آخی خدا!!!!!!!!!!!!!! دلم میخواد بمیرم، از این دنیا، آدماش، کاراشون، کارای خودم، افکارمون، رسم و سنتامون،حرفای مردم،رفتارهای غلطمون، تهاجم فرهنگی، وضع اقتصادی، بی ثباتی زندگیمون، بی توجهی به خدا، و ... همه و همه خسته شدم، دیگه حال زندگی کردن ندارم. من زن میخوام، ولی نه کار دارم، نه پول، نه مدرک درست و حسابی، نه وضعیت پایدار سربازی، نه خونه، نه ... خداییش تو دختر دست گلتو حاضر بودی به یه آسمون جولی مثل خودت بدی؟! چقدر مرگ برام شیرینه

خدایا! من لایق این همه نعمتت نیستم! همش ناشکری، غر زدن، بد اخلاقی، گناه، تنبلی و ... دیگه چی بگم! از دستم خسته نشدی؟ بخدا خودم از این همه ناشکری ناراحتم ولی بازم میکنم! تو به من یاد دادی تنها کسی که تو ای دنیا به فکرده منه، خودتی، تو ای که از رگ گردن به من نزدیکتری، غمخوار منی، به فکر منی، هرطوری هم که باشم دوستم داری، وقتی غم و غصه تمام وجودما میگیره، فقط تو به فکرمی، ولی خدایا مناوا بازم زن میخوام، میخوام با یکی حرف بزنم، درددل کنم، کمکم کنه،کمکش کنم، به فکرم باشه، راز دلما بهش بگم، آخه دلم یه وجود فیزیکی میخواد که باهاش حرف بزنم، لمسش کنم، شالّا میشد خودت یه جوری تو قالب یه آدم بیای پیشم، من که بهتر از تو ندارم، به دادم برس، دیگه خسته شدم. از بس این دخترا با عشوه و ناز و ادا حرف می زنند، آرایش کرده میاند بیرون، دیگه خسته ام.

کمک 89/12/12 pm6:0 دلم گرفته و فکر می کنم نوشتن بهترین راه برای آرامشم باشه، اگرچه می دانم که بهتر از آن هم هست و آن قرآن است، خواندن آن، گوش دادن به آن، تفکر و تدبر در آن، خواندن تفسیر آن واقعاً آدما 180 درجه تغییر حال میده ولی با این که می دونم اکثراً بهش عمل نمیکنم، حالش را ندارم و مطمئنم که علتش گناهانم، اعمال، افکار و رفتار بدم است  نمیدونم چی بگم، 18/12/89 9:30PM خدایا من که از دستت راضی نیستم، آخه این انصافه اینقدر مردارا به زنا وابسته کنی،نامرد! تازه مرد با این همه قدرت و ابهت و توانایی باید بره نازه این ضعیفا را بکشه، بخدا انده نامردیه، مگه من چه گناهی کردم که باید دلم یخواد با یه دختر حرف بزنم، درددل کنم، ابراز و دریافت احساسات بکنم، آقا دلم نمی خواد ولی چیکار کنم که این دل بیسّاحاب دست از سرم بر نمیداره، دردما به کی بگم، 23/12/89 5:30PM خدایا اگه بدونی چه حالی میشم وقتی یه دختری را میبینم، چقدر دلم میخواد باهاش حرف بزنم، درد دل کنم، بگیرم بغلش کنم، باهام همدردی کنه، بهش نگاه کنم، کمکم کنه، باهام حرف بزنه، ولی آخه با هرکسی که نمیشه دوست شد، اصلا آدم آگه بخواد این کارارو بکنه که دیگه به کار دیگه ای نمی رسه! همش میشه هوس بازی،منم که اصلا نه این کارا رو دوست دارم و نه شدنه و اصلا حالشو ندارم پس من این دل وامونده رو چجوری آروم کنم؟

دیگه خسته شدم، اصلا کسی به فکر ما جوونا نیست، چقدر ما بدبختیم که برا یه چیز طبیعی و عادی مثل این که همه جوره امکان برطرف کردنش هست و خدا هم راهشو بهمون نشون داده کاری نمی کنیم و خودمون با افکار و سنت های غلطمون دست و بال خودمونو بستیم، چقدر بدبختیم، خاک برسر ما، کاشکی یکی به اینا بفهمونه که کاسه داغتر از آش یعنی چه؟!، آخه مگه ضرر ازدواج موقت بیشتر از زنا و روابط نامشروع و دوستی های خیابونی است که ما به وفور تو شهرمون شاهدش هستیم، البته ناگفته نمونه که برای این که اسم کشورمون پسوند اسلامی بودن را داره یدک میکشه، خیلی از چیزها را اصلا نباید صداشو دربیاریم،چرا؟!، خوب این که مشخصه، برا این که یه وقت اسم اسلام و مسلمون تو دنیا بد در میره، حالا تو کشور چه خبره و مردم به چه بدبختی هایی دچارند و چه کارای اشتباهی می کنند که که مهم نیست، مهم اینه که ظاهر درست باشه، مردم به درک!

چقدر گفتم، گناه نکنم تا خدا کمک کنه و درسما بخونم و پیشرفت کنم تا بعدا یه جوری اسباب ازدواجمون فراهم بشه، ول افسوس که نه خودمون افسارمون دست خودمونه و نه مردم و دولت مردامون آدم و به فکر ما، از اون جایی هم که خدا گفته تا خودتون نخوایید و کاری نکنید، من براتون کاری نمی کنم، و یه جای دیگه هم گفته که، آنچه از بدی ها و شر به شما میرسه تقصیر خودتونه، فکر میکنم حالا حالا ها باید نقدا سماغ بمکیم! بله! خدایا! میشه یه جوری اشتباهای مارا نادیده بگیری و یه کاری برا ما صورت بدی؟! بجون خودت خیلی گیرم، کمک!!! 90/1/6-8:15 AM حتی اگه آدم بهترین دوست دختر ها راهم داشته باشه،هیچ وقت آن دختر نمی تونه آن کاری را که همسر آدم براش میکنه را انجام بده،چون تنها کسی که همیشه با آدم هست،همسر آدمه،همیشه کمکت میکنه، همیشه باهات هست،در سختی و راحتی،ناراحتی و شادی.

تنها این همسر آدمه که میتونه واقعا در وقت احتیاج کنار آدم باشه،چون ازدواج یه نوع التزام و تعهد میاره؛ تنها این همسر آدمه که وقتی واقعا بهش احتیاج داریم کنارمونه، تنها این همسر آدمه که می تونه بخاطره طرف مقابل، از خود گذشتگی بکنه، از سود و منفعت خودش برای شاد کردن و کمک به همسرش بگذره، ولی من نمی دونم،چطوری میشه این احساسات را در دوستی های خیابونی یا اینترنتی ایجاد کرد،چرا میدونم!، اصلا نمیشه ایجاد کرد،این غیر ممکنه، می دونی چرا؟، چون مثل ازدواج نیست که التزام داشته باشه، مثل ازدواج نیست که مردم بخواند و حتی بتونند، به طرفشون توجه کنند،چون رسمیت نداره، اصولا تنها هدف این نوع روابط بر پایه ی، منفعت شخصی و خودخواهی افراد است، ولی در روابط زناشویی، از اساس مبنا بر از خودگذشتگی و منفعت دوطرفه هست، بخاطره همینه که ازدواج،اگه موفق و صحیح انجام بشه باعث رشد آدم میشه،حتی به نظر من اگه منجر به طلاق هم بشه باز هم سود داره،چون که تجربیاتی که از طریق ازدواج میشه بدست آورد، از هیچ راه دیگری نمی توان بدست آورد، اگه مثبت بهش نگاه کنیم افراد زیادی بوده اند که از طریق همین ازدواج ،هدفشون را در زندگی پیدا کردند، تونستند رشد کنند و حتی با سرعت تصاعدی؛کم نیستند کسایی که حتی طلاق گرفتند ولی آنچنان تجربه ای کسب کردند که با یک عمر تجرد می توان بدست آورد، ولی باید به آن مثبت نگاه کنیم، که نمی کنیم.

اصلا بحث بحث طلاق نیست،این بدترین حالت موجود است،که اگه قبل از ازدواج با افراد متخصص مشورت کنیم و با مطالعه ی کتب مناسب و مورد تایید و کاربردی خود را مسلح کنیم احتمال خطا به چند درصد کاهش می یابد،خدا کمک می کند،مطمئن باشید ولی مشکل ما این است که از ترس طلاق یا اصلا به این راحتی ها ازدواج نمی کنیم یا مهریه ی سنگین و رسوم غلط را الم می کنیم! درواقع داریم میگیم آقا من حاضرم دختر/پسر دسته ی گلم دوست داشته باشه، استمنا بکنه، مشکلات روحی و بهدش هم مشکلات جسمی پیدا بکنه ولی با کسی ازدواج کنه که خوشبختش کنه،حالا این خوشبختی را کی تعریف کرده و به چه قیمتی بدست بیاد را دیگه ... 27/1/90 -9:5’PM این که خدا گفته زن و مرد با هم اختلاط نکنند، بهم نگاه نکنند، بهترین مسجد زن کنج خانه اش است، چون احساسات درگیر میشه، این جذابیتی که زن برای مرد و مرد برای زن داره، چون خود خدا میدونه چی آفریده، همه ی این ها را برای استحکام خانواده گذاشته، ولی ما سوء استفاده می کنیم، چون سیستم افکارمان را عوض کردند و ما هم پذیرفتیم که مثل غربی ها بی بند و بار باشیم-، البته از نوع افراطی آن، فقط جنبه های منفی و شهوانی آنها را می بینیم.- و بخاطر این احتیاجی که به همسر داریم و خود را با این افکار غربزده محدود کرده ایم، نشانه های احتیاج، خود را در دوستی ها، نوع لباس پوشیدن ها و ... نشان می دهد. 31

/1/90 ----4:20’PM مشکل اجتماع ما امروزه این است که با وجود احساس احتیاج به ازدواج، ایجاد رابطه با جنس مخالف و ارتباطات احساسی و حتی جنسی بین افراد فکر می کنیم فردی که ازدواج می کند باید حتما تماما در اختیار خانواده و همسر و زندگیش باشد ولی این که او فردی نوجوان است را فراموش کرده ایم=< باعث می شویم که فرد از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنه و ازدواج را به تاخیر بیاندازه. حاضریم نیازمان را سرکوب کنیم و دچار مشکلاتی بشویم ولی پا روی اعتقادات و باورهای غلط خود نگذاریم. ما نمی توانیم عوامل سکسی و جنسی را از بین ببریم، ولی میتوانیم افکار و باورهای خود را عوض کنیم.

لینک مطلب مرتبط: { نظر خواندنی یکی از کاربران در سایت الف }


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
آیا رانندگی زنان بهتر از مردان است؟
ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: رانندگی زنان ،تصادفات رانندگی ،زن راننده ،استعداد رانندگی



   رانندگی زنان

مقاله زیر توسط یکی از کاربران با نام امین ارسال گردیده است:

    مقدمه :


    با افزایش تعداد رانندگان خانم در زندگی امروز همچنان این سوال مطرحه که آیا زنان نسبت به مردان رانندگانی ضعیف تر هستند ؟ در یک کلام پاسخ بلی است. البته این بدان معنی نیست که همه ی زنان از همه ی مردان به اصطلاح دست فرمون ضعیف تری داشته باشند و بسیاری از خانم ها میتونند پا به پای خیلی از آقایون و حتی بهتر از بعضی آقایون رانندگی کنند پس اگه شما یک خانم هستید و این مطلب رو میخونید و رانندگیتون از بعضی مردهای دور و برتون بهتره فورا" جبهه گیری نکنید. خیلی از خانم ها از بسیاری آقایون قد بلند تر یا دارای فیزیک بدنی زمخت تر و خشن تر هستند ولی آیا میشه گفت که جنس زن نسبت به مرد عضلانی تر و بلند تر و دارای فیزیک بدنیه خشن تره؟ خیر. اینجا یک بحث کلی مطرحه. اگه 1 میلیون نفر انسان قد بلند دنیا رو به ترتیب قرار بدیم یا میانگین قدی از زنان و مردان بگیریم یا نگاهی کلی به اطرافمون بندازیم میبینیم که مردها بلندتر هستند و اینکه خانم هایی با قد 190 داریم و آقایونی با قد 150 این دید کلی رو تغییر نمیده. در مورد رانندگی هم همینطوره ؛ ممکنه خیلی از خانم ها رانندگان خوبی باشند و بسیاری اقایون رانندگان ضعیف ولی در کلیت و یا بررسی میانگین یا مشاهده برترین رانندگان دنیا کاملا مشخصه که برتری با مردهاست ( و البته این برتری نشانه ی برتری مرد بر زن نیست و الان فقط داریم در مورد توانایی و استعداد رانندگی با خودرو صحبت میکنیم و چه بسا در بسیاری موارد دیگه مثل قابلیت درک احساسات کودکان -که خیلی مهم تر از رانندگی هست - خانم ها برتری داشته باشند پس خواهش میکنم فمنیست ها دعوا راه نندازند.! ) قبل از شروع به گفتن دلایلم یک مثال بزنم که در بالاترین سطح از مسابقات رانندگی یعنی فرمول 1 خانم ها تقریبا" هیچ حرفی برای گفتن نداشتند و ندارند. ضمن اینکه اگه کسی فکر میکنه این بدلیل محدود کردن جنس مونث و مردسالاری بوده باید بگم که در کشور مایکل شوماخر قهرمان افسانه ای چندین دوره فرمول 1 یک خانم صدر اعظم و همه کارست (خانم انگلا مرکل ) پس این فکر که تو آلمان یا کلا" اروپا مثل عربستانه و زنان از امکانات رانندگی کمتری برخوردار بودند و مردسالاری جلوی پیشرفت رانندگیشون رو گرفته کاملا غلطه.

    اما دلایل :

    1-علاقه ذاتی. شاید به نظر خیلی ها دلیل این که پسر بچه ها از سنین کودکی به ماشین اسباب بازی علاقه دارند ( یا گیم های ماشینی ) و دختر بچه ها به عروسک ، تربیت پدر و مادر یا تقلید از پدر و مادر بوده که پسر بچه به تقلید از پدر که رانندگی میکنه و ماشین داره، اسباب بازی ماشین میخره و دختر بچه به تقلید از مادر که بچه داری میکنه عروسک رو میپسنده. اما این طرز فکر هر چند 100% غلط نیست اما کاملا" صحیح هم نیست. در خانواده خودم مادرم هر روز با خودروی شخصیمون به سر کار میرفت و بدلیل ساعت کاری کمترش نسبت به پدرم ، اون بود که من و خواهرم رو با ماشین به کلاس زبان و پارک و .. میبرد و پدرم بدلیل داشتن سرویس محل کار کمتر رانندگی میکرد مگر در مسافرت ها. پس اگه بحث تقلید از پدر و مادر بود خواهر من میبایست به ماشین و رانندگی علاقه مند میشد ( به تقلید از مادرم ) اما اصلا این اتفاق نیفتاد و تا 20 سالگی حتی نمیدونست کار کلاچ چیه.! در صورتیکه من از 6، 7 سالگیم به ماشین ها و طرز رانندگی و این که دنده ها چطور جابجا میشوند توجه میکردم و دوست داشتم جلو بشینم تا بتونم ببینم مادرم ( یا در سفر ها پدرم ) چطور رانندگی میکنه و برام خیلی جالب و خوشایند بود. در یک تحقیقی هم که صوت گرفته علاقه پسر بچه ها به وسایل مکانیکی و ماشین بیشتر از دختر بچه ها بوده و برعکس علاقه ی ذاتی زنانه از همون سنین کودکی دخترهارو به سمت عروسک بازی و حس مادرانه سوق میداده. جالب اینجاست که حتی توان نقاشی کشیدن از وسایل نقلیه و مکانیکی مثل دوچرخه در پسر بچه ها خیلی بهتر از دخترها بوده که نشان از دقت و علاقه بیشتر پسرها از همون سنین به این قبیل وسایل داره که خوب همین علاقه مندی میتونه باعث بروز استعداد و یادگیری بهتر بشه.

    2-دید سه بعدی
    دید سه بعدی در اقایون بهتر از خانم هاست. یعنی درک بهتری از قرار گیری جسم در فضای پیرامونی و حرکتش دارند . شاید بخاطر همین موضوعه که پارک دوبل یا حرکت از بین ماشین ها برای مردها راحت تر است چون میتوانند تجسم بهتری از ابعاد ماشین در فضای سه بعدی داشته باشند. این دید سه بعدی در برخی کارهای دیگه مثل بازی فوتبال هم کارایی داره و مردها بهتر میتونند موقعیت توپ در فضا و زاویه فرود و میزان بالا اودن پا برای کنترل اون و ... رو آنالیز کنند. (جهت اطلاعات بیشتر در این مورد میتوانید به تحقیقات دکتر کاپلان در مورد بلوغ حس 3 بعدی و جهت یابی در پسران 3 سال زود تر از دختران و یا آرشیو مقالات ترجمه شده انجمن مراجعه کنید)

    3- ریسک پذیری
    کلا مردها ریسک پذیری بالاتری دارند و همه میدونیم که ترس در رانندگی یکی از عوامل بازدارندست. باز هم تاکید میکنم که این موارد به برتری مرد بر زن اشاره ای نداره و فقط از دیدگاه رانندگی و دست فرمان داریم بررسی میکنیم وگرنه همین ویژگی هایی که به ظاهر ضعف خانم هاست در بسیاری موقعیت ها باعث برتریشون میشه .

    4- تمرکز
    ساختار مغز مردها با زن ها متفاوته و از جهتی تخصص یافته تره . بخش های مختلف مغز مرد بصورت مجزا برای کارها تخصصی شدند و باعث میشه بتونند در کار تمرکز بالاتری داشته باشند .این امر در رانندگی بخصوص با سرعت بالا یا راندن جنگنده ها و یا گرفتن تصمیم هایی که باید فوری و در کسری از ثانیه انجام بشه به مرد کمک میکنه چون وقتی رو کاری تمرکز داره فقط به اون فکر میکنه و احساسات و سایر قسمت های مغز تقریبا" از کار میفتند و مزاحم تمرکز مرد نمیشوند. اما مغز خانم ها طوریه که تقریبا همه ی قسمت ها همزمان کار میکنند و بخش های مختلف مغز باهم در ارتباط دائمی قرار داره و این باعث میشه بتونند چند کار همزمان رو انجام بدند اما با تمرکز پایین تر. ( همین فعال بودن همزمان کل قسمت های مغز به زنان کمک کرده که علیرغم داشتند جسم خاکستری کمتر و مغز کوچکتر، کند ذهن تر از مردان نباشند ) .
    شاید الان متوجه بشید که چرا خانم ها میتونند به راحتی در حالی که با بچشون صحبت میکنند و همزمان اس ام اس هم میدند رانندگی کنند ( با دست فرمانی تقریبا" مشابه وقتی که فقط رانندگی میکنند ) یا در منزل همزمان سریال مورد علاقشون رو نگاه کنند و آشپزی و در همون لحظه بچه داری کنند.!! اما مردها در هنگام اس ام اس دادن پشت فرمون به بدترین رانندگان جهان تبدیل میشند و در انجام کارهای همزمان در منزل ناموفق هستند و .. در صورتیکه وقتی بحث فقط رانندگی و یا فقط آشپزی و یا فقط دیدن یک فیلم مطرح باشه مردان بهتر از زنان میتونند انجامش بدند و درکش کنند چون روش تمرکز دارند ولی در هنگام همزمانی این کارها زنان برترند چون قابلیت انجام کارهای همزمان رو دارند ( هر چند با تمرکز پایین تر )
    مثلا فکر کنید نمره ی رانندگی یک خانم 13 هست. وقتی همزمان اس ام اس میده میشه 11 و وقتی همزمان با اون 2 کار با بچش هم صحبت میکنه میشه 9..
    اما مرد وقتی فقط رانندگی میکنه نمرش 18 هست ، اگه همزمان اس ام اس بده میشه 11 و اگه همزمان با بچش هم صحبت کنه میشه 8..
    اعداد فقط مثال بود که بتونم منظورم رو برسونم و پایه علمی یا آزمایشی نداره.

    5- حس جهت یابی
    طبق تحقیقاتی که صورت گرفته مردان بصورت ذاتی از حس جهت یابی بهتری برخوردار هستند که مطمئنا" در رانندگی و سردرگم نشدن موثره .

    6- درصد عضلات ، بدن قویتر و قد بلند تر
    البته این موارد در خودروهای امروزی کاربرد چندانی نداره چون به کمک سیستم های هیدرولیکی و برقی ادوات بسیار نرم و روان هستند و نیازی به قدرت بدنی زیاد ندارند و پدال ها و صندلی های قابل تنظیم هم تا حد زیادی مشکل کوتاهی قد خانم هارو برطرف کرده اما هنوز مقدار اندکی تاثیر گذاره. ( در خودروهای قدیمی تر یا اسپرت و یا رانندگی در شرایط سخت تاثیر بیشتری داره )


    خوب این یک سری دلایل بود که ثابت میکرد به طور ذاتی مردان رانندگان بهتری هستند اما بعد از خواندن این مطلب 2 سوال در ذهن خواننده ایجاد میشه :

    سوال اول- اگر زنان بطور ژنتیکی از استعداد رانندگی کمتری برخوردارند پس چرا در دو دهه اخیر اینقدر در این امر پیشرفت داشتند؟!

    جواب در 3 نکته نهفته است :

    1- دلیل اصلی در پیشرفت خانم ها نیست بلکه در پیشرفت خودرو هاست.! سنسور دنده عقب و دوربین عقب و سنسور جلو و آینه ی کمکی پارک کردن رو برای همه ساده کرده حتی اگه دید سه بعدی ضعیفی داشته باشید، سیستم هیدرولیکی رانندگی رو ساده کرده حتی اگه زور بازو نداشته باشید ، گیرباکس اتوماتیک رانندگی رو راحت کرده حتی اگه تمرکز بالایی نداشته باشید و سیستم های کنترل پایداری و ترمز ای بی اس و ... کار یک راننده ی حرفه ای رو شبیه سازی میکنند ....

    2- حس رقابت با مردها.! متاسفانه در جوامع امروزی علیرغم صحبت هایی که در مورد برابری و فمنیسم و ... زده میشه بیش از هر زمانی مرد بودن یک برتری و زن بودن یک حقارت تلقی میشه بخاطر همین کارهای مهمی که زن ها استعداد انجامش رو بهتر از مرد دارند (مثل درک عواطف و احساسات کودکان و در نتیجه تربیت بهتر فرزندان و یا انجام همزمان کارهای منزل و مدیریت اون و ...) کارهایی پست جلوه داده میشه در صورتیکه هر کاری ولو خیلی پیش پا افتاده که مرد توش با استعداد باشه ( مثل پارک دوبل ) بسیار مهم و افتخار آمیز جلوه میکنه و در نتیجه زن ها سعی میکنند از مرد ها کم نیارند.! بخاطر همین حاضرند گاهی با ترس با سرعت رانندگی کنند گاهی (علیرغم میل باطنیشون که ناشی از ظرافت و حس مادری و علاقه بیشتر به امنیته ) ریسک کنند و یا به ظاهر خودشون رو علاقه مند به ماشین و رانندگی نشون بدند.! ( البته در مقدمه گفتم که راننده با استعداد و علاقه مند زن هم زیاد هست و منظورم با اون دسته نیست )


    3- با مشغله بسیار زیاد که پیش اومده خانم های زیادی خواسته یا ناخواسته هر روز ساعت هایی رو رانندگی میکنند و به قول معروف کار نیکو کردن از پر کردن است. تمرین و تکرار هم به اندازه ی استعداد مهمه . مثلا مردان در بدو تولد از عضلات بیشتری برخوردارند ولی اگه یک مرد بعد از تولد هرگز ورزش نکنه و یک خانم هر روز رو به تمرینات سخت بپردازه میتونه از اون مرد قویتر بشه هرچند شاید نتونه هرگز با قویترین مردان رقابت کنه ولی میتونه از خیلی از مردان پیشی بگیره. در مورد رانندگی هم همینطوره.

    سوال دوم – اگر زنان رانندگان ضعیف تری هستند پس چرا آمار تصادفات منجر به مرگ در زنان کمتر از مردان است؟

    این جمله رو در یک صفحه ی فمنیستی خوندم که نوشته بود زنان رانندگان بهتری هستند چون طبق آمار نسبت به مردان تصادفات منجر به مرگ و جرح کمتری دارند.!
    این صحبت مثل اینه که بگیم کارمندان نسبت به فوتبالیست ها آمادگی جسمانی بهتری دارند چون کارمندان کمتر از فوتبالیست ها مصدوم میشوند.!!!! یا بگیم بچه 8 ساله با معدل ابتدایی 20 از یک دانشجوی دکترا با معدل 16 باهوش تر و عالم تر است.!!!
    اگه بگیم خانم ها رانندگانی قانون مند تر یا محتاط تر هستند شاید درست باشه هرچند همین قانون مندی بیش از حد گاهی باعث بروز خطر میشود . مثلا وقتی حق تقدم با خانم هاست اکثرا" بدون توجه به اطراف حرکت میکنند با این طرز فکر که حق تقدم با منه و طبق قانون حق با منه.!!
    در کل این آمار هم ربطی به رانندگی بهتر خانم ها نداره چون :
    1- اگه نگاهی به جاده های خارج از شهر بندازیم هنوز هم تعداد رانندگان مرد بسیار بیشتر از خانم ها هستند و مسلما" بیشتر تصادفات منجر به جرح و مرگ در جاده ها صورت میگیره و نه در ترافیک شهر ها با سرعت کم .
    2- درصد زیادی از تصادفات منجر به مرگ مربوط به موتور سواران است که در کشور ما 100 % راکبین رو مرد ها تشکیل میدهند .
    3- ریسک پذیری کمتر خانم ها در زندگی باعث میشه که کمتر خودشون رو در موقعیت خطر قرار بدهند. حالا هر نوع خطری. یکیش همین رانندگی با سرعت بالاست. ریسک پذیری همون طور که از اسمش مشخصه یعنی قرار گرفتن در موقعیتی که شانس موفقیت در اون 100 % نباشه . مردها بطور ذاتی ریسک پذیرتر هستند و در نتیجه با سرعت بالاتر حرکت میکنند و احتمال مرگ و میر در سرعت بالا بسیار بیشتره . ممکنه یک خانم در طول سال 10 بار تصادف کنه ولی حتی ماشینش هم آسیب جدی نبینه ( با سرعت پایین ) ولی یک آقا فقط یک بار تصادف کنه ( با سرعت بالا ) و منجر به حادثه بشه. پس خانم ها قانون مند تر هستند ولی این بدین معنی نیست که دست فرمان بهتری دارند.
    4- یک جمله ی معروفی هست که میگوید شناگر های خیلی ماهر بیشتر از افرادی که زیاد شنا بلد نیستند غرق میشوند. دلیلش و ربطش به موضوع کاملا مشخصه.
    5- خانم ها بدلیل ظرافتشون و این که معمولا مجبور نیستند حتما رانندگی کنند و معمولا" شغلشون رانندگی نیست و اینکه معمولا حاضر نیستند به هر قیمتی با هر خودرویی رانندگی کنند و بدلیل اطلاعات و توان فنی کمتر از ماشین های قدیمی و خراب فراری هستند معمولا با ماشین های مدرن تر و سالم رانندگی میکنند و اگه نگاهی به پیکان ها و یا ماشین های با عمر بالای 20 سال بندازید متوجه میشید که نسبت مردان به زنان در این خودروهای نا امن و قدیمی بسیار بیشتره و خود این هم میتونه به افزایش این آمار کمک کنه.

    امیدوارم با نوشتن این مقاله کسی رو ناراحت نکرده باشم. از همه دوستان که وقت گذاشتند و پر چونگی من رو تحمل کردند متشکرم.


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
ترویج همسن گزینی و ازدواج با دختران بزرگتر توسط شیاطین انس
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: شیاطین انس ،ازدواج با دختر بزرگتر ،یائسگی زنان ،همسن گزینی

 

امروزه مرتب سعی در تبلیغ و ترویج ازدواج همسن و یا ازدواج پسران با دختران بزرگتر از خود می شود. احتمالا چه مرد باشید و چه زن ، خودتان می فهمید که این مورد در دراز مدت می تواند چه اثراتی داشته باشد. اما به هر حال وقتی مطلبی بسیار تبلیغ شود ، خود به خود افراد را وا می دارد تا مطابق آن مطلب عمل کنند.

مسئله این نیست که تعداد دختران بیشتر از پسران باشد و یا تعداد پسران بیشتر از دختران باشد. طبیعت روند خود را دارد و کسی نمی تواند در مورد طبیعت نگرانی داشته باشد زیرا طبیعت به بهترین نحو تنظیم شده و جای نگرانی نیست. مسئله ترویج افکار غلط با توجیهات خنده دار است. دلیل خنده دار بودن این توجیهات از این قرار است که تا چندی مرتب به دلیل بالاتر بودن تعداد دختران آماده ازدواج نسبت به پسران ، از سوی برخی سایتهای رسمی دعوت به همسن گزینی و یا ازدواج پسر با دختر بزرگتر از خود میشد. حالا در جایی متنی نوشته که تا سال 97 تعداد پسران آماده ازدواج 2 میلیون بیش از دختران مجرد می شود و برای حل این موضوع نیز راه و حل ارائه شده باز همسن گزینی و یا ازدواج پسران با دختران بزرگتر از خود معرفی شده است!!!!!!این خود یک رسوایی و بزرگترین شبهه در حرفهای این جماعت است.
 

به راستی چه اصراری دارند که این مسئله را رواج دهند؟ چه سودی می برند؟ به هر حال اگر ما مرد هستیم یا زن ، باید توجه داشته باشیم که زندگی مشترک تنها 2 سال اول نیست. زندگی مشترک باید تا آخر عمر تداوم داشته باشد. خودتان تجسم کنید که با توجه به متفاوت بودن بلوغ پسران و دختران و نیز امکان یائسگی زنان در سنین خاص ، از لحاظ علمی این توصیه ها چه توجیهی دارد؟ و البته همین اصرار مرتب با استدلاهای متناقض خود دلیل مهم بر شک و رد این توصیه است. شما اگر زن هستید مطمئن باشید از زندگی با مرد بزرگتر از خود بیشتر لذت می برید و اگر مرد باشید از زندگی با زن کوچکتر از خود بیش تر لذت می برید و به آرامش می رسید هر چند که استثنائاتی هست که رعایت برخی اصول می تواند این روال را برعکس کند اما هرگز به معنای تجویز عمومی کردن این روال در جامعه نیست. همیشه بالا و پایین شدن طبیعی آمار دختران و پسران مجرد در طول تاریخ بوده است و این ها کاملا طبیعی است و جای هیچ گونه نگرانی چه برای دختران و چه برای پسران نیست و در طول تاریخ همیشه این مورد بوده است. منتها امروزه برخی شیاطین از جنس انس سعی در حاد کردن این موضوع و دادن امار هایی با استدلالهای عجیب و غریب و البته مغرضانه هستند و چنان آمار می دهند که گویی تا کنون این مسئله در تاریخ بشر نبوده است. اما بشر همیشه این روالهای طبیعی را داشته و همیشه با اتکا به خداوند و نه این شیاطین انسان ، راه خود را به درستی پیدا کرده است. نمونه از این تبلیغات در لینک زیر امده است. تا کنون ایده همسن گزینی و یا ازدواج پسران با دختران مسن تر از خود برای حل مشکل دختران مجرد بود و حالا همین راه وحل برای حل مشکل پسران مجرد است!!!!! یک راه و حل برای دو شرایط متناقض!!!! این مسئله درست مثل وقتی است که اگر به عنوان مثال سیب برای سلامتی تان مفید باشد بگویند سیب زیاد بخور و اگر سیب برای سلامتی تان مضر باشد باز هم بگویند سیب زیاد بخور!!!!!


●به اشتراک گذاشتن اين مطلب در سايتهاي توييتر،share in your twitter account،فيس بوک،share in your facebook wall،خوشمزه،share in delicious،ياهو،share in Yahoo Buzz،ديگ،share in Digg it،کلوب،share in Cloob !!!
← صفحه بعد
 
 
 
 
http://casino.us.org